واژه صداهای مختلف

واژه هاي كه براي بيان صداهاي مختلف به كار مي رود

اين  واژه ها در اكثر موارد با اضافه شدن دو حرف ساكن سين و تاء  (سْتْ) مي آيد:
1 – تُلُپّسْتْ   = صداي افتادن سنگ به آب
2 – جِرقَّسْتْْ   = صداي شكستن ساخه درخت يا چوب خشك
3 – خِشّسْتْ  = صداي كه از كشيدن چيزي بر روي زمين بر آيد
4 – شَرِقِّسْتْ  = صداي زدن سيلي و مانند آن
5 – قِینْگَسْتْ    =  صداي رها شدن ناگهاني تير
6 – گُرَّسْتْ     = صداي بخاري و شعله ناگهاني آتش
7 – وَقَّسْتْ     = صداي ناگهاني سگ
8 – شُلُپََّسْتْ  = صداي بلند و ناگهاني افتادن چيزي در آب
9 – كُپَّسْتْ     =  صداي فرو افتادن كلوخ و مانند آن
10 – هُك هُك = صداي گريه اي كه در گلو پيچيده است
11 – عَرَّسْتْ = صداي بلند الاغ و به گريه ناگهاني با حالت تمسخر نيز گويند
12 – فِیشَّسْتْ = صداي مار و يا بيرون آمدن آب بيني
13 – شُرَّست = صدای آب که ناگهانی ریخته شود(*)
14 – تِرّست   =  صداي خروج ناگهانی گاز از مخزن و همچنین صدای موتورهای ایژ قدیمی
15 – حُقست =  بیرون امدن اب و غذا از گلو (استفراغ)
16 – تلمبست = افتادن دیوارو یا سقف خانه
17- هوررست = ریختن میوه از درخت

دیدگاه‌های حیتانشینان

11 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. :ZZ: :ZZ: كار جالبي بود :gol:

  2. خيلي بامزه بود تا حالا به نوشتاري اين واژه ها موقع گفتن آنها دقت نكرده بودم.

  3. :YY: ممنون کار قشنگی بود، باعث شد لحظاتی به گویشمون فکر کنیم و اینکه واژه ها و اصطلاحاتمون خیلی هم بی در و پیکر نیستن! :YY:
    کلا به نظر میرسه پسوند (سْتْ) رو برای اعمالی که باعث تولید یک حس ناگهانی میشدن استفاده میکردن، مثلا ترس ناگهانی یا شنیدن ناگهانی یک صدا، یا دیدن ناگهانی یک صحنه، البته بیشتر در افعال صدادار مورد استفاده داشته.

    این “هُک هُک” (سْتْ) نداره ها!

  4. عالی بود. موقع خوندن لبخند رو بر لبان جاری میکرد.
    مورد 4 ترقست هم کاربرد داره.
    من وقست رو برای بار اولیه که میشنوم.
    حقست انسان رو یاد داستان مینی بوس زمستان میندازه.
    هورست هم انسان رو یاد نیوتن میندازه.
    ترست هم که کاربرد های مختلفی داره.

  5. .زمستان گفت:

    معرکه بود.من به این پسوند “ست” فکر نکرده بودم.
    چند مورد
    وقست در چند مورد دیگه هم بکار میره مخصوصا موقعی که گردن بزغاله رو میگیرن و بزغاله با صدای نازک جیغ میزنه که به این “وقست” میگویند
    ریختن میوه از درخت رو هم”گُرَست” میگویند صدای بخاری رو”گُرگُر”یا”ول وَل”میگن.
    به اینا میتونی “پُتَست” رو هم اضافه کرد.اینو وقتی بکار میبرن که والور یا “الادین”بعد از کمی پت پت یکباره با صدای بلندی خاموش میشه.
    ویژَست:صدای توپ یا صنگ یا هر شیئی که با سرعت بالا از کنار گوش رد میشود.

  6. پونه گفت:

    وینگست هم هست!پرواز حشرات موذی فکر کنم! :SS:

  7. کاروند گفت:

    این واژه، نوع خاصی از است «نام‌آوا» در لهجة رودمعجن است.
    «نام‌آوا»: واژه‌ای است که دلالت بر صدای یک رخداد می‌کند و از لحاظ آوانگاری با صدای رخداد همسان است. مثلا صدای افتادن کلوخ را چنین می‌‌نگاریم (Kop) و باافزودن پسوند -َست اسمی می‌سازیم که بر شدت صدای مورد نظر دلالت میکند.
    این اسم با واژهای کردن و داد فعل مرکب می سازد
    تپست کیر/
    گرمبست کیر
    قیچست منه
    قریچست منه
    جالب آن که در زبان فارسی معیار معادلی برای این نام اواها یافته نمی شود. اگر می توانید واژه معادلی برای هر کدام بنویسید. و آقای حسین فتوحی هم مجبور شده یک سطر توضیح دهد. تازه آن صدا در ذهن شنوندۀ تهرانی یا اصفهانی تداعی نمی شود.

    دوستان به فهرست این نوع اسمها که خاص رودمعجنیهاست اضافه کنید.

  8. کاروند گفت:

    ”گُرَست”: صدای ریختن میوه از درخت.
    تپست (toppast)
    گرمبست (grombast)
    قیچست (ghichchast)
    قریچست (ghrichchast)
    پُتَست (pottast)
    این واژه ها بدون /ت/ آخر هم تلفظ می شوند.

  9. با تشکر از دوستان
    نتایج این بحث به مرور در برگه ” واژه های رودمعجنی” در منوی اصطلاحات و ضرب المثل ها ثبت می شود.

    https://heita.ir/expressions/%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%86%DB%8C/

  10. زمستان گفت:

    خیرَست:(khiraast)صدای خرت خرت اره بروی چوب
    پُحَست(pohaast):ترساندن کسی با صدایی ناگهانی-ممچنین درنیامدن صدای کسی از ترس حتی در حد یک”پُح”
    هُوَست(hoovast):شعله زدن اتش به سر و صورت یا لباس که همراه با سوزاندن مو یا بور کردن لباس باشد