پنجمین شماره نشریه جار

پس از مدت ها پنجمین شماره نشریه جار در نوروز 94 منتشر شد. این شماره در 16 صفحه و 1000 نسخه چاپ شده است. نسخه دیجیتال این شماره نیز از طریق لینک زیر قابل دریافت است.

jar-No5-finall-Web_Page_1

آنچه در این شماره می خوانید:

جار در گذر رنج ها: آنچه در این مدت بر نشریه جار گذشت

از حرف تا عمل: مروری بر فعالیت های شورا در دوره جاری

از مکتب به مدرسه: گفتگو با نخستین معلم روستای رودمعجن

کمتر از میلیارد: گفتگو با اکبر روشندل

داستان مینجی: ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

مقاله: احداث بند انحرافی رودمعجن در انتظار مشارکت مردم

تو شو: درمان تب به شیوه گذشتگان

به همراه سالنمای تصویری روستای رودمعجن

سردووش: ییلاقی ترین روستای رودمعجن

و …

دریافت فایل نشریه شماره 5 جار از سایت حیتا (با حجم تقریبی 1.2 مگابایت)

برای دریافت نسخه چاپی نشریه می توانید به آدرس های درج شده در انتهای نشریه مراجعه نمایید.

دریافت شماره های قبلی نشریه

درباره نویسنده
از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

4 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. به نام خدا
    درود بر استاد عزیز و بسیار دوست داشتنی جناب آقای محمد امیدوار
    از اینکه برای ارتقای فرهنگ و استحکام روابط روستای رودمعجن زحمت می کشید از شما و دیگر دوستان کمال تشکر را دارم هر چند که این فصلنامه زیبا را در دستان اهالی دیدم و خودم دریافت نکرده ام.
    سال نو را هر چند با تاخیر 22 روزه به شما و روز زن را به تمام زنان ایرانی به خصوص مادران امروزی تبریک عرض نموده و امیدوارم از این شوخی کوچولو موچولوی بنده دلگیر نشوند
    شوخی با مادران امروزی
    گويند مرا چو زاد مادر
    روي تشك و لميدن آموخت
    شبها به كنار ماهواره
    تا صبح نشست و ديدن آموخت
    يك شيشه ي شير بر دهانم
    با توپ و تشر مكيدن آموخت
    در نيمه ي شب ز جيب بابا
    آموزش پول كشيدن آموخت
    دستم بگرفت و برد بازار
    دنبال خودش دويدن آموخت
    روزي به دوصد مغازه رفته
    همواره طلا خريدن آموخت
    پاي تلفن دو ساعت و نيم
    گل گفتن و گل شنيدن آموخت
    يك بسته آدامس شيك هر روز
    در بين سخن جويدن آموخت
    با قوم خودش هميشه پيوند
    از قوم پدر بريدن آموخت
    با دايي و خاله ها به لبخند
    با عمه به هم پريدن آموخت
    با مادر و خواهران شوهر
    با نيش زبان گزيدن آموخت
    در وقت نزاع با پدر نيز
    از دشمن خود رميدن آموخت
    فانسقه چو ديد دست بابا
    از خانه برون جهيدن آموخت
    هر چند سرم كچل و بي موست
    تا هستم و هست عاشقم اوست
    :gol: :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:

    1. سپاس جناب استوار
      ما در این شماره از تصاویر ارسالی شما در سایت حیتا نیز خیلی استفاده کردیم

  2. ....... گفت:

    طراحی جلدتون جالب نبود.انگار فقط میخواستین عکس عده ی زیادی رو روی جلد داشته باشین.فوتو شا‍‍‍پ کوه و درختای پشت عکس هم بد جور توی چشم می زد. هیچ خبری از سال نو روی جلدتون نبود الا اون سبزه ی کوچیک بالا که اصلا به چشم نمیومد.البته شاید شربت خوردن مردم رو بشه با تیتر اولتون که گذر از رنج ها بود کمی تطبیق داد ولی در کل عکس روی جلد مثل دفعات قبل جالب وچشمگیر نبود.
    سالنامه ی مصور هم ایده ی خوبی داشت اما عکسهایی که انتخاب کرده بودین از طرفی زیاد بود و صفحه رو شلوغ کرده بود.توی یه صفحه ی شلوغ آدم رغبت نمیکنه خیلی به چیزی دقت کنه و لذت ببره .اگه برای هر فصل یک عکس انتخاب میشد شاید بهتر بود.از طرفی بعضی عکسا واقعا جالب نبودن .نمیدونم با چه معیاری انتخابشون کرده بودین.
    داستان این شماره هم جالب نبود.انگار سرهم بندی شده بود که یک صفحه رو پرکنه.
    اینها رو به حساب نق وغر نذارین فقط به حساب نظرات یک خواننده بذارین که هم به سختی های درآوردن یک نشریه آگاهه وهم براش مهمه جار خوب باشه.
    خسته نباشید.

    1. این شماره نشریه کلا در 48 ساعت کار فشرده بسته شده بود، اما به نظر خودمان طرح جلد این شماره با اینکه وقت کمی براش صرف شد اما در کل قابل قبول بود و با فضای عید و بهار سازگار بود.
      در مورد سالنامه هم ما کمبود تصاویر مرتبط و با کیفیت رو داشتیم ، اما برای تجربه نخست کار خوبی بود، در مورد کوچک بودن تصاویر موافقم اما تعدادشان به نظرم خوب بود.
      در کل ممنون بابت اینکه اینقدر با دقت تجزیه و تحلیل کرده بودید، اگر مایل باشید خوشحال میشیم برای شماره های بعدی با شما همکاری کنیم.