سلام بر جناب نجفي. ميبينم كه از شعر و داستان دراومدي به عكس و تصوير پرداختي . بنظرم تا بحال مطلب تصويري نداشتي
اما چند نكته در خصوص عكسها
1- عمراً اي عكسها از روزاي عيد نيه . چون اون روزها يك علفه پيدا نمرفت چي برسه به گل . احتمالا كه نه بلكه صد در صد اينا در روز اول ارديبهشت طرفاي صبح گرفته شده :Y:
2- شما كي فرصت كردي عكس بگيري و زود هم بگذري د اينجه . مو خا هنوز عكساي عيدم بمونده. يا تو خيله زرنگي يا مو خيله تنبل
3- هم اول فهميم كي عكس زردالو از پارساله . خاب مرد مومن نمگي دهنامه د اوو مفته
4- اين نهال خوردي كاشتنيه يا مثل اونطرفي از بيخ درختش سبز شده؟ كه اگه خودرو است جاي تقدير و ستايش بيشتري دارد.
5- اُ گل زرد هم بنظرم از اُ گولايه كي د سرس قاصدك دره وبعد پر پر مره . يادش بخير بچه كي بيم قاصدكار ور مكندم و دسر هر دو دستامه مگروفتم و ور آسمو نگاه مكيردم . فكر مكيردم ميثل پرين د فيلم با خانمان متنم برم به آسمون :U:
6- در مجموع عكسهاي جالبي بود . اميد شركت در جشنواره رو داشته باش
1- همونطور که حدس زدید مشخصا عکسا مال عید نیست و مال همون صبح اول اردیبهشته قطعا.
2-البته ما به صورت جنگی و طی یک ماراتن رفتیم ده و برگشتیم
3-نهال کاشتنیه.توی ان دور و زمونه نهال خودرو کجا اینجوری گل میده؟اُنهالای قدیم بو که خادش سوز مرف خادشم گول مدا حالا ئیا ایجوری نین بیس کلی برسی بزونا تا پوره ی گول بدن
4-نه اون گل از اون گلای پرین توی باخنمان نیست.انا خدی ای گول فرق داش.
5-البته اینکه میگین عکسای جالبی بود کتمان حقیقته ولی خوب کیه که از تعریف خوشش نیاد.متشکرم
درود بر جناب نجفی عزیز با عکسهایی که به اندازه خودت زیباست البته عکس دومی چند ماهی از زمان جلوتره و مقداری از آب دهان مرا به روی صفحه کلید از همه جا بی خبر سرازیر کرد . ولی همچنانکه نیاکان ما گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست من هم به این نفس لجام گسیخته وعده دادم سه ماه صبر کن به خواسته خود خواهی رسید .در پایان اگر سایز عکسها را اعلام کنی از تو ممنونم :SS: :SS: :gol: :gol: :gol:
درود بر شما آقای استوار.والا من چون تازه به هنر عکاسی روی اوردم از سایز و اینجور داستانهاش خبر ندارم ولی فکر کنم سایز متوسطه.البته اون زرد الو ها هم به نیتی جز اب انداختن دهن منتشر نشدن که گویا این نیت کاملا عملی شده
1- از طرف انجمن حمایت از مسافران هوایی از شما تقاضای عاجزانه دارم لطفاً به هیچ عنوان نه تنها به سمت خلبانی مایل نشوید بلکه حتی فکر خلبانی را هم از سرتان بیرون کنید .
2- خوبه دیگه ، توی رودمعجن عکس میگرفتی و ما رو کاشته بودی . باشد تا مگر بگیرتان یارم.
3- بین عکس ها بهنظر من بهترین عکس عکس شماره 5. هم سوژه اش عالیه . هر از زاویه خوبی گرفته شده هم خیلی با کمیت و با حوصله گرفتی . نور پردازی اش هم عالیه . آدم رو می بره به رودمعجن.
4- مورد چهارم ندارم. غرض فقط افزایش شماره ها بود . جدی نگیر . حالا فک کردی خیلی مطلبت مهم بوده که نظر بدوم و تو نظرم 4 تا مورد داشته باشی.
5- ایضاً
1-اتفاقا از وقتی حس کردم توی عکاسی استعداد دارم یه علاقه ی خاصی به خلبانی پیدا کردم.باید اینم امتحان کنم
2-اتفاقا خودمم عکس پنجم رو خیلی دوست دارم.جزء سه تا از بهترین عکسائیه که در تاریخ هنر عکاسیم گرفتم!!
3-بشه تو واز مطلب بخگذاشتی تیارت منم!!
سلام علی جان مجددا که عکسها را نگاه کردم عکس سومی خیلی چشم منو گرفت واقعا زیباست . اگه دقت کنی با چند متر فاصله مادر بزرگ همین سوژه مورد نظر شما دار دنیا را وداع گفته و میبینیم حیات و ممات در عالم درختان هم به خوبی مشهود است. باغ جنت دیدمی بر هر طرف کردم نگاه / هر درخت میوه ای همچون عروس و حجله گاه. آنقدر این نوعروس زیبا و قشنگه که از دیدنش سیر نمیشم :gol:
سلام بر علی آقا.
عکسهات با قلم زیبات به دل میشینه. قسمتی از شعر فریدون مشیری را که برای توصیف عکس اولت گذاشتی نوشتم فکر میکنم توصیف بهار رودمعجن باشه که امسال خیلی نرم نرم اومد.
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک
شاخههاي شسته، باران خورده پاک
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش به حال روزگار …
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش به حال جام لبريز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش به حال روزگار …
خوش به حال روزگار …
سلام بر شما سارا خانم.
نظر لطف شماست.این شعر با صدای شجریان غوغا میکنه مخصوصا بیت اخرش:
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب…
نرم نرمک میرسد اینک بهار
واقعا (این واقعا از افاضات هنرم خودم بود احساس کردم مرحوم مشیری اینجا کم کاری کرده که واقعا رو نیاورده!!!)خوش به حال روزگار……..
نمیدونم چرا من هرچقدر دریچه نگاهم رو گستردم و نگریستم هیچ چیز قابل توجهی تو این عکسا ندیدم :OL: .تو همون داستانتو بنویس موفق تری.حالا این بار دفعه اولت بود عیبی نداره… :OG:
مشکل از دریچه ی نگاهته که به قدر کفایت نگستراندیش.یک ضرب المثل عربی میگه «انت لا تَگسترو دریچه العیون بقدر الکافی و الا فی هذه التصاویر مملو من الچیزهای مقبول التوجه»!!
البته من نمیخواستم صداش رو در بیارم ولی شما نذاشتی بلاخره مچمو گرفتی ولی مچ گیریت کامل نبود چون اون شکوفه ها سیب نیست و گلابیه که من میخواستم بعنوان شکوفه ی زردالو به خلق الله قالب کنم که نشد ولی خدا وکیلی اگه زرد آلو میبود تا دو ماه دیگه میشد همون زرد آلو به جان خودم
هوووووو
مو حالا امیوم عمووو
یارب ای عکسا از خادت؟ رویتر نبینوم چو تا حالا عکس نمذاشتی، کاشکم زودتر آموزش عکس گذاشتن رو میذاشتیم
عکس اول خواب شکوفه ها در تشک ابری آسمان حس قشنگی داره ولی پایینش که زمین خاکی هم بهش اضافه شده یه کم تو ذوق حس پروانه ای و صورتیش زده.
عکس دوم هم که باعث شد آب از لب و لوچه ما روی کلید های کیبرد کش کنه و کیبرد پاک الفچی رفت، آدرسشر بده کی دو سه ماه دگه برم به زردلو دوزدی، نصف نصف
عکس سوم هم که دیگه آخر صورتی و پروانه ایه، شکوفه های باز شده پایین و شکوفه های باز شده بالا هم میشه هزار جور تفسیرش کرد که خوراک خودته!!
عکس چهارم اگه یک کم زحمت مدادی و مچرخیدی که سایه خودت د عکس نمی افتاد خیلی قشنگتر میشد و حس بکر بودن طبیعتش حفظ میشد. الآن میشه ترس گل رو از چیده شدن توسط صاحب سایه کاملا حس کرد!
سلام بر او حد اوي مهربان . تصاوير زيبايي بود البته با ديدن زردالوها ابتدا جا خوردم و با خودم گفته اه زردالوها چقدر زود رسيده اند امسال. بعد كه توضيحاتشو خوندم تازه فهميدم جريان مربوط به چراغوني پارساله. در مجموع خوب بود و خاطره انگيز. يا حق
سلام بر جناب نجفي. ميبينم كه از شعر و داستان دراومدي به عكس و تصوير پرداختي . بنظرم تا بحال مطلب تصويري نداشتي
اما چند نكته در خصوص عكسها
1- عمراً اي عكسها از روزاي عيد نيه . چون اون روزها يك علفه پيدا نمرفت چي برسه به گل . احتمالا كه نه بلكه صد در صد اينا در روز اول ارديبهشت طرفاي صبح گرفته شده :Y:
2- شما كي فرصت كردي عكس بگيري و زود هم بگذري د اينجه . مو خا هنوز عكساي عيدم بمونده. يا تو خيله زرنگي يا مو خيله تنبل
3- هم اول فهميم كي عكس زردالو از پارساله . خاب مرد مومن نمگي دهنامه د اوو مفته
4- اين نهال خوردي كاشتنيه يا مثل اونطرفي از بيخ درختش سبز شده؟ كه اگه خودرو است جاي تقدير و ستايش بيشتري دارد.
5- اُ گل زرد هم بنظرم از اُ گولايه كي د سرس قاصدك دره وبعد پر پر مره . يادش بخير بچه كي بيم قاصدكار ور مكندم و دسر هر دو دستامه مگروفتم و ور آسمو نگاه مكيردم . فكر مكيردم ميثل پرين د فيلم با خانمان متنم برم به آسمون :U:
6- در مجموع عكسهاي جالبي بود . اميد شركت در جشنواره رو داشته باش
1- همونطور که حدس زدید مشخصا عکسا مال عید نیست و مال همون صبح اول اردیبهشته قطعا.
2-البته ما به صورت جنگی و طی یک ماراتن رفتیم ده و برگشتیم
3-نهال کاشتنیه.توی ان دور و زمونه نهال خودرو کجا اینجوری گل میده؟اُنهالای قدیم بو که خادش سوز مرف خادشم گول مدا حالا ئیا ایجوری نین بیس کلی برسی بزونا تا پوره ی گول بدن
4-نه اون گل از اون گلای پرین توی باخنمان نیست.انا خدی ای گول فرق داش.
5-البته اینکه میگین عکسای جالبی بود کتمان حقیقته ولی خوب کیه که از تعریف خوشش نیاد.متشکرم
باسلام
ميستم بگم عمرا كي اي عكس از رودمعجن بشه .گمونوم اين را ازباغاي شميران تهرون بگرفتي يا از باغاي كرج : :U: :U: :U: :U: :ZZ: :ZZ: :ZZ: :ZZ:
نه بابا مال خود خود دهِ
درود بر جناب نجفی عزیز با عکسهایی که به اندازه خودت زیباست البته عکس دومی چند ماهی از زمان جلوتره و مقداری از آب دهان مرا به روی صفحه کلید از همه جا بی خبر سرازیر کرد . ولی همچنانکه نیاکان ما گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست من هم به این نفس لجام گسیخته وعده دادم سه ماه صبر کن به خواسته خود خواهی رسید .در پایان اگر سایز عکسها را اعلام کنی از تو ممنونم :SS: :SS: :gol: :gol: :gol:
درود بر شما آقای استوار.والا من چون تازه به هنر عکاسی روی اوردم از سایز و اینجور داستانهاش خبر ندارم ولی فکر کنم سایز متوسطه.البته اون زرد الو ها هم به نیتی جز اب انداختن دهن منتشر نشدن که گویا این نیت کاملا عملی شده
1- از طرف انجمن حمایت از مسافران هوایی از شما تقاضای عاجزانه دارم لطفاً به هیچ عنوان نه تنها به سمت خلبانی مایل نشوید بلکه حتی فکر خلبانی را هم از سرتان بیرون کنید .
2- خوبه دیگه ، توی رودمعجن عکس میگرفتی و ما رو کاشته بودی . باشد تا مگر بگیرتان یارم.
3- بین عکس ها بهنظر من بهترین عکس عکس شماره 5. هم سوژه اش عالیه . هر از زاویه خوبی گرفته شده هم خیلی با کمیت و با حوصله گرفتی . نور پردازی اش هم عالیه . آدم رو می بره به رودمعجن.
4- مورد چهارم ندارم. غرض فقط افزایش شماره ها بود . جدی نگیر . حالا فک کردی خیلی مطلبت مهم بوده که نظر بدوم و تو نظرم 4 تا مورد داشته باشی.
5- ایضاً
1-اتفاقا از وقتی حس کردم توی عکاسی استعداد دارم یه علاقه ی خاصی به خلبانی پیدا کردم.باید اینم امتحان کنم
2-اتفاقا خودمم عکس پنجم رو خیلی دوست دارم.جزء سه تا از بهترین عکسائیه که در تاریخ هنر عکاسیم گرفتم!!
3-بشه تو واز مطلب بخگذاشتی تیارت منم!!
سلام علی جان مجددا که عکسها را نگاه کردم عکس سومی خیلی چشم منو گرفت واقعا زیباست . اگه دقت کنی با چند متر فاصله مادر بزرگ همین سوژه مورد نظر شما دار دنیا را وداع گفته و میبینیم حیات و ممات در عالم درختان هم به خوبی مشهود است. باغ جنت دیدمی بر هر طرف کردم نگاه / هر درخت میوه ای همچون عروس و حجله گاه. آنقدر این نوعروس زیبا و قشنگه که از دیدنش سیر نمیشم :gol:
سلام بر علی آقا.
عکسهات با قلم زیبات به دل میشینه. قسمتی از شعر فریدون مشیری را که برای توصیف عکس اولت گذاشتی نوشتم فکر میکنم توصیف بهار رودمعجن باشه که امسال خیلی نرم نرم اومد.
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاک
شاخههاي شسته، باران خورده پاک
آسمان آبي و ابر سپيد
برگهاي سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهاي شاد
خلوت گرم کبوترهاي مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش به حال روزگار …
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش به حال جام لبريز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش به حال روزگار …
خوش به حال روزگار …
سلام بر شما سارا خانم.
نظر لطف شماست.این شعر با صدای شجریان غوغا میکنه مخصوصا بیت اخرش:
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب…
نرم نرمک میرسد اینک بهار
واقعا (این واقعا از افاضات هنرم خودم بود احساس کردم مرحوم مشیری اینجا کم کاری کرده که واقعا رو نیاورده!!!)خوش به حال روزگار……..
نمیدونم چرا من هرچقدر دریچه نگاهم رو گستردم و نگریستم هیچ چیز قابل توجهی تو این عکسا ندیدم :OL: .تو همون داستانتو بنویس موفق تری.حالا این بار دفعه اولت بود عیبی نداره… :OG:
مشکل از دریچه ی نگاهته که به قدر کفایت نگستراندیش.یک ضرب المثل عربی میگه «انت لا تَگسترو دریچه العیون بقدر الکافی و الا فی هذه التصاویر مملو من الچیزهای مقبول التوجه»!!
فقط يك سوال :
از كي شكوفه سيب ظرف دو يا سه ماه تبديل به زردالو ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته من نمیخواستم صداش رو در بیارم ولی شما نذاشتی بلاخره مچمو گرفتی ولی مچ گیریت کامل نبود چون اون شکوفه ها سیب نیست و گلابیه که من میخواستم بعنوان شکوفه ی زردالو به خلق الله قالب کنم که نشد ولی خدا وکیلی اگه زرد آلو میبود تا دو ماه دیگه میشد همون زرد آلو به جان خودم
هوووووو
مو حالا امیوم عمووو
یارب ای عکسا از خادت؟ رویتر نبینوم چو تا حالا عکس نمذاشتی، کاشکم زودتر آموزش عکس گذاشتن رو میذاشتیم
عکس اول خواب شکوفه ها در تشک ابری آسمان حس قشنگی داره ولی پایینش که زمین خاکی هم بهش اضافه شده یه کم تو ذوق حس پروانه ای و صورتیش زده.
عکس دوم هم که باعث شد آب از لب و لوچه ما روی کلید های کیبرد کش کنه و کیبرد پاک الفچی رفت، آدرسشر بده کی دو سه ماه دگه برم به زردلو دوزدی، نصف نصف
عکس سوم هم که دیگه آخر صورتی و پروانه ایه، شکوفه های باز شده پایین و شکوفه های باز شده بالا هم میشه هزار جور تفسیرش کرد که خوراک خودته!!
عکس چهارم اگه یک کم زحمت مدادی و مچرخیدی که سایه خودت د عکس نمی افتاد خیلی قشنگتر میشد و حس بکر بودن طبیعتش حفظ میشد. الآن میشه ترس گل رو از چیده شدن توسط صاحب سایه کاملا حس کرد!
سلام بر او حد اوي مهربان . تصاوير زيبايي بود البته با ديدن زردالوها ابتدا جا خوردم و با خودم گفته اه زردالوها چقدر زود رسيده اند امسال. بعد كه توضيحاتشو خوندم تازه فهميدم جريان مربوط به چراغوني پارساله. در مجموع خوب بود و خاطره انگيز. يا حق