روزهاي ابري

بسم الله الرحمن الرحيم

چقد دلگيره روزاي ابري…روزايي كه آفتاب خودشو از چشامون قايم ميكنه…شايدم نگاهمون دلشو ميزنه…دل آدم حسابي ميگيره…فقط يه ذره نور خورشيد…

خدايا!خيلي وقته آسمونمون آفتاب نداره،آسمون دلمون ابريه،خدايا! مگه اين ابرا چقدن كه هر چي مي بارن آسمون صاف نميشه؟ كاشكي اينا ابر بودن!…نكنه غبار كارخونه ها و دود ماشينامونه! نكنه اينقد ترقي كرديم كه يادمون رفته همه چيزمون از آفتابه…!

خدايا! نكنه نور چراغاي خونمون، پروژكتوراي بزرگ كارخونه هامون و نديدن خورشيد،يه حس بي نيازي ازشوبهمون بده!…نكنه با گرماي بخاريا و شومينه ها و شوفاژامون،خيال كنيم مي تونيم بدون آفتاب،زمينامونو سرسبزكنيم ونهالامونو بار بياريم…!

خدايا!آفتاب گردونامون گيج شدن،آفتابو گم كردن،يكي روشو كرده به لامپ تيربرق!يكي به نور ماشين تو كوچه نگا ميكنه! يكي ام خيال ميكنه نور فانوس خورشيده!…يادم مياد اون موقع ها كه هوا ابري نبود،آفتاب گردونامون آفتاب گردون بودن!!!…

خدايا! درختامون خيلي قد و نيم قد شدن،يادم مياد اون موقع ها كه هوا صاف بود،همه درختا از هر نوعي،خودشونو به طرف خورشيد بالا ميكشيدن و همه يكدست مي شدن…

خدايا! كارخونه هاي لامپ سازيمون خيلي زياد شدن…يكي پر نور،يكي كم نور تر،يه روز ميگن لامپ رشته اي،يه روز ميگن مهتابي، تازگي هم كه ميگن فقط لامپ كم مصرف!!…خدايا! وقتي خورشيد داشته باشيم،كسي دور و بر لامپ نميره…

خدايا! نكنه اينقد پيشرفت كنيم كه يادمون بره همه چيزمون از خورشيده…

خدايا! خورشيد و نميبينيم،ولي نورش از پشت ابر،يه كم بهمون ميرسه،با همون نورشم بذرامون جوانه ميزنن…خدايا! چرا بعضيا بهانه ميگيرنو بذراشونو تو گلخونه با يه لامپ كوچولو دلخوش ميكنن؟

خدايا! ابراي دلمونو بيشتر از اين باروني كن تاهوا صاف بشه!…

خدايا! ميدونيم كه غبار كارخونه هاي خودمون خورشيدو ازمون گرفته،خدايا! كمكمون كن تا بتونيم روز به روز كمترش كنيم…خدايا زمينو غم گرفته…اين غمو بيشترش كن تا همه بفهميم خشكسالي اومده و نماز بارون بخونيمو بارون بيادو هوا صاف بشه وآفتاب دربياد و…..

خدايا! همون جوري كه امام زمانمون گفته:”شيعيانم،مرا به قدر آب نوشيدني، نميخواهند،اگر بخواهند و دعا كنند فرج من ميرسد” همه ي مشكلات از خودمونه… خدايا!البته خودمون ميدونيم كه منظور از دعا براي فرج چيه!؛ميدونيم فقط منظور دعاي ندبه و آل ياسين خوندن نيست…ميدونيم دعاي واقعي، مهيا كردن خودمونو جامعمون براي ظهورشه…

امام زمان(عج) : بهره مندي از من در زمان غيبتم،همان بهره مندي از نور خورشيد است،هنگامي كه پشت ابرها پنهان باشد.

اللهم اكشف هذه الغمه عن هذه الامه بظهوره…انهم يرونها بعيدا و نراه قريبا…

نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

22 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. پدر گفت:

    قشنگ بود خیلی هاش پرحرفی بود برا خدا پرحرفی هایی که خدا دوست داره و بنده هاش شاید نه :OG: .
    خدایا! نکنه نور چراغای خونمون، پروژکتورای بزرگ کارخونه هامون و ندیدن خورشید،یه حس بی نیازی ازشوبهمون بده!…نکنه با گرمای بخاریا و شومینه ها و شوفاژامون،خیال کنیم می تونیم بدون آفتاب،زمینامونو سرسبزکنیم ونهالامونو بار بیاریم…!
    شیعیانم،مرا به قدر آب نوشیدنی، نمیخواهند،اگر بخواهند و دعا کنند فرج من میرسد”

  2. سپیدار گفت:

    سلام بر تفنگدار عزیز .خیلی عالی بود. :gol:
    به قول معروف”آنچه از دل برآید ؛ بر دل نشیند”
    خدایا! ابرای دلمونو بیشتر از این بارونی کن تاهوا صاف بشه!… :SS: :SS:

  3. آمیتیس گفت:

    سلام بر دوست عزیزم واقعا مطلب قشنگی بود :SS: :gol: :SS: :gol: :SS: :gol:
    . بیشتر از جمله پدر دلم گرفت که گفت شیعیانم مرا به قدر آب نوشیدنی نمیخواهند اگر بخواهنئ و دعا کنند فرج من میرسد. واقعا دلم لرزید یعنی ماها اینقدر بدیم خدایا هممونو به راه راست هدایت کن. امین…..

  4. زمستان گفت:

    پارسال بود دقیقا در همین ایام محرم.روز عاشورا بود.توی یک کوچه روی یک پرده ی کوچیک نوشته شده بود”قابل توجه منتظران مهدی:حسین را منتظرانش کشتند”. از اون به بعد هر مطلبی راجع به مهدی موعود میخونم یا میشنوم ناخودآگاه اولین چیزی که به ذهنم میرسه همین جمله است….
    خدا قوت هووووووو

  5. نگاه و بیان نوی از انتظار بود، شاید یه جورایی ساده شده و امروزی شده دلنوشته های انتظار بود.
    خدایا!آفتاب گردونامون گیج شدن،آفتابو گم کردن،…
    به قول شما اینقدر خورشید ها زیاد شدن که آدم میمونه کدومشون خورشید اصلیه.

  6. افرا بهشتی گفت:

    این خورشیدی که شما ازش میگین حتی از پشت ابرها هم به ما گرما میبخشه، یعنی اونقد گرم و پرحرارته که با وجود ابرای تیره بارور شده از گناهانم بازم تا صداش میکنم از بخشش و بزرگیش بهره مندم میکنه حیف که نمیخوام کاری کنم تا با محو شدن گناهام این خورشید پرسخاوت از وجودش به من زندگی ببخشه و بارورم کنه، چرا نمیفهمم که من الان مردگی میکنم نه زندگی!

  7. افرا بهشتی گفت:

    راستی یادم رف بابت مطلب زیبا و به قول دوستان خنجلوکیتون :Y: ازتون تشکر کنم، خیلی قشنگ بود. سپاس دوست خوبم :gol: :gol: :gol:

  8. @پدر
    ممنون جناب پدر
    با نظرتون کاملا موافقم

  9. @آمیتیس
    مرسی آمیتیس عزیز
    واقعا باید دلهامون بلرزه :TT:

  10. @زمستان
    منم دقیقا در همین زمان ها بود که این جمله برام sms اومد و خیلی ترسیدم :TT:

  11. @محمد امیدوار
    ممنون جناب مدیر
    این نوشته همسرمه که چندوقت میخوام بذارم توی سایت ولی نشده تا الان

  12. یاس گفت:

    سلام عزیزم مطلبت واقعا زیبا بود امیدوارم ما بنده ها یه روز سره عقل بیاییم .واقعا با این مطلبت خیلی دلم گرفت . بازم ممنون. :gol: :gol: :gol:

  13. ناشناس گفت:

    احسنت بر تفنگدار سوم!باز هم با وجود ابرهای دلگیر و نورهای کاذب و مصنوعی که سراسر زندگی ما را احاطه کرده اگر عقیده و نظر همه ما این باشد،یک روز همه این دلتنگی ها به فردایی روشن می انجامد.باز هم جای امیدواری است که آن خورشید عدالت گستر از پی ابرهای تیره و تار بیرون بیاید و با وجود خود جهان را با نور حقیقی خداوند روشن سازد و به همه تاریکی ها پایان دهد.به امید آن روز انشاءالله

  14. سپیدار گفت:

    قابل توجه منتظران مهدی:حسین را منتظرانش کشتند.
    این یادآوری جمله زمستان آدم رو به تامل وامیداره که آیا . . . .
    ای صاحب الزمان . الغوث والامان.به امیدفرج آقا.
    خسته نباشی تفنگدارسوم.

  15. ببخشید ازمشکلات یک سیستم و دو کاربر همینه.نظر بالا مربوط به بنده حقیر است که اشتباه ثبت گردیده.

  16. @ناشناس
    ممنون جناب ناشناس
    به امید ظهور آقامون :TT:

  17. بار اول که مطلب رو خوندم برداشتی کردم که بار دوم باهاش فرق داشت. یه برداشتم مربوط به خورشید و انتظار بود و یه برداشتم کلی تر از این. یعنی مربوط به کلیت و هدف زندگی.
    واقعا جالب انگیر ناک بود.
    ورود حضرت همسر تفنگدار سوم رو هم با این مطلب مفصل و خوب تبریک میگم.