خراسانجنوبي در کنار صدها اثر تاريخي و باستاني خود، روستاي “ماخونيک” با پيشينه تاريخي هزاره دوم پيش از ميلاد را در دل خود جاي داده است. براي سفر به اين روستا باید به جلگهاي هم نام خود آن عظميت کنيم، جلگهاي که 12 روستا را در دل خود جاي داده و در جنوب شرقي شهر بيرجند قرار گرفته است.
وقتي از نماي کلي به اين روستا بنگري هيچ خانهاي را مشاهده نميکني که ارتفاع آن از 1.5 متر فراتر رود، همچنين تماميخانهها به هيچ وجه شکل منظم و خاصي ندارد، يعني به صورت اشکال رياضي همچون دايره، مربع و مستطيل نيست.

وجه تسميه اين روستا در اسناد قديمي به اينگونه ذکر شده است که ما، خوني و “ايک” بخشهاي تشکيل دهنده آن است؛ اين بخشها به صورت مجزا به ترتيب به معني ماه، چشمه و آغاز گاه و در نهايت به سرچشمه ماه تعبيه ميشود.
دربهاي ورودي خانهها بين 60 تا 80 سانتيمتر ارتفاع دارد که اين درها در قديم از بستههاي به هم بافته شده خار و بوته بيابان، ساخته و استفاده ميشده و اکنون چوبي و ميخي هستند.ديوارهاي خانهها از سنگ و گل ساخته شده و سقف را از تنه درختان محلي و بوته پوشاندهاند.یك خانه هم اتاق نشینمن و هم اتاق خواب ، پذیرایی ، آشپزخانه و انباری نیز محسوب می شود. هر خانه دارای فضاهایی همچون كندیك Kandik ( مخزن نگهداری گندم و جو ) ، كرشك Koresk ( اجاق گلی برای طبخ غذا ) ، طاق و طاقچه است .

اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند و در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمدهاند. ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه سبب شده بود كه افراد اين روستا كوتاه قد باشند؛ .افسانه ليليپوت ايران كمكم در حال از بينرفتن است.از 3 سال قبل با ايجاد خانه بهداشت و مصرف قرص و قطره آهن قد ماخونيكيهاي خراسان جنوبي روزبهروز بلندتر ميشود.
آنها غذاهاي بسيار ساده ميخورند، خود نان ميپزند و خوراكشان اندك محصولات كشاورزي است كه از دل خاك خشك و بيحاصلشان ميرويد نظير سير، چغندر و شلغم.مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمينوشيدند، شكار نميكردند و اصلاً گوشت نميخوردند و هنوز سيگار نميكشند، چون اين كارها را گناه ميدانستند.

ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا همین چند سال پيش به تلويزيون ميگفتند؛ شيطان. آنها هرگز اجازه نميدادند كودكان پاي تلويزيون بنشينند و جادو شوند. آنها سني مذهب هستند و فرايض ديني خود را مو به مو اجرا ميكنند. نمازها به صورت جماعت در مسجد روستا برگزار ميشود. دختران و پسران با جديتي هر چه تمامتر قرآن ميخوانند و ثمره اين تلاش وجود چندين حافظ كل قرآن در اين روستاي كم جمعيت است. بچهها قرآن را در سيستم مكتب خانهاي فرا ميگيرند.اینجا دختر و پسرهای جوان باید سه سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.
عمدهترين کار کسب درآمد مردم اين روستا، کشاورزي در زمينها و مزرعههايي است که به دليل کمبود زمينهاي مناسب کشاورزي با تعدد بسيار بين مردم تقسيم شده به گونهاي که در ماخونيک زمين کشاورزي 2 متر مربعي هم ميتوان يافت يا اينکه زميني به همين ابعاد ديده ميشود که به دليل داشتن چند صاحب چند نوع محصول مختلف در آن کشت شده است.
كودكان در ايام فراغت همان بازيهايي را ميكنند كه پدرانشان در يكي دو قرن گذشته انجام مي دادند. بسيار فقير زندگي ميكنند. گذشت زمان به آنان ياد داده است كه خواستههايشان را با ميزان درآمد خود همسان كنند و در نتيجه بسيار محقر و ساده زندگي ميكنند.
از آثار تاریخی ماخونیك میتوان به سنگ سیاه (سنگ نگاره) ماخونیك ، بنای برج و قلعه ، برج گل انجیر ، منزل سرگردونی ، نادر مرده را میتوان ذكر كرد .
در چند سال اخير با فرهنگسازيهايي كه شده، ماخونيكيها مهماننوازتر شدهاند. آنان نوع زندگي خود را دوست دارند و با آن خو گرفتهاند. بنياد مسكن در اطراف روستا براي مردم خانههايي مدرن ساخته اما آنان خانههاي خود را به منازل نوسازي ترجيح داده اند.

پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده بود در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت: ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری. وقتی خواستیم از آن ها که عکس گرفتن از زنها را گناه می دانند، عکس بگیریم، گفتند:عکس به چه درد ما می آید. پول می شود مگر ما را؟کار نداریم و آسمان نیز ، بارانش را دریغ کرده از سرمان.

پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: 120 خانواریم ما. تنها پیرمرد دیدیم و زن هایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.




سلام به پاییزان عزیز
خیلی مطلب جالبی گذاشتی :SS:
من با اهالی این روستا برخورد داشتم واقعا فقیرن :TT:
جالب اینجاست که همشون قد کوتاهن
سلام بر پاییزان عزیز
فکرکنم باید به جای رشته ی الانت رشته گردشگری میخوندی موفق تر بودی ها :YY:
خیلی مطلب جالبی بود مخصوصا اون تصویری که از نمای بالا گرفته شده نشانگراین موضوع :SS: :SS: بود که خونه هاشو از2/5 مترکمترنیست خسته نباشی :gol:
روستایی که برای معرفی انتخاب کردید و مردمش واقعاعجیبن!! معماری هردمبیلی، قد کوتاه ساکنان اون، ترجیح دادن خانه های قدیمی به خانه های مدرن، اعتقادات خرافی اونها”شیطون بودن تلویزیون”، اعتقادات مدرن اونها :OO: ” نامزد بودن دختر و پسر به مدت 3سال و بعد عقد کردن”، اعتقادات قوی مذهبی و وجود چند قاری قرآن توی این روستارو میشه از عجایب اون به حساب آورد.
ممنونم پاییزان عزیزم واقعا جالب بود :gol: :gol: :gol:
ببخشید تو نظر قبلی منظورم حافظ کل قرآن* بود :Y:
جالبترین وجه قضیه همین معماری هردمبیلی روستاست.به خونه ها که دقت میکنی انگار هرکدوم از اهالی یک بیل گل ورداشته کپه کرده روی زمین بعد زیر همون بیل گل رو خالی کرده ووایستاده تاگلا خشک بشه و همون شده خونش!!! وخونه هایی که یک اتاق هستند و همون یک اتاق همه چیز هست.انباری،نشیمن،اشپزخانه البته بی شباهت به اتاقای خوابگاه دانشجویی نیست که توی یه اتاق 6در 6 چهار نفر با تمام وسایلشون زندگی میکنن!!
و تعجب بر انگیز ترین وجه قضیه زمین کشاورزی 2 متر مربعی(یک باغچه ی 2 در 1 متر رو توی حیاط خونتون در نظر بگیرید)که چنتا صاحب داره وچند تا محصول توش کشت میشه!!!!
و درناک ترین وجه قضیه حرف پیرمرد که میگه:کار نداریم واسمان نیز بارانش را دریغ کرده از سرمان!!!
خدا قوت حضرت پاییزان.ایندفعه جای جالبی رو معرفی کردی.جایی که طبیعت و زندگی به نحو زمخت وخشنی جریان دارند.
خدا قوت هوووووو
@نسیم
تفنگدار و نسیم عزیز بسیار ممنون از ابراز لطفتان :gol: :gol:
افرای عزیز فکر میکنم منظور از نامزد بودن دختر و پسر توی روستا همون عقده چون توی رودمعجن خودمون هم گاهی از دوران عقد به دوران نامزدی تعبیر میشه و این ناشی از مدرن بودن اونها نیست :gol: :gol:
متشکرم جناب نجفی یه ذره بهم برخورد یعنی دفعات قبل جاهای جالبی معرفی نمیکردم :TT: البته این دفعه یه تفاوتی که داشت اینکه مسیرش به شما تهرانیها دور شد و فکر نمیکنم گذرتون به اونجا بیفته :VV: :gol:
بنام خدا/ سلام بر پاییزان عزیز از اینکه موشکافانه زندگی جمعی از هموطنانمان را مطرح کردید متشکرم . حضور شما عرض کنم من هم چند سالی در خراسان جنوبی خدمت نموده ام ( گزیک نزدیک مرز افغانستان ) و روستاهایی را دیده ام که اگر از روستای ماخونیک اوضاعشان بد تر نباشد بهتر نیست . بنا بر این من و شما از اینکه در جایی متولد شده ایم که بهترین آب و هوا را دارد باید خدا را سپاسگزار باشیم. خدایا شکرت شکرت شکرت…….. :gol: :gol:
مطلب جالبی بود
بیشتر از همه چیز عکس اخری نظرم رو جلب کرد
یه پرتره ی عالی
چند لحظه بهش خیره موندم .
ممنون جناب پاییزان خیلی جالب بود کلا من این طور جاها رو خیلی دوست دارم مکان هایی که هنوز نمدن همه اون منطقه رو در بر نگرفته و هنوز میتونی تاریخ رو توی اون حس کنی.
البته اگه عکس ها رنگی بود خیلی بهتر میشد هرچند به نظر می رسه خبرگزاری مهر میخاسته با گذاشتن عکسای سیاه و سفید به مرموزیت روستا اضافه کنه.
این بار علاوه بر بحث گردشگری کار فرهنگی و تحلیلی هم کردین که به جذابیت هاش افزوده.
بعضی از این مشکلات شاید گریبانگیر جامعه روستایی خودمون هم باشه، مقایسه با سایر نمونه ها و تحلیل دلایل و چگونگی وضعیت سایر روستاها میتونه نتایج جالبی در پی داشته باشه.
شاید بی ربط باشه ولی به نظر من یکی از دلایل سبک زندگی مردم در این منطقه میتونه نوع مذهبشون باشه. اهل تسنن پایبندی زیادی به سنت و شیوه زندگی پیامبر دارند، قصد ندارم درست یا غلط بودن عقایدشون رو بیان کنم. شاید مسیر درست چیزی باشه که اونها طی می کنن.
اما منظورم اینه که اگه به عنوان مثال پیامبر خاتم با همین کتاب آسمانی و با همین دستورات دینی چند قرن زودتر در جایی در شمال اروپا مبعوث میشد، سبک زندگی اونها متفاوت از چیزی بود که امروز هست.
شاید به نوعی شیوه لباس پوشیدن و سبک معماری خانه ها در این منطقه برگرفته از عربستان 14 قرن پیش باشه.
علاوه بر اون وقتی پیرمرد میگه: “ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری” یعنی مسائل دیگه ای هم در این سبک زندیگیشون دخالت داره.
البته یک بحث دیگه ای هم هست که اگه من برم رودمعجن میتونم تصاویری با همین ترکیب نور و رنگ بگیرم که زیاد تفاوتی با تصاویر بالا در اونها دیده نشه! شما در همون تصویر نمای بالا میتونید خونه هایی رو ببینید که با معماری جدید ساخته شدند. شاید یک قسمتی از بدبختی این مردم توهمی باشه که از یه ترفند خبرنگاری- عکاسی ناشی شده :YY: اما نمیشه منکر وجود همچین جاهایی شد.
در آخر میخوام بگم شاید دولت در بخشی از این وضعیت مقصر باشه اما مقصر اصلی خود ساکنین منطقه هستند که تلاشی برای رهایی از این وضعیت نکردن. میشه با همین مصالح ساده خونه های زیبا و درخوری ساخت، میشه خاک سر گدار رو با هزار زحمت از دربی آورد و لااقل دیوارهای خونه رو سفید کاری کرد، میشه به جای لم دادن با کنده درختا چن تا کمد و اشکاف ساخت که وسایلت اینجوری وسط خونه پخش و پلا نباشن، میشه…
میشه…….
یکی دوشاخه من رو بکشه بیرون از پریز :YY:
میشه…
میشه..
خداقوت، خسته نباشید. شما جزو بهترین و کم نوسان ترین نویسندگان حیتا هستید، و مهمتر از اون در بخش نظردهی هم مطلبی رو یادم نیست که از طرف شما بی نظر مونده باشه و عموما نظراتتون هم مفید و با مطالعه اس. واقعا خسته نباشین. به نظرم عنوان نویسنده سال 90 حیتا برای شما برازنده اس. البته نباید رقیب سرسختی مثل زمستان رو نادیده گرفت. :SS: :SS:
دقیقا همینطوریه جناب استوار روستاهایی هم که دور و بر این روستاین وضعشون بدتر از این روستاست و تازه نزدیک این روستا یه معدن سنگ هست که بعضی جوونهاشون اونجاکار میکنن اما بقیه روستاهاشون اون رو هم ندارن. :gol:
جناب نجفی عکسهای رنگی هم بود اما زیبایی که توی این عکسهای سیاه و سفید بود توی رنگیها نبود و عمدا اینها رو گذاشتم و نکته دوم اینکه فکر میکنم تمدن خواسته اونجا بره ولی اونا قبول نکردن با توجه به اعتقاداتی که دارن :OL: . سپاسگذارم :gol:
جناب مدیر (البته مدیر قدیم مهندس جدید :YY: ) اول اینکه از ابراز لطفتون بسیار ممنون اما فکر میکنم یکم اغراق کردین من کجا نویسندگان حیتا مانند جناب زمستان کجا؟ نویسندگی اونا ناشی از ذوق و استعداد هنریشون اما کار من فقط یه جور اطلاع رسانیه و نمیشه این کار رو نویسندگی دونسست اما به هرحال حرفهاتون امیدوارکننده و تشویق کننده بود کلی ذوق کردم :Y: . بگذریم اینکه اونا خیلی پایبند اعتقاداتشون هستند کاملا درسته اما خیلی سنی مذهبها رو هم دارین که بسیار مدرن زندگی میکنن مثلا همین مردم عربستان اکثرشون سنی هستند اما زندگیشون اینجوری نیست!! و دیگه اینکه توی نظر بالا هم گفتم عکسهای رنگی هم بودن که همین شیوه زندگی رو نشون میدادن اما من بخاطر زیبایی این عکسها اونا رو انتخاب کردم پس نمیتونه توهم باشه و در آخر اینکه کاملا قبول دارم که عدم خواست خود این مردم باعث نوع زندگیشون شده چرا که به قول شما کلی کار میتونن واسه تغییر زندگیشون که حداقل اون نوع ساخت خونه هاشونه انجام بدن اما تعصباتشون نمیذاره. سپاسگذارم از توجهتون :gol: :gol:
عالی بود پاییزان گرامی :SS:
این قسمت بهترین قسمت مجموعه (( گذری بر روستاهای ایران )) بود . این رو واقعا عرض کنم و نه از روی تعارف و هندوانه و نوشابه و این جور حرفا .
حتما حتما حتما اگر عمری باقی باشه قصد رفتن به این روستا رو دارم.
ممنون جناب منصف قابلی نداشت. :gol: :gol:
:MM: :MM: :MM: :U: :U: :U:
سلام به پاییزهن عزیزکولاک کردی. ممنون از این همه ذوق وسلیقه. همت بلندت را میستایم باور کن خیلی بااستعداد بودی وما بی خبر از این همه استعداددست مریزاد