داستان ((چشمه))
در باغی چشمه ای بود و دیوار های بلند گرداگرد آن باغ,تشنه ای دردمند از بالای دیوار با حسرت به آب نگاه میکرد.ناگهان خشتی از دیوار کند و درون چشمه انداخت,صدای آب مثل صدای یار ادامه مطلب
دنگا(9)
اول از همه بزغاله ها می فهمند.نمیدانم بو میکشند یا صدایی میشنوند ولی هنوز هیچ خبری هیچ جا نیست بزغاله ها پیشاپیش آمدن گله را میفهمند.در اینجور مواقع دست از جست و خیز برمیدارند،چشمها را ادامه مطلب
وقتی برای دیدار……. !
و رفاقتهایمان سال ها ماند پشت این فاصله ها و بیا وقتی بگذاریم برای یک دیدار برای یک آغوش تنگ پر از دلتنگی برای گفتن خوبی ها و بیا وقتی که من در آبادی مانده ادامه مطلب
طبیعت زیبای رودمعجن درتابستان
باسلام خدمت تمامی عزیزان حیتانشین.باتوجه به خواسته اطرافیان مبنی بر گذاشتن عکس هایی باموضوع رودمعجن تصمیم گرفتم تا با گذاشتن این عکس ها شما راهم دردیدن تماشایی های طبیعت زیبای رودمعجن سهیم کنم امیدوارم مورد ادامه مطلب
این سه نفر
هرسه به رحمت خدا رفته اند.یکی نجار بود.حاج مراد مرادی.خودش میگفت در تمام عمرش فقط یکبار نمازش قضا شده است.صبح یکی از شب های قدر به رحمت خدا رفت.عکس اول از سمت راست حاج مراد ادامه مطلب
گياهان دارويي رودمعجن
نروید بر زمین هرگز گیاهی که ننوشته ست بر برگش دوایی (نظامی) وجود گیاهان دارویی در طبیعت یکی از نعمتهای بزرگ الهی است .از آنجا که انسان جزئی از طبیعت است بطور مسلم برای هر ادامه مطلب