ای ابرها بمانید……

جملگی از برایت نگران

ای تو دیار مهربان….

که تو را هیچ فیضی نبود

از سحاوت این اسمان

دلگیر میشوم…..

وقتی زخم در چهره ی توست

از شلاق سالهای خشک

دل تو مجروح از اندوه یاران

چشم تو خیس زین دردهای فراوان

وقتی اسمان حسود شده به صبوری ات

و تو دلواپس روزهایی که بهار می رسد به میهمانی ات

چه دستهای تو خالیست……..

از سخاوت ابرها که التفاتی به خواهش چشم تو ندارند

چه نگران شده ای به شاخه های خالی از شکوفه

دامنه هایی عاری از سبزه و لاله

چشمه ای که رمق رفته از جانش

رودی که هیچ ماهی نمانده در میانش

طاقت تو طاق میشود

در چشم تو تاب شرمساری نیست

وقتی زین رنجها دل دهقان پر اه میشود…….

اما از برایت ما

براریم دستی به دعا

شاید که دهد اسمان درد تو را شفا

اندم که تو پاگشا کنی بهار را…..

برسد ز راه بقچه اش همه گل و سبزه و طراوت

بیایید به خانه ی تو سوغاتش همه سخاوت

به تو این مژده میدهم…

باز چشمه ها پر اب و ما کشت و کار کنیم در زمین

به یاری ایزدو همه عنایت

سر هر شاخه پر شود از شکوفه های بینهایت

تن صحرا همه عطراگین و دهقان همه در خشوع

قمریان به نغمه و رود همواره در خروش

بر تو وارد شوند میهمانان نوروز شادمان همه در جنب و جوش

باز زنده شود در دامن تو میراثمان…..

باز با شور و حال

باز با قیل و قال.

درباره نویسنده
از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

10 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. ناشناس گفت:

    اي بابااي چي سايتي يه همه شاعرشده اندوشعروشاعري روي بورس آمده وهروزکه سايتوبازميکني يک شاعرجديدوچندبيت شعرميبيني اگه اين سايت اسمش حيتايه بايدازرودمعجن ومردمان قديم وآداب ورسوم واخباررودمعجن اطلاعاتي بده نه که شعروشاعري خوبه مديرسايت ودست اندکارانش يک تجديدنظري دوباره درباره سايت حيتابکنند

  2. ناشناس جان تکلیفتو روشن کن
    شما با شعر وشعرا مشکل داری یا با حیتائیان ، وگرنه نیکو عقیده ی عزیز درددلی دارد آشنا که هم مربوط به چشمه ساران وحیتاست وهم رابطه دارد با رودمعجن وسر سبزی آن وهم یک نگرانی خردمندانه که از شاخساران خشک ، ضجه ی شکوفه های باغ را ندا میدهد هم الهامات الهیست که خدوندگار عشق در قلوب عده ای به ارمغان میگذارد تا بدین شکل ادای دین کرده دل نوشته ای چنین بر کاغذ یا صفحات مجاز بنگارد امید وارم هرگز از هیچ نوشته ای خاطر مبارک را مکدر نسازید چون سراسر فضای مجاز مملو از انواع نوشته هاست وهرکس طبق سلیقه وذائقه از آن بهره میگیردو تنها کار پسندیده آنست که از چیزی که مورد پسندت نیست راحت بگذری.
    درین دنیا که خوب وزشت وبد بسیار می باشد
    تو آن را بین که بر وفق مرادت یار می باشد

  3. م.ح گفت:

    دوست عزیز ناشناسم
    دیدگاه شما بسی بجا و صدالبته بر خواسته از نگاه نافذ ورارسته حضرت عالی از تملقات و چاپلوسی های نابخرده است که البته انمهم از سر تقلید است اما عزیزان که پشت سر هم شروع به لایک کردن کردن می کنند غافل از این نکته اند که خلق را تقلیدشان بر باد داد / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.(گرچه بیشتر این لایک کنندگان عزیز از یک حسب ونصب برخوردار هستند.)در این که حیتا اتفاقی بس میمون برای رودمعجنی های عزیز است جای شبهه نیست اما قبضه کردن این پایگاه توسط تیره های خاص( که سی و اندی سالست بردوش این بی گناهان سوارندو هوای پیاده شدن نیز ندارند )بر هیچ رودمعجنی شریفی پوشیده نیست.بعضی از این سروران و اکابر از این فرصت نهایت استفاده را برده اند.به قول دوست عزیزم هر وقت به حیتا سر می زنی شعر جدید و شاعری جدید!!!این عزیزان گرامی هر بیت وبندی را که در پستوهای تاریک ذهن داشته اند به قول برنامه نویسان فراخوانی کرده اگر چه مندرس و مخدوش باشد اما به لباس لغات زیبا آراسته (گرچه همچون… الوانی در پی جنگ طاووس برآمده اند فریادشان که ما را هر کدا م از دیوانی ست فروکش نمی کند) و سپس بارگذاری کرده و فرا روی مردم قرار می می دهند.
    بحث بر روی یک نفر دو نفر نیست گر چه این مجال ذیل سخنان درافشان!!! جناب نیکوعقیده اتفاق افتاد و ایشان نیز در یاوه سرایی و گزافه گویی سرامد اکابر زمان است اما تملق و چاپلوسی دیگران جای بسی شگفتی است .اگر بنا به شعر سرودن باشد چه کسی سزاوارتر از استاد عزیزم جناب دکتر فتوحی ایشان در قالب خاطرات ودر لفافه رسوماتی خاطره انگیز را که امروز جز در کنج سینه ها جایی ندارد(علی الخصوص برای ما که سالی بر ما گذشته و روزگار بر تنمان پیراهنی بیشتر از جور دلق کرده)از گذشته
    دیار شهریاران را بازگو میکند.
    در حیتای شما خبری از رودمعجن رسومات علایق سلایق مردمان قدیم مشکلات نارسایی ها تیرگی ها عفاف های به باد رفته و… نیست.اعتیاد بیداد کرده و دشتهای زیبایی زندگی زوجین را به کویربدبختی وبیابان برهوت تبدیل کرده است.فقارت و حقارت بن مایه مهاجرت های بی رویه شده بی نظمی در اداره شرکتهای تعاونی بخصوص نفت(این را از دیدگاه تمایلات قومی ببینید که مانع رسیدگی به امورشرکت شده) در این روزها و در این سرمای سوزان و طاقت فرسا فریاد دادخواهی این بندگان خدا را از عرش گذرانده ست .
    پس کجایید شما که به کنج عافیت خویش خزیده اید ومغزهایتان جز چرندیات خروجی دیگری ندارد.
    جناب نامقی ما با شعر مخالف نیستیم بل تار و پودمان را با آن سرشته اند لیکن از یاوگویی و تملق به تنگ آمده ایم.
    توفیق رفیق راهتان

    :gol:

  4. به نام خدا

    اي نام تو بهترين سر آغاز

    بي نام تو نامه كي كنم باز

    درود بر نيكوعقيده عزيز عشق شما به طبيعت زيباي رودمعجن و زادگاهتان قابل ستايش است و

    برايتان عمري به درازاي عمر حضرت نوح يا لااقل به درازاي عمر حضرت……خواهانم

    :SS: :gol: :gol: :gol: :gol:

    دوست عزيز جناب م_ح

    اينكه حضرت عالي فرموده ايد سايت حيتا متعلق به همه است در آن شكي نيست و بر شكاكش به اندازه ده به توان صد لعنت باد و به نظر اين حقير بايد درسايت حيتا سلايق گوناگون تا حدود معين و به قول امروزيها تا خط قرمز كه قابل درج باشد مطرح شود و اما اينكه نويسندگان و اظهار نظر كنندگان را ياوه سرا و چاپلوس و ….بخوانيم اصلا ادبيات درستي نيست بنده كه نزديك به دو سال است عضو سايت حيتا شدم و به طور كلي وارد دنياي مجازي شده ام هر چند در هيچ زمينه اي به خصوص شعر نو تخصصي ندارم اما در زبان لطيف جناب نيكوعقيده اظهاراتي كه شما بي پروا بيان داشته ايد نديدم

    و اما راجع به جناب دكتر فتوحي بايد عرض كنم در اينكه ايشان استاد همه ما هستند باز هم شك و شبه اي نيست و بر آدمي كه در اين زمينه مشكوك است باز هم لعنت اما وقتي ايشان كم لطفي كرده يا به علت مشغله شغلي آنچنانكه بايد و شايد ما را به فيض كامل نمي رسانند به نظر شما ما بايد چه خاكي به سرمان بريزيم و چگونه بايد عطش درونمان را فرو نشانيم.!!!

    اميد است عيد نوروز امسال كه زمان زيادي هم تا آن باقي نمانده شما هم در كنفرانس ژنو 4 ببخشيد اوحداوو شركت كنيد تا از بيانات بيش از حد گهر بارتان بهره ببريم

    برايتان آرزوي سعادت و خوشبختي دارم و اميدوارم سبد كالا شامل شما هم شده باشد :gol: :gol: :gol: :gol:

  5. جناب م- ح
    سلام برشما عزیز ادیب وفرهیخته که نه چاپلوس هستید ونه نابخرد ونه بیت وبندی دارید در پستوهای
    تاریک ذهن، بلکه از خزائن مقرنس کاری منور ذهنتان از گنجینه های لطیف دانش وتنویرخرد، لغات والفاظ نغز وشیوادرجهت تعالی شناخت ورفع گرفتاری مردمان بهره می جوئیدوبفکر نابسامانی همنوعان خود هستید وبا ادبیاتی شیوا ورسا ویکار گیری کلمات قصاری چون لایک کردن ، فراخوانی ،بارگذاری، خروجی (که بیشتر برای تدریس در کلاسهای علوم کامپیوتری وبرنامه نویسی کاربرد دارد) اظهار فضل نموده ،دیگران را راحت متهم به انواع واقسام ……میکنید دوست عزیز نه کسی حیتا راقبضه کرده ونه کسی را مانع از اظهار نظر نموده ، این گوی واین میدان هرکس بتواند چیزی نو بیاورد وبر آگاهی دیگران بیافزاید بسم الله ، بنده نه توهین کردم به آقای ناشناس ونه چاپلوسی کسی را نمودم یک توصیه دوستانه به ناشناس عزیزکردم کاش قبل از اینکه حضرتعالی دچار این فشار خون بالا میشدید خودشان جواب میدادند واما حقیر جناب دکتر فتوحی را خوب میشناسم وواقفم که ایشان بعلت نگارش وتحقیقات علمی مجال دیگران را ندارند از طرفی برادرانه توصیه میکنم در تمام جهات سعی کنید حد تعادل را حفظ بفرمائید زبان تند هیچوقت کار آمد نخواهد بود چون آنوقت دیگران خواهند گفت از کوزه همان برون تراود که دراوست.
    بازهم از انتقاد شما بنده به سهم خودم سپاسگزارم چون بقول جناب استوارمن هم با ادبیات کلاسیک خیلی مانوس نیستم و رشته تخصصی ام مهندسی نرم افزارست ودنیای شعرر ابه سبب صفای هستی برگزیده ام
    یاهو حق نگهدارتان

  6. خداقوت جناب نيكوعقيده. اين بار شعرتان به جاي دلتنگيهاي گذشته بيشتر حكايت دارد از يك نوع نگراني كه امروز درگيري ذهني همه خراسانيها مخصوصا روستاييان و مخصوصا روستاي رودمعجن است. نگراني كه بسيار زيبا در قالب شعر بيان فرموديد. البته اگر جناب م. ح اين كامنتها رابه چاپلوسي و تملق و … تعبير نكنند چون نظري كه ايشان گذاشته اند نظري است مثل بقيه نظرها و عموميت ندارد.من به شخصه هيچ هنري در شعر گفتن ندارم و زياد هم اهل شعر خواندن نيستم اما واقعا از خواندن شعرهاي جناب نيكوعقيده لذت ميبرم چرا كه همه آنها يادآور خاطرات كودكي و روزگار رودمعجن هستند و همچنين شعرهاي جناب استوار كه محتواي طنز دارد و توي اين روزهاي پر از دلواپسي لبخند بر لب آدم مينشاند. به نظر من قرار نيست كه همه دنبال بيان مشكلات باشند و گذاشتن مطلب به سبكي كه جنابعالي فرمودين بلكه هر كس بنا بر توانايي كه دارد عمل ميكند شما كه توانايي بيان مشكلات رودمعجن را به اين خوبي داريد! چه خوب است كه در قالب مطالب گوناگون آنها را بيان كنيدالبته نه بااسم م.ح .اما جالب نيست زحمات ديگران راكه به مزاجتاي خوش نيايد تعبير به ياوه سرايي و گزافه گويي كنيد چرا كه از ادب به دور است مخصوصا براي شما كه به قول خودتان پيراهني بيشتر پاره كرده ايد. اما چيزي كه هنوز مشخص نيست اينكه شما از چه چيز ناراحت هستيد از شعر و شاعري !! يا بيان نشدن مشكلات رودمعجن!! يا قبضه شدن حيتا توسط تيره هاي خاص!!! كه مخصوصا اين آخري اصلا مشخص نيست منظورتان چيست چرا كه در حيتا هر كس كه بخواهد ميتواند وارد شود و مطلب بگذارد اين كه عده اي فعالتر از ديگران هستند تقصير چيست؟ اميدوارم در آينده از مطالب دلسوزانه شما نسبت به رودمعجن بهره مند شويم. 

  7. برادر م.ح گرامیم اگر نام نشان بهتری داشتی خودمانی تر گفتگو میشد حداقل با شناخت شما پی به اصالت وتیره شمامیبردیم و راحتتر قضاوت میکردم البته الان هم زیاد سخت نیست با ادبیات ناراحت شما میشود شناخت شما را.شما از همون تیره ای هستی که درین سی سال بعد انقلاب خنثی بودید و مترصد فرصتی تا باز به اون جایگاه از دست رفته تان بازگردید شاید ولی خوشبختانه این ارزو با اجداد شما به گور رفت که سالها نوکر و کلفت خان و ارباب بودن و توی صحرا و بیابان دنبال گاو و گوسفند زورمندان و نان ادم فروشی و تملق میخوردند و شما به همین جهت به چاپلوسی و تملق به چشم یک ارزو نگاه میکنید هشت سال جنگ بود از مرد و زن رودمعجنی به نحوی زندگیشان با جنگ عجین شده بود بنده به شخصه نزدیک به سی ماه منطقه رفتم و افتخار میکنم به انچه با چنگ و دندان از اجداد شما گرفته شد خانوادهایی که شهید دادند اسیر دادند جانباز دارند خون به جگرشان شد اونوقت یه عده بی تفاوت به این قضایا
    یک شعر یا نوشته را بهانه قرار میدهند و به قول خودشان این همه ارزشها را سوار شدن بر مردم میدانند و فرصتی برای تاختن پیدا میکنند و ادعای وکالت فقرا و گرفتاران و دلسوز زوجهای جوان میشوند. برادر اشتباه امدی حیتا محیطی فرهنگی و خودمانی است مدیر دارد شورای مرکزی دارد و به گزافه گویی برخی احتیاج نیست و شرط ورودش داشتن شعور و فرهنگ بالا است . اوردن مشکلات و ناکامیهای زندگی روزمره تان به حیتا کاری ناپسند و در خور شعور هر رودمعجنی نیست شما هم ادعایی دارید این گوی و میدان شما بشو جزو این تیره خاص.
    و من ا…توفیق

  8. درود جناب نیکوعقیده مثل همیشه زیبا وتاثیر گذار بود.البته موضوع این سری خیلی متفاوت از سایر شعرهای دفعات قبل بود درهرصورت زیبایی خاص خودرا داشت.موفق باشید :gol:

  9. سلام جناب نیکو عقیده برای من که خیلی جالب و دلنشین بود.سرافراز باشید.و اما بعد هم سلام خدمت جناب م.ح .البته من شاعر نیستم ولی واقعا اقای نیکوعقیده را در شعر نو واقای استوار و سید جواد محزونی را خیلی قبول دارم و از اشعارشان لذت میبرم.اگر صلاح میدانید همین چند نفری هم که به این وسیله مشغولند به همان عده معتادی که فرمودید بپیوندند.من مثل شما نه میتوانم از کلمه های بزرگ و با کلاس استفاده کنم و نه به خودم اجازه میدهم که به کسی توهین کنم.عزیز من این کسانی که در فضای حیتا هر از گاهی مطلبی یا چند بیت شکسته و ریخته بیان میکنند سوار کسی نیستند.کاش با اسم شناخته شده ای نظر محترمت را می گذاشتی تا بدانم با کی صحبت میکنم.کاش لااقل احترام سید اولاد پیغمبر را نگه میداشتی و از لفظ نامقی استفاده نمیکردی هر چند من اطمینان دارم همانطور که من به رودمعجنی بودنم افتخار میکنم ایشان هم از اینکه نامقی هستند به خود میبالند.م .ح.عزیز ـ تعجب میکنم شما از چه چیزی اینقدر ناراحت شدی که اینطور در همه چیز این چند نفر را مقصر میدانی.کسی در حیتا برای من و شما نامه ی فدایت شوم نفرستاده که حتما وارد شویم و مطالب را بخوانیم و نظر بدهیم .هر کس به هر نحوی که دوست دارد از اینترنت و فضای مجازی استفاده میکند .من و شما نیز باید فرا خور نیازمان استفاده ببریم واگر از چیزی خوشمان نیامد به راحتی از کنارش بگذریم.یا شما اگر با مسوولین شرکت نفت رود معجن مشکلی دارید با خودشان مطرح کنید و به نظر من به حیتا و حیتاییان ارتباط چندانی پیدا نمیکند.عزیز من قدم شما روی چشم . شما که اینقدر به فکر مشکلات و نارساییها و تیرگیها و عفافهای بر باد رفته هستید بفرمایید از حالا مطالب زیبایتان را بگذارید تاهمه استفاده کنند مشکلات از بین برود و تیرگیها جایشان را به روشنیها ببخشندو حجاب وعفاف روز افزون شود.ضمنا با ادبیاتی که شما استفاده کردید فهمیدن اینکه شما کی هستی برای من کار سختی نیست.خدا نگهدار.

  10. ناشناس گفت:

    این م.ح حسن مراد زاده بود هووووووووووووووووووووووووووووو