از قطار بيد تا به پيسوم دشت ناز و نعمت است
گندم و ملك نخود بين غله زار رودمعجن
در كمر قوجانو كال در شره وقفي وخوي
اب سردي نوش كن در بهار رودمعجن
صنعت بافندگي و دقت و حسن عمل
قالي وقاليچه ونقشو نگار رود معجن
در كلاته محسن و اب و هواي گوگ دره
كيف و لذت ميبري صبح و نهار رود معجن
سيب و زردالو بادام و هلو
الو الوچه ديگر خشكبار رود معجن
منبع چوب سپيدار است و زردالو گردو
شكر بر درگاه ايزد كردگار رودمعجن
باغهاي سبز و خرم بلبلان خوش نوا
ميدهد هر دم بشارت از بهار رودمعجن
مرغ حق از شوق هر شب ميزند فرياد يا حق
شكر جا دادي ما در شاخسار رودمعجن
صوفيان را جلوه حق عارفان را رمز وحدت
ميدهد هر لحظه ان عشق نگار رودمعجن
زاهدان را خرقه بخشد عاشقان را وصل جانان
هيچ كس اگه نشد از سره كار رودمعجن
رمز توحيدو نبوت درس تقوا وعمل
گر كه خواهي يك سفر كن در ديار رودمعجن
طو ر سينا وادي عشق است و عاشق
باغ رضوان را ببين در كوهسار رودمعجن
رو به ديدار شهيدان در مزار ان عزيزان
تا بداني ر مز ايثار و شعار رودمعجن
نو ر ايمان روح قران پيروي از رهبري
بوده راه مردم با اقتدار رودمعجن
پيروان مكتب حق اند ياران خميني
جان نثاران حسين اند از تبار رود معجن
وه چه باد خوش نسيمي ميوزد از سوي دربي
چشمه عارف بود ان يادگار رودمعجن
تاق عسوم نقش زيباي ز اسرار طبيعت
كوه ملكان ايتي از كردگار رودمعجن
ابهاي خوش گوار چشمه هاي سر كچ راه
باغ كاظم جلوه اي از ابشار رود معجن
از نسيم دل پذير ديگري عافل مباش
ديدن پاي درختي در چنار رودمعجن
منظر زيبا به ببين در باغ هاي دشت تهرود
فصل تابستان بود گشت و گذار رودمعجن
رو به دو كالي ببين اب و هواي ديگري
از حصار هم ديدني كن در جوار رودمعجن
چشمه پاش و باغك و بازه تنورش ديدني است
تنگل و با غهاي تهرود و شكار رودمعجن
باد سرتينگل نسيم دل فضاي شا عران است
دشت همدادي بهشتي در كنار رودمعجن
اي صفا بس كن مكن خود را اسير رنج و زحمت
عاجزي از مدح و توصيف رود معجن
شاعر حاج شيخ ابراهيم عبد اللهي رودمعجني


زیبا بود.فقط بعضی جاهاش خوندنش واسم سخت بود!فکر کردم خط آخر جزء شعره!!!!خوبه که در وصف رودمعجن همچین شعرهایی هست
سلام. سهراب جان نوشتن اين مطلب نشان از علاقه وافر تو به سرزمين اجدادي توست و من بتو تبريك ميگم كه مانند يه عرقه ملي ميمونه كه در خون همه ماست كه به زادگاهمون عشق ميورزيم و تو انچه در توان داشتي گذاشتي كه اين عشقو نشون بدي همين كفايت ميكنه تعهد كارتو .ولي اكه ميتونستي كار بيشتري ميكرددي قافيه و رديف هماهنگي بهش ميدادي وزن پيدا ميكرد و خوب از كار در ميومد.بهر حال موفق باشي و حق يارت
جالب بود جناب سیهری این شعر برای خیلی ها اشناست اکثرا کتابش رو دارن ولی برای اونهایی که دفعه اوله دارن می خونند جالب تره در هر صورت ممنون :SS:
این شعر رو قبلا خونده بودم ولی توی سایت خوندنش یه مزه ی دیگه ای داشت مخصوصا این که الان دلم برای رودمعجن تنگ شده مخصوصا این بیت که دل ادم رو با خودش میبره
باغهای سبز و خرم بلبلان خوش نوا
میدهد هر دم بشارت از بهار رودمعجن
در ضمن از مصرع آخر هم فکر کنم یک کلمه که قافیه اون هست حذف شده
عاجزی از مدح و توصیف…. رود معجن
ممنون خدا قوت هووووووووو
آفرین جناب سهراب عزیز
برای من که شعرتون خیلی جذاب بود :SS:
سلام جگر گوشه عزيز ممنون از لطفتون اين قافيه رديف توي كتاب همينطوري بود ديگه من هر چي در توانم بود انجام دادم راست ميگين من واقعا به زادگاهم علاقه دارم و موقع نوشتن اين شعر واقعا ياد رودمعجن افتادم هر چند رودمعجن اون رودمعجن قديم نيست بازم ممنون
ناشناس همون سپهريه اشتباه شد
:YY:
ممنون چنار عزيز بعضي ها دسترسي به اين كتاب ندارن
خيلي ممنون جناب نجفي من هم اين شعرو به خاطر اينكه بعضي ها چن سالي ميشه به خاطر مشعله كاري نميتونند رود معجن برند با ديدن اين شع يك كم از مشعله كاريشون كم كنند و يه سري به زادگاهشون بزنند در ضمن بيت اخر حق با شماست كلمه ديار جا مانده
ممنون تفنگدار عزيز نظره لطفتونه :gol:
سلام بر سهراب.خسته نباشی. با اون خرابکار تو خونه تایپ این مطلب خودشون یه شاهکاره.
با نظر جگر گوشه موافقم. اگه با هماهنگی شاعر در قافیه و وزن اصلاحاتی انجام میدادی بهتر میشد اما همین مطلب و شعر هم عالیه.
سلام بر سپهری عزیز
با اینکه این شعر را خیلی خوندم اما هر بار که میخونم باز هم برام تازگی داره.
خسته نباشی :SS:
من بازم دیر رسیدم و حضرات نظرها رو دادن پیش از من.خسته نباشی حضرت سپهری گرامی
خب منم نظری نمیدم دیگه چون از مکان هسته مرکزی که شعر دراون سروده شده هستم. ولی فکر کنم خوده شاعر هنوز از این که شعراش داره اینجا نوشته میشه بی خبره من خبرش میکنم تا ببینم عکس العمل چیه.خدا رحمتم کنه پیشاپیش :YY:
جناب او حده اوو خسته نباشي قبل از اينكه بهشون بگي بهت بگم ضايع نشي خودم گفتم :YY: :BB:
ممنون جناب سپيدارخودم هر وقت ميخونم واقعا ياد رودمعجن ميفتم :gol:
ممنون جناب زمستان شما هم خسته نباشيد
خسته نباشيد منصف واقعا حق با شماست نميدوني موقع نوشتن اين مطلب چقدر با اين صفحه كليد ور رفت اعصابه منو خرد كرد تو اون لحضه به فكره وزن و قافيه نبودم بازم ممنون
سلام شعرتون جالب بود وخوندنش سخت بود خيلي جالب بود كلي كيف كردم يه شعر در مورد رودمعجن خوندم. :SS:
فکر کنم زیبایی این شعر در قافیه و وزن نیست، کنار هم اومدن واژه هایی که مختص رودمعجن هستن باعث شده این شعر برای ما زیبایی دوچندانی داشته باشه، و تعداد بالای نظرات این مطلب نشون دهنده ی همینه.
البته من هم جزو گروهی هستم که کتاب شعر، حاج شیخ عبداللهی رو قبلا خریدم و خوندم ولی جاش واقعا توی وبلاگ ما خالی بود.
من خودم شاهدم که نوشتن این شعر توی حیتا چند روز وقتتو گرفته ، پس واقعا خسته نباشی. :SS: