چرا زن ثروتش را صلح شوهر می کرد؟

مصالحه نامه اموال زوجۀ حاج لطفعلی بیگ

سنت مصالحۀ اموال به این صورت بود که یک نفر (زن، شوهر، پدر) اموال خود را صلح به دیگری می کرد در ازای یک من نمک معدنی یا چیزی کم ارزش؛ به قول امروزیها سند می زد به نام دیگری، یا وکالت می داد. چرایی این سنت را از این سند می توان دریافت.

در این صلح نامه که حکم وصیت‌نامه را هم دارد خاور سلطان، همسر حاج لطفعلی بیگ که زن ثروتمندی بوده است اموال خود را صلح شوهرش کرده است. در برخی اسناد حاج لطفعلی بیگ (ف 1359قمري مدفون در مزار) ر ا با لقبهای «عمدة الاشراف»، «عمدة التجار» (بزرگتر بازرگانان) یاد کرده اند. که بیان گر موقعیت برجستۀ اقتصادی وی بوده است.

موصیه: (زن وصیت کننده)، در اینجا خاور سلطان. که مادر حاجی نایب، حاجی علی اصغر، هادی آقا و حاج علی اکبر ایزدی، جدۀ بزرگ سعید آق علی اکبر و همۀ ایزدی هاست. خاور سلطان چنان که از نامش بر می‌آید زن ثروتمند و مقتدری بوده است.

برای مشاهده اندازه بزرگتر ، روی تصویر کلیک کنید.

بسم الله الرحمن الرحیم

وصی و قائم مقام شرعی خود قرار داد علیا مکرمه خاورخانم سلطان صبیۀ مرحمت پناه مرحوم ملاحسنعلی زوج خود سرکار عمدة الاشراف آقای حاج لطفعلی بیگ (دام اقباله العالی) را که بعد از فوت موصیه به وصایای زوجه بقرار ذیل با نظارت فرزند موصیه آقای علی اکبر (زیدَ عزه) عمل نماید مصالحۀ صحیحۀ شرعیه نموده موصیۀ مزبوره به زوج خود سرکار حاجی آقا همگی و تمامی معادل هشتصد تومان از مال الارث پدری و از قبالجات علی الصلح معلوم، مقدار یک من نمک معدنی و در ضمن عقد خارج لازم شرط نموده زوجه مر زوج خود را که بعد از فوت زوجه از عین المال زوج معادل صد تومان در مصارف دفن و کفن و سر خاک و تجهیز موصیه و آب و آتش و تعزیت داری صرف و خرج نماید.

و ایضاً مبلغ صد تومان در مصارف صوم و صلوة و خمس و سهم امام علیه السلام و رد مظالم موصیه برساند و مبلغ پانصد تومان حجۀ ابتیاع نماید خواه اینکه زوج خود مباشر نیابت شود یا دیگری را [به] نیابت بفرستد و ایضاً مبلغ یکصد تومان در حیات موصیه، مخارج ناخوشی و دوای موصیه نماید و باقی مخلفات موصیه را علی کتاب الله فیمابین ورثه تقسیم نماید و صیغۀ مصالحۀ بر مراتب مرقومه جاری شد بر سبیل وصیت نامچه تحریر شد.

و کان تحریراً بتاریخ دوازدهم شهر شوال المکرم سنه 1351قمری

بر حاشیه سند چند نفر به عنوان شاهد مهر و امضاء زده اند. از جمله دست خط و مهر شیخ عندلیب و دست خط و مهر سید اسماعیل حسامی

«قد وقع المصالحه و اقرت بالوصایه و اقر بالقبول مما فیه لدی حررها اقل سید اسماعیل حصامی رودمهجنی ۱۳۵۱»

قبلا این دو شخص را معرفی کردیم.

درباره نویسنده
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

9 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. زوجه هم زوجه های قدیم. زوجه های جدید هم به نوعی همین کار رو انجام میدهند اما با یک تغییر جزئی و تمام اموال شوهر را در هنگام زندگی و نه پس از آن به نام خود صلح میزنند و سپس یک باواریای انرژی زا جهت تلطیف معده نوش جان میکنند .
    از شوخی بگذریم کار خیلی جالب و در خور تاملی بوده. ظاهرا در آن زمان زن استقلال مالی بیشتری داشته ا و البته شاید این موارد استثنائی بوده.

  2. من هنوز از اصرار بر سخت سخن گفتن در اسناد قدیمی رودمهجن، در تعجبم.
    آیا این شیوه سخن گفتن در بین همه رودمهجنی ها رایج بوده و یا کاتبان سند این شیوه رو انتخاب کرده بودند، یعنی میشه در عرض یک قرن شیوه گفتاری ما اینقدر تغییر کرده باشه؟

    نوع مهرهایی که در کنار برگه سند خورده هم جالبه.

    نکته جالب اینه که امروز میشه با هشتصد تومن همون یک من نمک معدنی رو خرید و نه چیزی بیشتر! :Y:

    1. ناشناس گفت:

      @محمد امیدوار
      جناب امیدوار عزیز
      این شیوۀ نگارش در اسناد یک سبک خاص است که به آن «اسلوب ترسل» میگفته اند و در امور حقوقی و دیوان سالاری از قرنها پیش رایج بوده است. طبیعی است که مردم عادی این متنها را نمی فهمیده اند. کسان خاصی، متخصص نگارش و تدوین این گونه اسناد بوده اند.

  3. زمستان گفت:

    نظرای من ثبت نمیشه کمممممممک

    1. عنه چیشه!
      پس این نظر چیه که ثبت شده!
      بیشتر توضیح بده، ببینیم مشکل از کجاست.

  4. خداقوت جناب دكتر . باز هم خيلي عالي بود. خداقوت
    فقط يه چيزي براي من مبهم مونده : اگه همه مال و اموال اين حاج خانم 800 تومان بوده . بعدش وصيت كرده 100 تومان خرج كفن و دفنش بشه 100 تومان خرج خمس و سهم 500 تومان خرج حجه ابتياع و 100 تومان خرج دوا و درمونش بشه همه اينها ميشه همون 800 تومان . ديگه چيزي نمي مونه كه گفته بقيه بين ورثه تقسيم شود . (بيچاره ورثه و بيچاره تر لطفعلي بيگ)

    1. حق با شماست نوه‌ی عمو جان! می بینین که خاور سلطان زن زیرکی بوده!

  5. جگر گوشه گفت:

    سلام جناب دكتر . مبحث شيرين فقهي و حقوقي شما هميشه جاي دست مريزاد دارد به جهت پيگيري با ادله و سند و اما من هميشه يك سوال برام مطرح بوده و هست و چون شما اطلاعات كافي داريد و در اين زمينه توي سايت پي گير قضايا هستيد واون در مورد پيشينه ي روستاست و اينكه چرا نياكان ما در دربي /زندگاني/ پيشرفته تر بودندنسبت به رودمعجن كنوني مثل وجود خشتهاي پخته در انجا و ابزار والاتي كه سنگ نوشته ي پيسوم را به اون مهارت دراورده بود و اين جاي يك مبحث جديد رو از طرف شما ميطلبد. در ضمن در قسمتهاي شعرو ادبيات ما منتظر راهنمايي شما ميمانيم. يا حق

    1. @جگر گوشه
      جگر گوشۀ عزیز
      درست می فرمایید که ساکنان زندگانی نسیت به ساکنان منطقۀ فعلی رودمعجن، مدنیت بیشتری داشته‌اند. نیود ساختمانها قدیمی در رودمعجن و به قول شما نبود آجر نشانه های خوبی است. دیگر این که تا مدتها پیش رودمعجنیها تابستان به دربی ییلاق می رفتند. به قول قدیمیها محله می بردند به دربی. روایات شفاهی در بارۀ علل فرود آمدن نیاکان ما از درۀ دربی زیاد است. یکی سرما و یخبندان شدید بوده و دیگری نبود دار و درخت در آن دره.
      در این باب بیشتر باید تأمل و جستجو کرد.