یادش بخیر دوران جبهه و جنگ چه مکافاتها که ندیدیم از برکتش . یادم میاد دایی جان و پدر من اغلب زمستون ها جبهه بودن و ما گوسفند زیادی داشتیم و من چهارم ابتدایی بودم از ساعت 4که گله میامد تا ساعت 11شب کار من درامده بود علاوه بر ان پارو کردن برفها شکستن هیزم برای بخاری و دنیا یی کار ریز و درشت همه با من بود البته کم و بیش هم مادر و یا دیگران کمک میدادند ولی در کل برای سن من زیاد بود یادم میاد بعضی روزها از مدرسه که میامدم فرصت نگاه به کتاب و درس نداشتم و توی کلاس جای استراحتم بود که چرت میزدم هی و معلم بیدارم میکرد و میگفت برو صورتتو اب بزن خوابت بپره.یادش بخیر و ممنون از شما که خاطرات ان روزها را زنده کردی
چند توضيح در مورد كساني كه در عكس وجود دارند. عكس اول از سمت راست حاج حسن روشني . عباس اميدوار وسمت چپ كسي كه لباس قواسي پوشيده حاج محمد علي علي پور. عكس دوم از سمت راست شهيد رشيدي . وسطي رو نميشناسم و كناري هم كه حاج اقاي عليپور پدر بنده.عكس سوم از سمت راست حاج علي نيكو عقيده و حاج محمد حسن خوشخرام. و عكس اخر گوشه كنار عكس اقاي محمد رستگار و كسي كه جلوي تانك نشسته پدرم و اون تانك پشت سرش غنيمت جنگي است.
عکسهای بسیار جالبیه مخصوصا دیدن تصویر عباس آقای امیدوار و حاج حسن آقای روشنی که نسبت به قدیم حسابی تغییر کردن.
خیلی وقت بود از این عکسا برو بچه ها نذاشته بودن.کار به جایی بود.
خدا قوت هووووووو
ومن در تکمیل اطلاعات عکس سهراب عزیزاعلام کنم که در عکس اول نفر سمت راست تصویر با جلیقه نجات اقای حسن روحبخش مییباشندو در عکس دوم نفر وسط با چفیه اقای حاج عباس روشنی میباشند جهت اطلاع دوستان. یا حق
خيلي جالب بود. خداقوت جناب سهراب. اين عكسها رو توي بنرهايي كه محرم امسال بر ديوارها نصب كرده بودند نديدم . تازه بود
بنظر مياد در عكس اول فردي كه جليقه نجات پوشيده كنار پدر شما حسن شيخي باشد . شايد هم اشتباه مي كنم نميدونم.!!!!.
سلام
در مورد آقای عباس امیدوار بگم که چهره اش نشون میده که شور و شوق عجیبی داشته و خیلی دوست داشته این حالتشو پارسال محرم هم نشون داد صبح عاشورا همینکه عکسای جنگ رو دید با یک شور خاصی عکسا رو برد بالا دیووار و نصب کرد اینجا هم معلوم میشه که شوق عجیبی تو سرش بوده
همون عکس نفری کنار حاجی علیپور هم شبیه محمد مهدوی ولی جگر گوشه میگه که آقای روحبخشه
سلام سهراب جونم :U: عکسات خیلی خوب بود البته من فقط 2نفرو اونم به اسم شناختم آقای امیدوار آقای علیپور پدر شما . که یه خورده به اینکه بیشتر بشناسمت .بازم مرسی :gol: :gol: :gol: :gol:
سلام بر سهراب عزیز. عکسها خیلی جالب بودن مخصوصا که توی دوتای آخری حاج آقا علیپور ژستهای جالبی گرفتن، این عکسها مال قبل جانبازی حاج آقا هستن. دردی که در اثر جانبازی به سراغ ایشان آمده چندین و چند سال است که با ایشان عجین شده و دیدن اون و رنجهایی که این انسان صبور تحمل میکند دلمان را به درد می آورد. کاش بهتر قدر زحمات این عزیزان را میدانستیم :gol:
عکس اول : نفرات جلوئی ازچپ به راست حاح آقای علیپور و آقای حسن شیخی ونفرات پشت سر آقای محمد حقیقی، آقای عباس امیدوار و آقای حسن روشنی وتصور می کنم پسر بچه ی انتهای قایق آقای محمد نام باشند.
با سلام وعرض خسته نباشيد
عكسهاي بساز جالبي بود
فقط در خصوص عكس اولي نفر چفيه پوش به احتمال بسيار زياد رودمعجني نيست چون مطمنا نه حسن روحبخشه ونه محمد مهدوي درعكس دوم نفر وسطي آقاي محمود همتي فرزند استاعلي اكبر وداماد حاج عباس رستگار مي باشد بقيه توضيحات نيز كاملا صحيح است
سلام از همه شما به خاطر نظرات خوبتون راستشو بخواين من هم اون دو نفري رو كه همه در پي شناسايش بودين فقط اون كه جليقه نجات داره پدرم گفت رودمعجني نيست اون نفر ديگه كه چپيه داره اسمشو گفته ولي يادم رفته :BB:
یادش بخیر دوران جبهه و جنگ چه مکافاتها که ندیدیم از برکتش . یادم میاد دایی جان و پدر من اغلب زمستون ها جبهه بودن و ما گوسفند زیادی داشتیم و من چهارم ابتدایی بودم از ساعت 4که گله میامد تا ساعت 11شب کار من درامده بود علاوه بر ان پارو کردن برفها شکستن هیزم برای بخاری و دنیا یی کار ریز و درشت همه با من بود البته کم و بیش هم مادر و یا دیگران کمک میدادند ولی در کل برای سن من زیاد بود یادم میاد بعضی روزها از مدرسه که میامدم فرصت نگاه به کتاب و درس نداشتم و توی کلاس جای استراحتم بود که چرت میزدم هی و معلم بیدارم میکرد و میگفت برو صورتتو اب بزن خوابت بپره.یادش بخیر و ممنون از شما که خاطرات ان روزها را زنده کردی
چند توضيح در مورد كساني كه در عكس وجود دارند. عكس اول از سمت راست حاج حسن روشني . عباس اميدوار وسمت چپ كسي كه لباس قواسي پوشيده حاج محمد علي علي پور. عكس دوم از سمت راست شهيد رشيدي . وسطي رو نميشناسم و كناري هم كه حاج اقاي عليپور پدر بنده.عكس سوم از سمت راست حاج علي نيكو عقيده و حاج محمد حسن خوشخرام. و عكس اخر گوشه كنار عكس اقاي محمد رستگار و كسي كه جلوي تانك نشسته پدرم و اون تانك پشت سرش غنيمت جنگي است.
عکسهای بسیار جالبیه مخصوصا دیدن تصویر عباس آقای امیدوار و حاج حسن آقای روشنی که نسبت به قدیم حسابی تغییر کردن.
خیلی وقت بود از این عکسا برو بچه ها نذاشته بودن.کار به جایی بود.
خدا قوت هووووووو
ومن در تکمیل اطلاعات عکس سهراب عزیزاعلام کنم که در عکس اول نفر سمت راست تصویر با جلیقه نجات اقای حسن روحبخش مییباشندو در عکس دوم نفر وسط با چفیه اقای حاج عباس روشنی میباشند جهت اطلاع دوستان. یا حق
خيلي جالب بود. خداقوت جناب سهراب. اين عكسها رو توي بنرهايي كه محرم امسال بر ديوارها نصب كرده بودند نديدم . تازه بود
بنظر مياد در عكس اول فردي كه جليقه نجات پوشيده كنار پدر شما حسن شيخي باشد . شايد هم اشتباه مي كنم نميدونم.!!!!.
عالی بود جناب سهراب عزیز واقعا خسته نباشی معلومه براش وقت صرف کردی وزحمت کشیدی راستی اون عکس پدرتون کنار اون تانک عضیم الجسه خیلی جالب بود :SS: :SS: :VV:
عالی بود.
( عجب نظر توپی دادم ها . خودم کیف کردم.)
سلام
در مورد آقای عباس امیدوار بگم که چهره اش نشون میده که شور و شوق عجیبی داشته و خیلی دوست داشته این حالتشو پارسال محرم هم نشون داد صبح عاشورا همینکه عکسای جنگ رو دید با یک شور خاصی عکسا رو برد بالا دیووار و نصب کرد اینجا هم معلوم میشه که شوق عجیبی تو سرش بوده
همون عکس نفری کنار حاجی علیپور هم شبیه محمد مهدوی ولی جگر گوشه میگه که آقای روحبخشه
سلام سهراب جونم :U: عکسات خیلی خوب بود البته من فقط 2نفرو اونم به اسم شناختم آقای امیدوار آقای علیپور پدر شما . که یه خورده به اینکه بیشتر بشناسمت .بازم مرسی :gol: :gol: :gol: :gol:
میخواستم بگم به اینکه بیشتر بشناسمت کمک کرد فکر میکنم هرچی تو ذهنمه مینویسم همیشه این اشتباهو میکنم. :H: :H: :H:ببخشید :N:
جالب بود وتازه خسته نباشي سهراب :gol:
سلام بر سهراب عزیز. عکسها خیلی جالب بودن مخصوصا که توی دوتای آخری حاج آقا علیپور ژستهای جالبی گرفتن، این عکسها مال قبل جانبازی حاج آقا هستن. دردی که در اثر جانبازی به سراغ ایشان آمده چندین و چند سال است که با ایشان عجین شده و دیدن اون و رنجهایی که این انسان صبور تحمل میکند دلمان را به درد می آورد. کاش بهتر قدر زحمات این عزیزان را میدانستیم :gol:
عکس اول : نفرات جلوئی ازچپ به راست حاح آقای علیپور و آقای حسن شیخی ونفرات پشت سر آقای محمد حقیقی، آقای عباس امیدوار و آقای حسن روشنی وتصور می کنم پسر بچه ی انتهای قایق آقای محمد نام باشند.
منظور محمد نامی است
با سلام وعرض خسته نباشيد
عكسهاي بساز جالبي بود
فقط در خصوص عكس اولي نفر چفيه پوش به احتمال بسيار زياد رودمعجني نيست چون مطمنا نه حسن روحبخشه ونه محمد مهدوي درعكس دوم نفر وسطي آقاي محمود همتي فرزند استاعلي اكبر وداماد حاج عباس رستگار مي باشد بقيه توضيحات نيز كاملا صحيح است
اين ناشناس اخر ديشدوو است نميدونم چرا چند روزه اينجوري بهم ريخته
سلام از همه شما به خاطر نظرات خوبتون راستشو بخواين من هم اون دو نفري رو كه همه در پي شناسايش بودين فقط اون كه جليقه نجات داره پدرم گفت رودمعجني نيست اون نفر ديگه كه چپيه داره اسمشو گفته ولي يادم رفته :BB:
پس نتيجه نهائي نظر مو درسته ناشناساي آخر مو بيوم