واقعا چه لذتی داره توی این طور خونه ها زندگی کردن خیلی قشنگ توصیف کردین ادم احساس میکنه که واقعا در چنین موقعیتی قرار داره خیلی حس خوبی داره .کاش میشد منم این طور خونه ای داشته باشم :OL: علی اقا باز مثل همیشه عالی بود این طور که شما توصیف میکنین هر کی ندونه فکر میکنه شما دارین الان در چنین مکانی زندگی میکنین در حالی که مکانی که شما در اون جا سکونت میکنین کلی فرق میکنه با توصیفتون :gol:
من حالا با خوندن این مطلب فهمیدم چه کسی فوت کرده. از وقتی مطلب فوت رو دیده بودم عکس العمل خاصی نداشتم چون طرف رو نمیشناختم اما الان با نشانی محل زندگی ایشان فهمیدم که میشناسمشان و کلی متاثر شدم :TT: . خدا رحمت کند ایشان را. معلوم نیست همسرشان در نبود ایشان آنجا خواهند ماند تنها یا نه؟ منم همیشه دلم میسوزد وقتی میبینم توی اون قسمت رودمعجن که همیشه پر از خانه و نفس زندگی بود حالا جز خانه های ویران چیزی نمانده طوری که اگر بخواهی تنها حتی توی روز از آنجا بگذری ترس دارد :OL: . افسوس که یادگارهای رودمعجن کم کم میروند :R:
خدارحمت کنه علی حسن رو وخداقوت به علی آقا که یادآوری خاطرات گذشته رو بعهده داره
هرکی ندونه فکرمیکنه علی آقا ۵۰تا۶۰سال عمر داره خوب بوده شما زمانهای قدیم نبودی وگرنه چی می نوشتی ولی بهرحال جالب بود ویادی ازگذشتگان خداوند همه رفتگان رو غریق رحمت کنه .
مطلب جالبی بود و منو به یاد”کوچه ته” حصار خودمون انداخت، جائیکه محل زندگی پدربزرگ منه، جائیکه زمان بچگیمون خیلی شلوغ بود، اما الان با عزیمت اهالی قدیمی به دیار باقی، خیلی خلوت و سوت و کور شده!!! آه که چقدر دل آدم میگیره :R: خداوند همشون رو بیامرزه
همچنین برای مرحوم نیکوکردار آرزوی آمرزش و آرامش ابدی میکنم، روحشون شاد :gol: :gol:
بسیار عالی و زیبا بود . معلومه از عمق وجودت همراه با آه و افسوس نوشته بودی
خداوند علی حسن را رحمت کند . مرد شریفی بود . با ابهت و جبروت . اتفاقا همین چند سال پیش در ایام نوروز داشتیم از خته برمیگشتیم گفتیم همگی بریم به او بزه و آن منطقه را که شبیه آثار تاریخی شده بود ببینیم . بعد از آن رفتیم روی کوه علی حسن تا منظره زیبای ده را از آنجا تماشا کنیم . به بالا که رسیدیم علی حسن عین همان توصیفی که نوشته بودی توی ایون نشسته بود و چای میخورد . تعارفمان کرد . رفتیم توی حیاطش و گرم صحبت شدیم و کلی از اون منظره لذت بردیم . یادش بخیر
احساست را از عمق وجود درک نمودم واقعا اشکم را درآوردی راست گفتی در تکمیل صحبتهایت ابزه شهید امیری را داشت با حسن روحبخش و حسن وعلی شبان با پدرشان من هم بسیار متاثر شدم وادارم کردی عکسی را از نمای خود این منزل با مراسم اولین صبح وفات آن مروم منتشر کنم
«علی حسن رمضو» پیرمردی عصا بدست نیست .او در منظر من مرد میانسیالی است با قامتی بلند ، گردی برافراشته گامهای بلندی برمی دارد و پایش را محکم بر زمین می گذارد . میشه در حال تلاش است و … خیلی تلاش می کنم خاطره خاصی را بیاد بیاورم ولی حافظه یاری نمی کند . خدایش بیامرزد.همسایه خوبی بود.
در دوران کودکی ما بازار تولید تیله (تیشله) سنگی بسیار رواج داشت و معدن سنگ حنیی (حنایی) در ابتدای ورود به “ابز”بود. نمی دانم هنوز از آن کار دستی ظریف آثاری وجود دارد…
خیلی خوب بود جناب نجفی :SS: ، خدا بیامرزد علی حسن رمضو را , در درج اهالی ابزَ اسم قدرت مشتاقی را نیاوردید قدرت مشتاقی و اهل بیت هم زمانی در همان محل زندگی می گردند در کوجه حجی ممد حسن خوشخرام یادش بخیر :TT:
واقعا چه لذتی داره توی این طور خونه ها زندگی کردن خیلی قشنگ توصیف کردین ادم احساس میکنه که واقعا در چنین موقعیتی قرار داره خیلی حس خوبی داره .کاش میشد منم این طور خونه ای داشته باشم :OL: علی اقا باز مثل همیشه عالی بود این طور که شما توصیف میکنین هر کی ندونه فکر میکنه شما دارین الان در چنین مکانی زندگی میکنین در حالی که مکانی که شما در اون جا سکونت میکنین کلی فرق میکنه با توصیفتون :gol:
من حالا با خوندن این مطلب فهمیدم چه کسی فوت کرده. از وقتی مطلب فوت رو دیده بودم عکس العمل خاصی نداشتم چون طرف رو نمیشناختم اما الان با نشانی محل زندگی ایشان فهمیدم که میشناسمشان و کلی متاثر شدم :TT: . خدا رحمت کند ایشان را. معلوم نیست همسرشان در نبود ایشان آنجا خواهند ماند تنها یا نه؟ منم همیشه دلم میسوزد وقتی میبینم توی اون قسمت رودمعجن که همیشه پر از خانه و نفس زندگی بود حالا جز خانه های ویران چیزی نمانده طوری که اگر بخواهی تنها حتی توی روز از آنجا بگذری ترس دارد :OL: . افسوس که یادگارهای رودمعجن کم کم میروند :R:
خدارحمت کنه علی حسن رو وخداقوت به علی آقا که یادآوری خاطرات گذشته رو بعهده داره
هرکی ندونه فکرمیکنه علی آقا ۵۰تا۶۰سال عمر داره خوب بوده شما زمانهای قدیم نبودی وگرنه چی می نوشتی ولی بهرحال جالب بود ویادی ازگذشتگان خداوند همه رفتگان رو غریق رحمت کنه .
مطلب جالبی بود و منو به یاد”کوچه ته” حصار خودمون انداخت، جائیکه محل زندگی پدربزرگ منه، جائیکه زمان بچگیمون خیلی شلوغ بود، اما الان با عزیمت اهالی قدیمی به دیار باقی، خیلی خلوت و سوت و کور شده!!! آه که چقدر دل آدم میگیره :R: خداوند همشون رو بیامرزه
همچنین برای مرحوم نیکوکردار آرزوی آمرزش و آرامش ابدی میکنم، روحشون شاد :gol: :gol:
اقای نجفی چقدر دلنشین وخودمانی نوشته ای و بیشتر از یک روضه مرا متاثر نمود. خدا رحمت کند مرحوم نیکوکردار را وهمه در گذشتگان به قول شما ابزه را
بسیار عالی و زیبا بود . معلومه از عمق وجودت همراه با آه و افسوس نوشته بودی
خداوند علی حسن را رحمت کند . مرد شریفی بود . با ابهت و جبروت . اتفاقا همین چند سال پیش در ایام نوروز داشتیم از خته برمیگشتیم گفتیم همگی بریم به او بزه و آن منطقه را که شبیه آثار تاریخی شده بود ببینیم . بعد از آن رفتیم روی کوه علی حسن تا منظره زیبای ده را از آنجا تماشا کنیم . به بالا که رسیدیم علی حسن عین همان توصیفی که نوشته بودی توی ایون نشسته بود و چای میخورد . تعارفمان کرد . رفتیم توی حیاطش و گرم صحبت شدیم و کلی از اون منظره لذت بردیم . یادش بخیر
خداوند روح ایشان را غریق رحمتش فرماید.
:SS:
احساست را از عمق وجود درک نمودم واقعا اشکم را درآوردی راست گفتی در تکمیل صحبتهایت ابزه شهید امیری را داشت با حسن روحبخش و حسن وعلی شبان با پدرشان من هم بسیار متاثر شدم وادارم کردی عکسی را از نمای خود این منزل با مراسم اولین صبح وفات آن مروم منتشر کنم
«علی حسن رمضو» پیرمردی عصا بدست نیست .او در منظر من مرد میانسیالی است با قامتی بلند ، گردی برافراشته گامهای بلندی برمی دارد و پایش را محکم بر زمین می گذارد . میشه در حال تلاش است و … خیلی تلاش می کنم خاطره خاصی را بیاد بیاورم ولی حافظه یاری نمی کند . خدایش بیامرزد.همسایه خوبی بود.
در دوران کودکی ما بازار تولید تیله (تیشله) سنگی بسیار رواج داشت و معدن سنگ حنیی (حنایی) در ابتدای ورود به “ابز”بود. نمی دانم هنوز از آن کار دستی ظریف آثاری وجود دارد…
خدا رحمتشون کنه . مرد نازنینی بود . زیاد دیده بودمش و خاطرات زیادی هم ازشون از والدین شنیدم.
مطلب به موقعی زدی علی . عالی بود .
خیلی خوب بود جناب نجفی :SS: ، خدا بیامرزد علی حسن رمضو را , در درج اهالی ابزَ اسم قدرت مشتاقی را نیاوردید قدرت مشتاقی و اهل بیت هم زمانی در همان محل زندگی می گردند در کوجه حجی ممد حسن خوشخرام یادش بخیر :TT: