و جدا از دامن تو
لیک در یاد
بوی پیراهن تو
و از قدرت خدایت
جلوه گری ها در رخ اشنایت
که بر بلندای قریه ی ما
علی شق همچنان پیدا
ای که از جان تو را فدایم
زین سبب نامت مدام میسرایم
و نوروز گلگل
تو ای حیدر بابایم
از من مپرس که کجایم
هنوز عاشق رفته ی لحظه هایم
اوحداوو را…..
مادر همه خاطره هایم
و هنوز در یادم با تو
از دم تینگل وحوضچه ها در رنگین ترین روزهایم
با همه همبازی هایم
بازی در سر سربند
همه شادی
همه لبخند
سر تینگل و باغهای ابشار
دست درازی
به کاله های خیار
هیجانی داشت
بسیار
بسیار…..
و نرود از یاد
وقت ظهر
با اتش و دود
چای در باغهای دشت ته رود
باز تعطیلات و موسم جلاب
ماهیگیری….
بدون تور
بدون قلاب
وان همه یادها
که مانده در یاد
همه شده یادگارام
خاطرات سرزمین مادری ام.


بنام خدا/ درودي به بلنداي تاريخ بر جناب نيكو عقيده عزيز به خاطر عشق به زادگاه و وطن . اميد است با انرژي مضاعف كه از رمضان گرفته ايد شاداب و سر حال بسرائيد. بچه كه بودم به من آموختند / فحش نبايد بدهي گوسفند / بي ادبي بوده از اين خانه دور / حرف ركيكي نزني بي شعور!! / بچه همسايه به من فحش داد / پند پدر مادرم آمد به ياد / بر دهنش مشت ادب كوفتم / البته با غيظ و غضب كوفتم / شب كه پدر قصه ما را شنيد / نوبت آموزه دوم رسيد / پاي مرا بست به يك ريسمان / بر كفل و بر كف پايم زنان / گفت: نبايد به كسي زور گفت!! / من چه كنم با توي گردن كلفت ؟ / بچه كه بودم پدرم ياد داد / عشق بورزم به نبات و جماد / عشق به سوراخ ازون في المثل / عشق به بوي خوش زير بغل / عشق به انسان به طبيعت گياه / عشق به ارتش به بسيج و سپاه / عشق به همنوع ولو دشمنت / عشق به هر كس شده حتي زنت!! :SS: :gol:
شعرتون قشنگ بود ممنون. :SS:
خدا قوت جناب محمد آقای عزیز.خاطره انگیز بود و تحسر آور!!.مستدام باشید :SS:
بسیار زیبا بود مخصوصا آن بخش که گفته بودید :
(و نوروز گلگل
تو ای حیدر بابایم)
در خبرها آمده که مردم رودمعجن پس از شنیدن این بخش از شعر زیر لب زمزمه می کردند :
نوروز گل گل ، دنیا یالان دنیا دی .
خدا قوت :SS: