در آخرین سفرم به رودمعجن، دوست قدیمی خود آقای علی قاسمی (همان علی محمد حجی قاسیم خودمان) را پس از سالها دیدم. خوشحال شدم، چون گویا روزگارش بد نیست. از تلاشش برای مهاجرت به مشهد و عدم توفیقش در این زمینه برایم گفت. به او گفتم که بهتر که موفق نشدی، چرا که شهر با همه زیبایی هایش مشکلات خاص خود را دارد و به او توصیه هایی کردم که مایلم در اینجا آنها را به قضاوت خوانندگان محترم سایت حیتا بگذارم:
1- به او توصیه کردم در روستا بماند و شغل خود را نه بر کشاورزی که بر پرورش دام متمرکز نماید. متاسفانه رودمعجن به علت کمبود آب و زمین، منطقۀ مناسبی برای کشاورزی نیست لذا بقول بزرگان ده: رودمعجن هِچه نِمره. این هیچی نشدن واقعیت تلخی است که باید تا حدودی آن را پذیرفت. ولی شاید بتوان راهکارهایی برای بهتر شدن آن ارائه داد که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنم:
1-1- تلاش برای کاهش اتلاف آب و ذخیره سازی آن برای استفاده در ایام گرم سال که با افت آب مواجه می شود. متاسفانه بودجه های فراوانی در رودمعجن برای برق و تلویزیون و آسفالت معابر هزینه شده است ولی هنوز جوی های آب، به شکل سنتی بوده و بقول معروف سیمانی نشده است. اگر همت بیشتری از طرف اهالی روستا خصوصا جوانان عزیز صورت گیرید این امکان وجود دارد که از منابع اداره کشاورزی برای این امر استفاده گردد. حتی نحوه آبیاری در روستا باید از روش غرق آبی به روش قطره ای تغییر پیدا کند تا نیاز آبی در روستا کاهش پیدا کند.
1-2- توسعه دامپروری و کاشت محصولات مرتبط با آن مانند جو. البته این توسعه باید با مشورت متخصصین امور کشاورزی و دامداری انجام گیرد. نمی دانم چند نفر از جوانان روستا که تحصیلات دانشگاهی دارند در رشته کشاورزی و دامپروری تحصیل کرده اند اما مناسب خواهد بود اگر برخی از دانش آموزانی که می توانند در روستا بمانند و یا در تربت حیدریه زندگی می کنند در رشته های علمی کاربردی مرتبط با کشاورزی و دامداری تحصیل نموده و تلاش نمایند که فعالیتهای کشاورزی و دامداری در روستا بر اساس اصول علمی انجام گیرد. ما رودمعجنیها کمتر علم را در زندگی به بازی گرفته ایم و متاسفانه به اندازه کافی از این روش زندگیمان متضرر شده ایم.
1-3- پیشنهاد می شود نشستی با حضور کارشناسان امور کشاورزی و دامداری و متخصصین امور روستای اداره کشاورزی و فعالین کشاورزی رودمعجن و بزرگانی که تجربه مناسبی در این زمینه دارند برگزار نموده و بطور جدی در مورد ظرفیتهای کشاورزی، دامداری و … رودمعجن بحث و تبادل نظر نمایند.
1-4- باید چشم انداز روستا در مواجه با پدیده گردشگری روشن شود. باید بدانیم که رودمعجن چه دست آوردهایی می تواند از توسعه صنعت گردشگری داشته باشد.
2- توصیۀ دیگری که به جناب قاسمی داشتم این بود که سعی نماید به کاشت درخت سپیدار بپردازد خصوصا در باغهای پایین ده. این محصول کمتر آفت داشته و می تواند درآمد مناسبی در دراز مدت برای فرد به همراه داشته باشد. رودمعجن به علت قرار گیری در منطقـۀ کوهستانی، برای کاشت درختانی مانند سپیدار، مناسب است. اما بازهم لازم است در این مورد با متخصصین امر مشورت شود.
3- از آنجائیکه جهان بسوی شهرنشینی حرکت می کند به دوستم توصیه کردم اگر می تواند بخشی از درآمد خود را در تربت حیدریه سرمایه گذاری نموده و حتی بخشی از سال را در شعر سکونت نماید. چرا که او نباید محدود به روستا شود و باید در ارتباط با شهر امکان استفاده از ظرفیتهای شهر را برای خود و خانوده اش فراهم نماید.





با عرض سلام و خدا قوت خدمت جناب مدرسی عزیز
باید عرض کنم تمام فرمایشات و نصایح و راهنمایی های جنابعالی مفید و با ارزش هستند ولی باید بدانیم در روستای ما مشکلاتی وجود دارد که هر کدام دلیلی است بر انجام ندادن فرمایشات جنابعالی است. که من به چند مورد اشاره می کنم
1.روستای ما فاقد زمین است و به قول دوستان فیض ابادی می گویند روستای شما باغچه دارد نه زمین .،که این امر موجب میشود ارزش سرمایه گذاری بر زمین ها گرفته شود.
2.مهاجرت دومین مشکل میباشد ودوستان جوانی همانند برادر قاسمی و امثالهم در روستاانگشت شمارند که مشغول کشاورزی باشند که این امر فکر مهاجرت به شهر را در ذهن جوانان اندک شاغل در روستا را افزایش می دهد.
3.مشکل بعدی بزرگسالان و سالخوردگان محترم روستا هستند که به جرات میتوانم بگویم افکار ما جوان ها را قبول ندارند و حاضر نیستند روش کشاورزی سنتی را فراموش کنند.
4.مورد بعد عدم همکاری مراکز دولتی میباشد . از طرفی حق با آنهاست زیرا ان 500 یا1000متر زمین ارزش سرمایه گذاری دولت را ندارد .حتی منطقه دربی هم که مقدار اندکی زمین دارد مشکل راه دارد و هزار و یک اما و اگر….(ناگفته نباشد که اگر مشکلات را بخواهم بگویم هنوز ادامه داشت)
نظرات اینجانب بود که در چند سال اخیر فکر باغداری در رودمعجن بودیم و کم و بیش به ان برخورد میکردیم.
متشکر از جنابعالی
ممنون جناب مرادی از اظهار دیدگاهتان ارزشمندتان. به نکات درستی اشاره فرمودید. من هم در متن به کمبود آب و زمین در رودمعجن به عنوان موانع توسعه روستا اشاره کردم که این واقعیت باید انتظارات ما را از روستا و میزان درآمد از آن را تعیین کند. ما نباید انتظار کشاورزی های بزرگ و مکانیزه مانند آنچه در منطقه محولات اتفاق می افتد داشته باشیم. ما باید به دنبال بهره برداری بهینه از فرصتها و امکانات کم روستا باشیم. ما به دنبال فراهم نمودن زمینه کسب درآمدی هستیم که یک خانواده بتواند یک زندگی معمولی در روستا برای خود فراهم کند. بر این اساس هم، کمکهای دولتی به همین نسبت کم بوده ولی متناسب با ظرفیتها خواهد بود. خوشحال خواهم شد اگر به این سوال من پاسخ داده شود که اگر یک نفر بخواهد 50 راس گوسفند را به روش اصولی در روستای رودمعجن در یک سال پرورش دهد آیا نمی تواند نیاز این میزان دام را به جو از مراتع رودمعجن تامین نماید؟ آیا نیم تواند برای این کار از تسهیلات دولتی استفاده کند؟ و آیا اصولا این امر می تواند درآمد نسبتا مناسبی برای او ایجاد نماید؟
در زمینه موانع فرهنگی و اجتماعی روستا نیز امیدوارم بتوانیم در فرصتی مناسب بحث و گفتگو نمائیم.
بنام خدا/ درود بر جناب مدرسي عزيز و عرض خدا قوت به خاطر انجام تحول در روستاي رودمعجن. جناب مدرسي گلم به نظر من درست است كه رودمعجن از نظر زمين نسبت به فيض آباد و ديگر شهرهاي اطراف تربت كه قبلا بخش بوده اند از زمين كمتري بر خوردار است . ولي از همين زمينها و آب موجود استفاده بهينه انجام نميگيرد به طور مثال زمينهايي در نزديك ده كه از نظر آب با مشكلي مواجه نيست ميبيني چند درخت آلوچه كاشته شده كه در سال شايد 100 هزار تومان هم در آمد ندارد. و همانطور كه حضرت عالي پيش نهاد كرديد با مشاوره و دعوت از كارشناسان كشاورزي ميتوان از همين امكانات موجود بهره بيشتري برد. چند سال قبل در همين فيض آباد كشاورزان با كندن درختان انار و كشت درخت پسته باعث در آمدي سر شار گرديدند كه در اوايل اين جابجايي براي خيلي از مردم قابل قبول نبود . لازم به توضيح است همانطور كه تغيير فرهنگ مردم و اعتقادات ديني حتي اگر بت پرستي باشد كاري بسيار مشكل و طاقت فرسا است تغيير نگرش در خصوص كار كشاورزي هم نياز به كوشش فراوان و زمان دارد. و متقاعد كردن مردم به خصوص كشاورزان كهنسال غير ممكن نيست ولي سخت است :SS:
سپاسگزارم جناب استوار عزیز از اظهار نظرتان. درست می فرمائید. من امیدوارم ابزارهای اطلاع رسانی و ارتباطات امروز، در کنار رشد دانش این امکان را فراهم نماید که ما شاهد تغییرات مناسب در سبک زندگی باشیم. امروز مقاومت در برابر تغییر شاید سخت تر از تلاش برای تغییر باشد. به هر حال امیدوارم بتوانیم هدف گذاری مناسبی داشته باشیم تا پس از به نتیجه رسیدن، از تلاشمان پشیمان نشویم. غرض من از نوشتن متن فوق آن یود که نگران بودم نکند خدای نکرده توصیه های نابجایی به دوست خود کرده باشم لذا آن را به داوری و قضاوت خوانندگان عزیز حیتا گذاشتم تا اگر توصیه بهتری دارند آن را در اختیار همه همشریان خود بگذاریم. :Y:
با سلام خدمت شما. از مازندران مزاحمتون می شم. یه زحمت براتون دارم. میخوام اگر بشه منو با یکی از بازمانده ها یا هم سنگر های شهید علی اکبر گیلکی ارتباط بدین.
با تشکر. 3223 114 0911
3223 114 0935
3223 114 0939
خدمت دوستان عرض شود کاربر بالا با اسم آقا میلاد که اتفاقا نام خانوادگی گبلکی دارند. تقاضای عکس،وصیت نامه،زندگی نامه و هر اطلاع مفید دیگری در مورد شهید گیلکی می باشند . اگر می توانید با ایشان کمک کنید.
با سلام به موارد جالبی اشاره کردید استفاده بردیم :SS: :SS: :gol:
با تشكر از احساس مسئوليت جناب مدرسي بنده با توجه به اينكه در وزارت جهاد كشاورزي مشغول خدمت هستم نكاتي را گرچه تكراري وخيلي خلاصه خدمت شما ومطالعه كنندگان در اين خصوص عرض منمايم.اولا به علت پول نفت كه به راحتي در اختيار مردم شهر واندگي در اختيار مردم روستا قرار ميگيرد وثانيا به علت نبود نيروي تحصيلكرده وجوان و استفاده از شيوه هاي كاشت سنتي ومحصولات سنتي وثالثا به علت عدم يكپارچگي اراضي ،كه يكپارچه نمودن ان كاري است مشكل ولي عملي چون نمونه ان در روستاي شوراب گناباد با سرمايه گذاري كشاورزان و دولت اجرايي گرديد ونمونه موفق جهت تجميع اراضي مي باشد،به علل ذكر شده در روستاي رودمعجن و70درصد روستاهاي ايران كه مشابه رودمجن مي باشند، توصيه به سرمايه گذاري ووقت گذاشتن به دوستان ممكن باعث ضرر وزيان مادي انها گرددشايد تعريف كشاورزي براي روستاهاي مثل روستاي ما كه نمونه ان در ايران زياد است گذران اوقات فراغت چندين نفر از ميانسالهاويا كهنسالان روستا باشد به اميد انروز كه درامد نفت در خدمت اقتصاد صنعتي وكشاورزي قرار گيرد و درامد بالاي كشاورزي باعث برگشت همه تحصيلكردگان به روستا شود
ضمن تشکر از خانم مقدم به خاطر اضهار لطفشان و همچنین سپاسگزاری از جناب آقای نیکو عقیده عزیز که به مطلب مهمی اشاره نمودند باید عرض نمایم فضای مجازی این فرصت را در اختیار ما قرار می دهد که بصورت جمعی درباره یک مسئله مشترک فکر کرده و به گفتگو بنشینیم. نفت متاسفانه بیشتر به صورت مانع در مسیر توسعه متوازن این کشور عمل کرده است و اختصاص به رودمعجن ندارد.
اما نمی دانم آیا با توجه به این شرایط نمی توان امید به بهتر شدن شرایط روستایی مانند رودمعجن داشت؟ حتما شما هم قبول دارید که گذران اوقات فراغت در یک روستای زنده و پویا لذت بخش تر خواهد بود.
من مطمئن هستم با وجود افراد صاحب علم و تجریه و موقعیت اجتماعی مناسب چون شما، رودمعجن می تواند در موقعیت بهتری قرار گیرد. موفق باشید
درود بر جناب مدرسی و خوشامد به خاطر حضور و ثبت اولین مطلبتان . امیدواریم زین پس پیوسته زیارت مجازیتان پیوسته حاصل شود .
در خصوص موضوع نوشته حضرتعالی باید عرض کنم وقتی سایت ، هنوز سایت نبود و وبلاگ بود بحث های مشابهی در گرفت . به نظرم هر موقع در خصوص روستا پیشنهادی ارائه می شود اول باید مطمئن بشیم که خودمون میتونیم اون رو عملی کنیم یا خیر .
در خصوص کشاورزی من صاحب نظر نیستم اما احساس میکنم در آینده ای ده ساله یک تکه تر شدن زمین ها در دستور کار قرار خواهد گرفت و یا اگر هم حاضر به از دست دادن زمین هایشان نباشند بهره برداری رو یک تکه کنند .
دغدغه شما دغدغه بسی از دیگران هم هست اما زندگی شهری پا بندم و اهلی مان کرده است .
خدا قوت ….
از جناب آقای عبداللهی بسیار سپاسگزارم. ببخشید که بحثهای تکراری را مطرح کردم.
باز هم تاکید می کنم نگرانی من از اشتباه بودن توصیه هایم باعث شد آنها را به قضاوت دوستان بگذارم. این که باید دید ما خودمان می توانیم آنچه را که می گوییم عمل کنیم یا نه نکته درستی است. ولی امتحان آن کمی سخت است لذا اگر قرار باشد مبنای هر سخنی آزمون عملی آن توسط گوینده باشد، خب در آن صورت اظهار نظر بسیار مشکل خواهد بود. طبیعتا شنونده باشد سنجش لازم را از درستی یا نادرستی مطلب داشته باشد. امیدوارم این گفتگوی مجازی وسیله مناسبی برای سنجش درستی یا نادرستی مطالب نوشته شده باشد.
لازم به یاد آوری است که من نه بر کشاورزی در رودمعجن که بر دامداری تاکید کردم آن هم نه به روش سنتی بلکه به روشهای نوین.
پیشنهاد تجمیع زمینها نیز از قدیم مطرح بوده است و فکر میکنم بهتر است در فرصتی مناسب بطور جامع تری در این مورد بحث کرد.