بهانه ای برای دیدار دوستان

 

بهانه ای برای دیدار دوستان

چون فرصتی پیش آید سرکی کشیده  به وبستان در مجازستان وبر هرپستی نظری افکنده وگه گاهی از هر تاپیک بهره ای جسته وبا اقتفا از آن چند کلامی که ازدل بر می آید بر صفحه ی کاغذ نگاشته وچون مجالی دیگر آید آنرا بر صفحه ی مجاز کلیک زده تادر معرض دید ونظر دوستان واقع آید شاید در این میان یکنفررا وفق نظر افتد . اما گاه آنچه در نظرم خوش آید آنرا در تنور اندیشه پخته وبعد به عرصه رسانده اما اغلب به سبب ترس از پریدن موضوع از ذهن در اثرتزاید مشغله ی روزمره که گریبانگیر خلق نیز شده آنچه می یابم از بداهه یاری جسته در راستا آن موضوع نگارنده میشوم .

         این بار سرکی کشیده در وب سرکار خانم ملیحه ترکمنزاده در تربت حیدریه ومطلبی یافتم بدیع ونوگرا بنام (دایی مردک)که فی حول مردان خبر گذارومتبادل درگفته های این وآن درهرکجا از مرز خاکی میباشدودر مقابل واژه ی (خاله زنکی) مولود شده است ، دیدم مطلبی نو می باشد گفتم بهانه ایست نیکو برا ی دیدار درمجازستان حیتا با دوستان واین بود که نظم ذیل را تقدیم داشتم.

 

 (ک دایی مرد)

طی تحقیقاتِ جمعی کارشناس
دائی مَردَک گشته اینگونه قیاس
بعضی از مردان پاک وپاچه خوار
شب نشینی ها ویا هنگام کار
می نمایند انتشار هر خبر
بین همکاران یا در سطح شهر
گاه از این وگهی زانِ دگر
می نمایند بازیِ گفت وخبر
گاه هم ازباجناقها این مرام
می شود بازیچه گفت وکلام
الغرض چون بهر زنها درسخن
واژه ی (خاله زنَک)گشته علن
وز پی آن طبق ابداعی جدید
واژه ای زیبا چنین آمد پدید
واژه ی (خاله زنَک بازی) کنون
در مقابل آمده مثلش برون
لیک آن گلواژه بی شک آمده
اصطلاح دائی مردک آمده
آری آن عاری زهر بیحرمتی
ابتکاری هست از یک تربتی
ترکمن زاده ، ملیحه نام او
شهد الفت باشد اندر جام او
حال ای مردان نیکو معرفت
بشنوید این نکته ی با میمنت
بعد ازین هنگام گفتار وسخن
در محل کار یا در انجمن
دایی مردک بازیِ خود کم کنید
خویش را بر ترک آن ملُزم کنید
بهر گفتن با کلام معتبر
نشر بنمائید بسی گفت وخبر
آن خبر هائی که احسان آورد
تازگی بر روح انسان آورد
سینه را سازد گلستان صفا
تا ببار آیدگل از شاخ وفا
نی خبرهائی که بهتان آورد
در وجود شخص افغان آورد
عصرما اکنون وفورِهای وهوست
دائماً از غمگساری گفتگوست
پس بیائید از صفای سینه ها
بشکنیم خودشیشه های کینه ها
از محبت قلب ِ نوبنیان کنیم
خویش رادرزندگی، انسان کنیم
همره” محزونی” ای خوبان من
عشق راسازید ، صفای انجمن
10/10/93

خاله زنک بازی = واژه ای بسیار کهن منسوب به برخی خانهما ، شاید درسطح دنیا، با مترادفهائی متفاوت (که مبدع آن معلوم نیست) که ناشی از رد وبدل کردن انواع سخنها از کسی به کسی یا کسان ، که شامل غیبت ،تهمت ، سرکشی در کار دیگران و…….میشود
دایی مردک (daei mardak )= واژه ای نوپدید ونوبنیان که مبدع آن سرکار خانم ملیحه ترکمن زاده در تربت می باشد وپس از این بنام ایشان باید ثبت گردد که شامل توضیحات بالا در رابطه با رد وبدل کردن انواع خبر می باشد.

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

10 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. درود بر استاد بزرگوار سيد عزيز؛
    توانايي در سرودن شعر در تمام قالبها و موضوعات و گاها في البداهه، باعث مباهات و افتخار است.
    يسيار خرسندم كه شما را در كنار خود دارم.
    همچنين با تشكر فراوان از نظرات خوبت در وبلاگم.حتما اصلاح خواهم كرد.
    هميشه جاويدان بماني عزيز

    1. درود یزدان پاک بر سعید عزیز:
      از نگاه قشنگت ممنونم مهندس جان ،شعر زیبایت رادر وبلاگت خواندم ولذت بردم ،از حس جاودانه ات درین باب خرسندم . تاهمیشه دوستتدارم .
      برقراروپویاباشی :gol:

  2. بسم الله الرحمن الرحيم
    هست كليد در گنج حكيم
    درود بر استاد و سيد بزرگوار جناب محزوني عزيز روحي لمقدمهي فدا
    بسيار خوشحالم از اينكه مي بينم علارغم مشكلات كاري هيچ نكته ظريفي هم از ديد تيز بين شما مخفي نمي ماند هر چند در اين دنياي بي انتهاي مجازي ولو در وبلاگ مليجه خانم تربتي
    به نظر اين حقير زن ومرد دو نيمه يك سيب هستند و تفاوت چنداني با هم ندارند نقل مي كنند يك خانمي از شوهرش مي پرسد : شما مردان وقتي پهلوي هم مي نشينيد از چه صحبت مي كنيد؟ و شوهرش مي گويد : از همان چيزهايي كه شما زنها صحبت مي كنيد.!! و خانمش مي گويد شما مردها چقدر بي تربيت هستيد. علي ايحال در مملكت ما چيزهاي زيادي براي زُم كردن و خنديدن وجود دارد. لذا چند بيتي از روي ارادت به شما كه خيلي دوستان دارم تقديم مي كنم.
    بيا اي هموطن با هم بخنديم
    نه يك دم يا دو دم هر دم بخنديم
    اگر شادي از ايران رفته بيرون
    بيا بر غصه و ماتم بخنديم
    و بر گفتار آن مرد سخنران
    بر آنچه مي كند سر هم بخنديم
    دلت از دست ناپاكان ريش است
    بيا بر نيش و ريش غم بخنديم
    جهان بر ماتم ما اشك ريزد
    و ما بر مردم عالم بخنديم
    اگر قاه قاه خنديدن گناه است
    كمي آهسته تر كم كم بخنديم
    زمستان برف و باراني نيامد
    آگر آمد كمي نم نم بخنديم
    سحر پروانه اي با شمع مي گفت
    بيا بر تار ابريشم بخنديم
    زمستان نا جوانمردانه سرد است
    بهاران گر شود خرم بخنديم
    كنار لاله با رقص گل ياس
    به ناز و غمزه ي شبنم بخنديم
    بيا كه خنده بازار است ايران
    به نرخ گوجه و شلغم بخنديم
    اگر تار و ويلن بوده مكروه
    به آهنگ ديرَم رَم رَم بخنديم
    اگر جام شرابي نيست در دست
    به هر چيزي كه دارد سم بخنديم
    به بيست و سي و اخبار شبانه
    به كذابان جام جم بخنديم
    به آقا زاده هاي چاق و چله
    كه داده پشت ميزي لم بخنديم
    نه بر دزدان بيت المال اما
    به بذل و بخشش حاتم بخنديم
    مشو درَهَم اگر جيب تو خاليست
    به “دينار” و “ين” و “دِرهَم” بخنديم
    به آن حاجي كه ده تا صيغه دارد
    مطهر گشته با زمزم بخنديم
    به ابرويي كه نازك كرده محسن
    به موي كله ي ميثم بخنديم
    بر آن شلوار جين وصله دارش
    به آن شال سر مريم بخنديم
    مزن بر روي معتادان لبخند
    همان بهتر به دود و دم بخنديم
    نه بر شيطان مكار و دغل باز
    به كار حضرت آدم بخنديم
    به وقت گفتگو با دشمن خويش
    ظريفانه ولي محكم بخنديم
    حقوق هسته اي حق من و توست
    بر اين حق و حقوق هم بخنديم
    مكن با اشتون بيگانه شوخي
    چرا با شخص نا محرم بخنديم
    بكن با جان كري كل كل و بعدا
    بيا با خانم افخم بخنديم
    خلاصه اخم خود را گر كني وا
    به هر آهنگ زير و بَم بخنديم
    دوايي به از اين بر درد ما نيست
    بيا بر زخم و بر مرهم بخنديم
    چنانچه سوژه اي بهتر نديدي
    به اشعاري كه من گفتم بخنديم
    سليمان شعر تو چون نوشدارو
    چو سهرابيم و بر رستم بخنديم.!!
    و بر اين اصطلاح دايي مردك
    كه باشد واژه اي مبهم بخنديم
    :SS: :SS: :SS: :gol: :gol: :gol:

    1. بیا ای مهربان هر دم بخندیم
      بهم نه ، بلکه ما با هم بخندیم
      اگر دردل نباشد شوق خنده
      بیا تمرین کنیم، کم کم بخندیم
      بسیار درود و سپاس سلیمان راکه نگاه طنازش همواره تسلی بخش ومفرح است . واما دائی مردک نیز کم کم از ابهام در خواهد آمد زیرا در ادارات ویا محل کار آقایان نیز آنقدر بعضی از برادران محترم برای همکاران خود می زنند که دست هر خاله زنکی را از پشت می بندند واما ممنونم سرزدی و وقت گذاشتی برای این مطلب ، خداوند انشاالله از اون حوری های حرف گوش کن با باغ وبستانهای وسیع وچشمه ساران انگبینی در بهشت جاودانش نصیب فرماید.
      :gol: :SS:

  3. جناب محزوني . خداقوت شعر زيبا و دلنشيني بود. واژه دايي مردك هم ابتكاري جالب و دلنشين بود از خانم تركمن زاده و به جا .چرا كه خاله زنك مخصوص زنها بود در صورتي كه خيلي از آقايون هستند كه مساوي يا چه بسا بالاتر از خاله زنكها هستند و نميشد اصطلاحي برايشان بكار برد حالا از اين به بعد براحتي اصطلاح دايي مردك را برايشان بكار ميبريم :YY: .باز هم خداقوت :gol:

    1. سرکار خانم عبداللهی درودتان باد
      سپاسگزارم از بذل توجه سرکار واینکه وقت گذاشتید، بلی مساوات هم یعنی همین در هر صورت منهم از ابداع خانم ترکمن زاده بهمین سبب استقبال کردم.
      قلمتان نویسا وپایدار باشید :gol:

  4. درودها برجناب محزونی عزیز
    سروده ات به زیبایی دلت میماند و تشکری در خور از جناب استوار گرامی.

    از شعر تو
    تا حرف دل من
    فاصله است
    اندازه ی تار مویی.

    1. متسکرم جناب نیکو عقیده عزیز
      درود برآن طبع روان که می نگارد نو
      ونو میگوید بدیع
      وباز از نو
      نومی سراید
      تا همواره واژگان بروز باشند

  5. با سلام و عرض ادب خدمت برادر عزیز جناب آقای محزوونی در وصف شما هر چی بگم کمه موفق باشین
    :gol:

    1. درود فراوان نثار سلمان عزیز
      از بذل توجه وعنایت شما صمیمانه سپاسگزارم . نگاه قشنگ شما موجب مسرت است ومشوقی در نگارش وتدبیر ، روزگار قشنگی را برایتان آرزو مندم.
      منصور ومؤید باشید :gol: