عکس ها زیاد قدیمی نیست و به همین دلیل راحت تر میشه اشخاص رو شناسایی کرد .
عکس اول عکس جالبیه . در نگاه اول فک کردم حداد عادل داره صحبت میکنه و سریع فهمیدم چی به چیه. مرحوم مغفور نوه زارع هم معصومانه و دست به سینه ایستاده . تو حیتا که کم پیداست حداقل اونجا رویش را دیدیم.
آقایان رشیدی ، نقیبی ، رضایی و… هم که تغییر چهره ای نداشتند . جناب زنده هم در حال ساکت کردن بچه ها هستند .
پرچم مشکی روی دیوار و لباس های مشکی هم حاکی از بازگشت شهیدی یا ایام خاصی دارد که حاضران در جلسه باید توضیح بیشتر دهند .
خدا قوت آقا حجت .
سلام وخداقوت به آقا اکبریان
عکس اولی فکر کنم اوحداوو روبرو مسجد باشه اوحداویها باید تشخیص بدن
عکس دوم نفرجلو میرزائی که کاغذ دستشه نفر ایستاده ازسمت چپ نجفی وسومین نفرازجلو سمت راست جناب دیشدوو حیتا (اقای استاد)میباشندنفر جلوایشون هم دروشم خانواده نیکوصفت میباشد خداکنه درست تشخیص داده باشم .
در باب عکس اول گویا در مسجد امامه.البته در قدیمش و عده ی زیادی از اکابر علما سخت براین عقیده ا ند که اون بچه ی«کله دشو» عکس اول که اونقد با ادب و سر بزیر در نزد بزرگان ایستاده منم که البته من به شدت انکار میکنم چون اولا همچین مراسمی یادم نمیاد(من اصولا بعلت کل دشو بودن بیش از حد از قدیم وندیم از جمعیت و جماعت و اینجور مراسمات فراری بودم) وثانیا هرچی بیشتر خینگ کردم کمتر شباهتی بین خودم و این بچه ی کل دشو مودب پیدا کردم!!!البته چیز چندان مهمی هم نیست فقط چون قرار داشتن در یک عکس قدیمی به سان عقد ه ای در کیرکنوکم گیر کرده گفتم خودم یه کم شلوغش کنم بلکه دری به تخته خورد و این بچه ی توی عکس هم من بودم و این عقده کمی تشفی یافت!!!
اون عکس پایین هم چون خود حضرت دیشدوو در عکس حضور دارن بهتر میتونه توضیح بدن.
وجه تشابه دو عکس هم حضور پر رنگ حاج اقای نقیبیه با فاصله ی زمانی 10-12 ساله ی دو عکس.و در عکس دوم هم حضور حاج اقای معصومی قابل ذکره!
خدا قوت حجت اقا
در عكس اول من ابتدا فكر ميكردم اون پسر مودب سر به زير علي نجفي باشد. ولي جناب علي اقا زهي خيال باطل . خوب كه خينگ كردم فهميدم به پسر شهيد عبدالرضايي بيشتر شبيه است تا به شما . جنس موهاش و دماغش اصلا شبيه شما نيست.
معلومه وفات شخص مهمي بوده و يا چند نفر شهيد آوردند كه مسئولين شهرستان از جمله نماينده تربت ، امام جمعه تربت و.. امده اند روستا .
حدس من اينه از اونجا كه فرزندان شهيد پايدار و شهيد عبدالرضايي در جلو جمعيت هستند ، احتمالا اين عكس مربوط به روزي است كه پيكر مطهر اين دو شهيد كه فكر ميكنم آخرين شهداي رودمعجن بودند ، به روستا آورده شد
سلام واقعا دستت دردنکنه ولی دوستان این دکترهم عجب …میخوادخودش وبا افرادمهم جابزنه. شادی همه شهداصلوات.درضمن13/4/منتظرسبزتان هستیم.(وای سیاسی شدہ) :gol:
سلام ممنون عکسهای خوبی بود. عکسهای که خیلی قدیمی هستن تشخیص اشخاص بسیار مشکله ولی در این عکس چون به قول دوستان زباد قدیمی نیست میشه تشخیص داد. متشکر :gol:
عکس ها زیاد قدیمی نیست و به همین دلیل راحت تر میشه اشخاص رو شناسایی کرد .
عکس اول عکس جالبیه . در نگاه اول فک کردم حداد عادل داره صحبت میکنه و سریع فهمیدم چی به چیه. مرحوم مغفور نوه زارع هم معصومانه و دست به سینه ایستاده . تو حیتا که کم پیداست حداقل اونجا رویش را دیدیم.
آقایان رشیدی ، نقیبی ، رضایی و… هم که تغییر چهره ای نداشتند . جناب زنده هم در حال ساکت کردن بچه ها هستند .
پرچم مشکی روی دیوار و لباس های مشکی هم حاکی از بازگشت شهیدی یا ایام خاصی دارد که حاضران در جلسه باید توضیح بیشتر دهند .
خدا قوت آقا حجت .
سلام وخداقوت به آقا اکبریان
عکس اولی فکر کنم اوحداوو روبرو مسجد باشه اوحداویها باید تشخیص بدن
عکس دوم نفرجلو میرزائی که کاغذ دستشه نفر ایستاده ازسمت چپ نجفی وسومین نفرازجلو سمت راست جناب دیشدوو حیتا (اقای استاد)میباشندنفر جلوایشون هم دروشم خانواده نیکوصفت میباشد خداکنه درست تشخیص داده باشم .
در باب عکس اول گویا در مسجد امامه.البته در قدیمش و عده ی زیادی از اکابر علما سخت براین عقیده ا ند که اون بچه ی«کله دشو» عکس اول که اونقد با ادب و سر بزیر در نزد بزرگان ایستاده منم که البته من به شدت انکار میکنم چون اولا همچین مراسمی یادم نمیاد(من اصولا بعلت کل دشو بودن بیش از حد از قدیم وندیم از جمعیت و جماعت و اینجور مراسمات فراری بودم) وثانیا هرچی بیشتر خینگ کردم کمتر شباهتی بین خودم و این بچه ی کل دشو مودب پیدا کردم!!!البته چیز چندان مهمی هم نیست فقط چون قرار داشتن در یک عکس قدیمی به سان عقد ه ای در کیرکنوکم گیر کرده گفتم خودم یه کم شلوغش کنم بلکه دری به تخته خورد و این بچه ی توی عکس هم من بودم و این عقده کمی تشفی یافت!!!
اون عکس پایین هم چون خود حضرت دیشدوو در عکس حضور دارن بهتر میتونه توضیح بدن.
وجه تشابه دو عکس هم حضور پر رنگ حاج اقای نقیبیه با فاصله ی زمانی 10-12 ساله ی دو عکس.و در عکس دوم هم حضور حاج اقای معصومی قابل ذکره!
خدا قوت حجت اقا
در عكس اول من ابتدا فكر ميكردم اون پسر مودب سر به زير علي نجفي باشد. ولي جناب علي اقا زهي خيال باطل . خوب كه خينگ كردم فهميدم به پسر شهيد عبدالرضايي بيشتر شبيه است تا به شما . جنس موهاش و دماغش اصلا شبيه شما نيست.
معلومه وفات شخص مهمي بوده و يا چند نفر شهيد آوردند كه مسئولين شهرستان از جمله نماينده تربت ، امام جمعه تربت و.. امده اند روستا .
حدس من اينه از اونجا كه فرزندان شهيد پايدار و شهيد عبدالرضايي در جلو جمعيت هستند ، احتمالا اين عكس مربوط به روزي است كه پيكر مطهر اين دو شهيد كه فكر ميكنم آخرين شهداي رودمعجن بودند ، به روستا آورده شد
عکسات جالب بود. ولی من فقط دو سه نفر رو بیشتر نشناختم. دستت درد نکنه اقا حجت. از نظرات بچه ها هم خوشم اومد. نظرات جالبی گذاشته بودن. :SS: :SS:
سلام آقای اکبریان عکسهای ارسالیتون اصلا جالب نبود. خیلی هم قدیمی نبود!
سلام واقعا دستت دردنکنه ولی دوستان این دکترهم عجب …میخوادخودش وبا افرادمهم جابزنه. شادی همه شهداصلوات.درضمن13/4/منتظرسبزتان هستیم.(وای سیاسی شدہ) :gol:
عکسهای جالبی بود! :Y: :gol:
سلام ممنون عکسهای خوبی بود. عکسهای که خیلی قدیمی هستن تشخیص اشخاص بسیار مشکله ولی در این عکس چون به قول دوستان زباد قدیمی نیست میشه تشخیص داد. متشکر :gol:
با سلام جناب اقای اکبریان نمیدانم منو یادتون میاد یا نه؟