چه ساده بوديم …………………..

ومن چه دلتنگ بودم
دلتنگ تمام پنجره ها
دلتنگ همين لحظه ها دلتنگ همه حيتاييا
دلتنگ همه سادگيها
كه رفتند از كف ما

چه ساده بوديم قديما
دوستانم همه ساده
حرفهايمان ساده
ميخوردم ساده
ماست و نان ابزده

دلم بي اندازه ساده
دلم بيقرار
در نكته ها دقيق
در نسيم رها

گالشهايم از جنس سادگي
چه زود دست ميافتم به بلنديهاي ابادي
عشقي داشت دويدن
عشقي بود در تماشا
تماشاي منظره هاي اشنا

با كوهها داشتم رفاقت
به اسمان ارادت
به چشمه ميبردم سجود
زندگي با دل من ساده بود
مثل بازي خوشايند
فصل حوصله هاي بلند
حيف از سادگي ها
كه گم شد

در ازدحام عابران
در لبخند هاي رنگ پريده بيجان
در هياهوي شلوغ اين خيابان
چه زود خالي شد كوله ام
از سوغات ابادي ام
حيف از جنس سادگي ام
از بقچه ي صداقتم
كه هيچ نمانده
از ان همه ارادتم………………………..

درباره نویسنده
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

11 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سلااااااااااااام جناب جگرگوشه! چه عجب حیتا رو به قدوم خودتون مزیّن کردین، ما هم کلی دلتنگ شماو شعرای قشنگ و صمیمیتون بودیم، خوش اومدین :Y: مرسی بابت شعر قشنگتون :gol: :gol: :gol:

  2. سلام و عرض ارادات مجدد به جناب جگرگوشه بخاطر حضور مجددتون.
    استفاده کردیم. :SS:

  3. علی نجفی گفت:

    به به باد امد بوی جگر گوشه اورد!!! کم پیدا بودی هم احد اووی؟حضور مجدد شما رو با این شعر گرامی میداریم جمیعا.
    استفاده کردیم :SS:

  4. پاییزان گفت:

    سلام بر جگرگوشه کم پیدا!چه عجب از این طرفا! دلتنگ شعرهاتون بودیم که با این شعر زیبا از دلتنگی دراومدیم که انگاربند اول شعر هم دلتنگی شما رو نسبت به حیتاییها بیان کرده و بعد رفتین سراغ اصل شعرتون.خدا قوت :gol: :gol:

  5. جگر گوشه گفت:

    ارادت ما به تمام دوستان حيتاييم پررنگ است هر چند هر از گاهي سعادتمان كمرنگ ميشود با عرض پوزش فراوان ما به جابجايي خورده بوديم و گرفتاريهاي شب عيد هم مزيد بر اين علت شد. حق يارتان و شادماني همراهتان.

  6. ومن چه دلتنگ بودم
    دلتنگ تمام پنجره ها
    دلتنگ همین لحظه ها دلتنگ همه حیتاییا
    دلتنگ همه سادگیها
    جناب جگر گوشه ما هم دلتنگ شما بودیم دلتنگ تمام شعرهای قشنگتان.
    امیدواریم باز هم شعرهایتان به حیتا روح تازگی دهد

  7. میخوردم ساده
    ماست و نان ابزده

    خوش اومدین دوباره
    به قول حامد ما هم دلتنگتان شده بودیم، اگه اساس کشی داشتین کافی بود تو حیتا اعلامیه بدین، ما یک گروه خبره برای این کارا داریم، که نهایتا یه یخچال و بوفه رو میشکونن ولی بقیه رو سالم میرسونن، سرعتشونم خوبه، دستمزدم یک موشت الوچه خوشک و کیشته زردلو مگیرن :Y:

    شعر مفاهیم زیبایی داشت ولی وزنش کم بود، دو سه پیمانه وزن اگه بهش بیشتر اضافه
    میکردین زیباتر هم میشد.

  8. سلیمان استوار گفت:

    بنام خدا /سلام از شعر نیمایی و زیبایتان لذت بردم خوشحال میشوم بیشتر با شما آشنا شوم . از اینکه خاطرات دوران کودکی را یاد آور شدید ممنونم . و این موضوع در ذهن من یک سوال بی جواب باقی مانده است که در هر دوره از سن و یا موقعیت اجتماعی هستیم قدر آن دوران را ندانسته و پس از گذشت زمان افسوس آن دوران را میخوریم و شاید هم من اینطور هستم و فکر میکنم همه ایچنین میاندیشند در هر صورت از آشنایی با شما خوشحال خواهم شد و دو سه بیتی با زبان مادری که خیلی برام عزیز است تقدیم میکنم. کنوم یاد از چراغ شیشه و چلیک نف / زمستون باد وبیدم بود و با برف / کنوم یاد از قدیماو برف و سرما / مخوردم کیشته و کشمیش و خرما / همه با یکدگر یار و صمیمی / مرفتم خانه هم شب نشینی / به زیر کرسی نشسته میزدیم حرف / اخیر شو مخوردیم شیره با کف :SS: :gol:

  9. یاس گفت:

    مثل همیشه عالی بود ممنون. :gol:

  10. گفت:

    واقعا حال و هوای خوبی داشت و خیلی قشنگ بود. ممنون :gol: :SS:

  11. ناشناس گفت:

    واقعا عالی بود صمیمانه تشکر میکنم :gol: گندم