روزی پدرثروتمند .پسروخانواده اش رابرای گردش به یک دهکده بردتابه پسرش نشان دهدمردم فقیروزحمتکش چگونه زندگی می کنند.انهایک روز ویک شب درمزرعه ی خانواده بسیارفقیرزندگی کردند. زمانی که ازمسافرت برمی گشتند پدرازپسرپرسید{سفرچگونه بود؟} -پسر{خیلی خوب بودپدر}
-پدر{ایادیدی که مردم فقیرچگونه اند؟} -پسر{بله} پدر{وچه اموختی؟}پسرپاسخ داد{اموختم مادرخانه 1سگ داریم وانها4تا. مااستخری داریم که تنهادروسط حیاط است وانهامردابی دارند که پایانی ندارد .مادرباغمان چراغ داریم وانها ستاره هارادارند.حیاط ما تاحیاط خانه روبروادامه دارد وانهاتمام افق رادارند}زمانی که حرف پسربه پایان رسید. پدردیگرنمی توانمست حرفی بزند. پسربااین جمله به حرفهایش خاتمه داد.{{متشکرم پدرکه به من نشان دادی که ماچقدر فقیروزحمتکش هستیم




قضاوت کردن که کار ما نیست
حالا شاید منصف بتونه یه کاری بکنه
هر چند هدف این نوشته چیز دیگریست ولی من میخوام بگم که در واقع هیچ ثروتی رو نمیشه با زندگی ساده در کنار طبیعت مقایسه کرد، اگه هدف نهایی از ثروت داشتن لذت بردن باشه مزرعه دار فقیر از تک تک لحظاتش لذت میبره.
ممد تو توی نظراتتم باید تف بدی حتما :YY: فکر کنم نظرتو از رو یک کتاب ادبی نوشتی ها . :YY: اقا یکی به من بگه چرا من با این ممد ابم تو یک جو نمیره همش بهش گیر میدم؟؟یعنی از جونم سیر شدم که با دمب شیر (همون رییس حیتا) شوخی میکنم؟
حالا از شوخی گذشته مطلب قشنگی بود برام تازگی داشت نشنیده بودم ممنون :gol:
اوحده اوو عزيز ، اين ممد هزينه كردن رو بلد نيست!
نسیم عزیز :دوران کودکی برای من تابلوزیبایست که هیچگاه از تماشای آن سیر نمی شوم ، ترسیم دوباره آن از منظر حکایت دلنشین شما سبب تقویت روحیه وافزایش اعتماد به نفس بنده-و شاید سایر حیتائیان- گردید . متشکرم
مطلب قشنگی بود و امیدوار کننده برای تغییر نظر ودید به مسائل اطرافمان
اما اوحداوو عزیز مشکل از شما وممد نیست اول شما آبی پیدا کن بعد دنبال جویش بگرد
حضرت نسیم(این چسبوندن حضرت و جناب هم به اول اسامی بساطی شده ها)مطلی قشنگی بود.نشان از ندیدن نداشته های خودمان یا ندیدن داشته های مردم…
احد اوو کلا این مدیر تف مده تو اوقاتتر تلخ مکو.مدیر دگه چیشه متنی خدش ورگویی ای بابا هی.صد کرت ورگوفتوم بیایم ایر از مدیریت ساقط کنم.کودتایه انقلابه شورشه چیزه کنم کیه کی ب حرف کنه.مو همش بیید خون دیل خروم و گپ نزنم
مهم نيست كه يه سگ داشته باشي يا 4تا،يه استخر تو خونه داشته باشي يا كنار مرداب زندگي كني، يه چراغ داشته باشي يا يه آسمون ستاره، مهم اينه كه از تمام داشته هات لذت ببري، كم و زيادش اصلا اهمييتي نداره، از ديدگاه من ثروت به معناي دارايي و امكانات مادي نيس، آدم ثروتمند كسيه كه بتونه تو هر شرايطي شاد باشه،ديگرانو شاد كنه و قدمي در حل مشكلات بقيه برداره، حالا اين آدم ميتونه تمكن مالي داشته باشه و يا فاقد اون باشه. اگه تونستيم تو هر شرايطي حتي تو سخت ترين شرايط زندگي شاد باشيم و از زندگي لذت ببريم اون موقع ثروتمنديم.
خسته نباشي نسيم جان :gol:
سلام بر نسیم عزیز. مطلب خوبی بود به نظر من البته این فقط یه نظره اگه جمله آخر (فهمیدم ما چقدر فقیر و زحتمکش هستیم) حذف میشد راحتتر مشید از داستان نتیجه گیری کرد که من با احتساب حذف جمله آخر برداشتم این بود که پدر میخواست فقر رو به پسرش نشون بده در صورتی که در آخر پدر و پسر متوجه شدند که فقر اون چیزی که اونا فکر میکنن نیست و ثروت واقعی در دست اون خونواده روستاییست که در دامان طبیعت زندگی میکنند. :gol: :gol: :gol:
اول سلام ازنظرهمتون کمال تشکررادارم البته درجواب پاییزان جون وعزیزدل بایدبگم که منظورپسراین بودکه ازنظرپسرزندگی روستائی خیلی بهتراززندگی مجلل خودشون بوده ممنون ازریزبینیت وبایدتشکرکنم که انقدردقیق هستید :Y: :Y: :Y:
سلام نسیم عزیز مطلب جالبی بود به نظر منم ثروت فقط پول زیاد نیست و معنی های متفاتی داره و نگاه هر کس به خوشبختی هم متفاوته اما از نظر من انسانی خوشبخته که از زندگیش نهایت لذت و ببره :VV: