واژه نامه رودمهجنی (5) حرف «ج»
جر مَّرگْ j·rm·marg جوان مرگ جغیر j·δir جغیر زین جغیر زدن راه باز کردن در برف سنگین جگا je·gā جایگاه، جاگاه، ظرف غذا جله ja·la ژاله جلینگ j·ling خرمن یا تودۀ انگور. محل خرمن کردن ادامه مطلب
طرحی ساده.
چو رود می روی همراه با اوا و نوا در شتابنده ترین عصر دنیا سوار بر ثانیه ها ارام می گذری از کوچه ی ذهن ما……. می کاوم تو را در یاد وقتی مصمم و ادامه مطلب
مراسم اعتکاف در رودمعجن
مراسم اعتکاف امسال نیز همانند سال های گذشته در رودمعجن برگزار گردید. در مراسم امسال 16 نفر از برادران و 64 نفر از خواهران ثبت نام کرده اند که در بیشترین اعتکاف کننده در بخش ادامه مطلب
راه اندازی سرویس خبر
بخش اخبار حیتا از این پس با رویکرد استفاده از خبرهای بازدید کنندگان فعالیت خواهد کرد. شما هم خبرنگار افتخاری حیتا باشید. اولین نفری باشید که یک خبر داغ را در حیتا ثبت می کنید. ادامه مطلب
واژه نامه رودمهجنی (4) حرف «ت»
تا وخته tā·vx·ta (تا وقتش) تا اون موقع (مو تا یک روبع دیگه میوم. تو تا وخته سیو نک زو) تاس tās کاسه ترخ t·ra·kh متراکم، پر و برآمده. شکم ترخ: شکم گنده ترشینه tr·ši·na ادامه مطلب
خواسته هاي يك مرد بيوه
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و ادب و احترام به حضور همولايتيهاي خودم عرض كنم يكي از صدها محاسن ديد و بازديد ها ( صله رحم ) در ايام عيد نوروز و غيره مشكلات ادامه مطلب