رودمعجنی ها در مراسم حج

سلام به دوستان من با يه عكس ديگه اومدم

اين عكس مربوط به سال 46-47 در مكه است كه 2نفر در اين عكس شناخته شده وقابل معرفي هستند يكي پدر بنده جناب حاج آقاي مدرسي در بالاي عكس كه دستشان بر روي صورتشان است و در كنار مردي كه چتر به دست دارند هستند قرار دارند وديگري  جناب آقاي حاج نعمت (عفت پناه )هستند كه در پايين عكس كه قرآن به دست هستند مي باشند و عذرخواهي ميكنم به خاطر تار بودن عكس چون عكس از كيفيت بالاي برخوردار نيست وهمين طور تار هست كه به خاطر قديمي بودن عكس هست.

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

10 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. ناشناس گفت:

    یاس عزیز جالب بود
    خداوند انشاءا…پدربزرگوارتان رادرپناه خودش حفظ کند
    وخداوند مرحوم حاج نعمت عفت پناه روبیامرزه یادش بخیر چقدرگردو وبادوم میبردیم و ازمغازه مرحوم نون قلم وادامس وکسک (کیک)میگرفتیم هنوز مزه نون قلمها رو یادم نرفته
    موفق باشی :SS:

  2. سلام یاس عزیز
    من فقط پدر شما رو میشناسم و مرحوم عفت پناه رو نمیشناسم
    ممنون از عکست

  3. مرحوم حجی نعمت کدخدای رودمعجن (1345-1357) بود.مغازه ای داشت و گارگاههای قالبافی و بازرگان موفقی بود. او و همسرش، خانوادۀ مهمان نواز و سفره داری بودند و بخشی از زندگیشان صرف خدمت به مردم و میزبانی از میهمانانی بود که برای انجام امور روستا از بخشداری و فرمانداری و پاسگاه به ده می آمدند.
    حاجی نعمت در سال 1360 اگر خطا نکنم در جاده کاشمر – تربت حیدریه -سه راهی شادمهر در اثر تصادف کشته شد.
    روانش شاد
    از فرزندان و نوادگان مرحوم حجی نعمت تقاشا دارم اگر عکسی از مرحوم دارند با خاطراتی از ایشان در وبسایت بگذارند.

  4. زمستان گفت:

    هرچند حاج نعمت تقریبا دوسال پیش از به دنیا اومدن من فوت شده اما من همیشه در خاطرات قدیمیها بی برو برگرد یه اسمی از “حجی نعمت” شنیدم.یکی از مشخصات بارزش این بوده که وقتی بچه ها یه پولی از جیب پدران بزرگوار به رسم امانت کش میرفتن(تا بعدا که بزرگ شدن وپولدار پس بدن)و از دکون حجی نعمت خرید میکردند،مرحوم حجی نعمت به پدران بزرگوار فرزندان پول کش رو اطلاع میداده که”فلانی بچه ات نماشم امه ب دکو اسباب واستن خادت پولش دیی بیی یا نه؟” واینگونه بود که فرزندان پول کش رو از طرف پدران خسران دیده ی بزرگوارشان به رسم تادیب مقداری مواخذه میشدند.من مینویسم مواخذه شما بخوانید”چُمبنه”.یکی دو موردش رو من از زبان خود پول کش روهای قدیمی شنیدم.
    این نشون میده که اون مرحوم به این امور اهمیت میداده.روحش شاد.
    کمکاکان عکسهای قدیمی شما حضرت یاس فوق العاده است.خدا قوت

  5. @ناشناس
    ممنون از شما اميدوارم شما هم هميشه سالم و سلامت باشيد.

  6. @تفنگدار سوم
    سلام تفنگدار عزيز اگه بخوام ايشون رو خيلي عاميانه معرفي كنم ايشون همسر خاله مريم خودمونه تو رودمعجن اميدوارم شناخته باشي

  7. @کاروند
    سلام ممنون از شما بخاطر اطلاعات بسيار خوبتون.

  8. @زمستان
    سلام جناب زمستان خيلي جالب بود خاطره اي كه از ايشون و خصوصيات اخلاقيشون تعريف كردين ممنون از لطفتون

  9. چنار گفت:

    سلام بر یاس عزیز ممنون از عکسهای جالبتون مرحوم حاج نعمت همان سالی فوت کردند که من به دنیا امدم ولی خاطرات زیادی از ایشون از زبان بزرگ ترها شنیدم که دار قالی داشتند وبیشتر تو کار فرش بودند .وخیلی از مردم سر سفره ایشون بودند همسر ایشون که اکنون در قید حیات هستند زن بسیا مهربان و بزرگواری هستند . باز ممنون از عکس های جالبت .

  10. ممنون از عکس
    من هم فقط پدر شما رو میشناسم :gol: