در ادامه عکس های منتشر شده از نگاتیو مکشوفه عکس فوق ارائه میگردد.
توضیحات:
– مکان : روبروی خانه حاج نورالله فتوحی
– عروس در حال سوار شدن بر لیموزین
– افسار لیموزین در دست محمد علی عبدل
– حاج محمد امیدوار پالان را بر دوش گرفته ( طبق رسوم به دنبال شخصی جهت انداختن پالان بر رویش بودند که ایشان گفتند من خودم داوطلب میشوم و با این کار خنده را بر لبان همه نشانده اند)
– در عکس برخی شناخته شده تر هستند : آقایان رمضان عرب ، هوشنگ ، شیخ ابراهیم عرب ، محمد علی فتوحی









سلام منصف سید بند
عکس جالبی بود ولي از اي ليموزين ها اگه ما هم بتونيم براي مراسممون گير بياريم خيلي عالي ميشه ها رمضون عرب هم با اون خنده هاي هميشگيش که رو لبش بود براي جالب بود خدا رحمتش کنه
یه لیموزین مشتی براتون گیر آوردم. حتما میارمش. نامردید اگه سوار نشید. خدا بیامرزش
سلام بر منصف من موندم شما ها این عکسای قدیمی رو از کجا میارین خیلی جالبه.نکته مهم عروسیه کیه؟ این عکس مال چه سالیه؟
سلام بر درخت جوز. توضیحات مورد نیاز رو علی نجفی داد.این عکسها همش مال یه نگاتیوه که عکاسه همش ابوی بوده.
خدمت درخت گردو عرض شود که مشخص است که مراسم دامادی اقای رضا عرب است و تاریخش هم گمانم اوایل انقلاب باشد سالهای 57-58.
این مراسم زیر کتل رفتن یا زیر کتل بردن(که گمانم برادر عروس یا دائی عروس به این افتخار نائل میشد.دقیقا مطمئن نیستم.از دوستانی که اطلاع بیشتری دارند تقاضای روشنگری در این موضوع رو دارم) هم از اون مراسم جالب بود که فلسفه اش رو نفهمیدم.شاید فلسفه ی این کار این بوده که به نزدیکان عروس بفهمانند که بلا نسبت بلانسبت بلانسبت عجب جانوران درازگوشی بودند که دخترشان را داده اند دست داماد(حالا داماد هرکه میخواهد باشد).البته در امر فلسفه جناب نیچه ی عزیز صاحب نظر تر هستند و نظرشان صائب است!!.
خدا حاج محمد امیدوار رو رحمت کنه گویا در برپائی این مراسم باشکوه جد و جهد عظیمی داشته و تقریبا در هیچ موردی کوتاهی نمیکرده و تا وقتی زنده بوده نگذاشته کسی از زیر کتل رفتن در بره.امید است نسل حاج محمد از جمله همین مدیر بزرگوار خودمان ادامه دهنده ی راه حاج محمد باشند و نگذارند کتلها روی زمین باشند و مردمان در عروسی ها بی کتل!!!
به منصف هم به خاطر انتشار عکسهای بکر به صورت صورتیانه ای خدا قووووت میگم هووووووو
عکس جالبیه جناب منصف، منم مث آقای نجفی کنجکاو شدم بدونم فلسفه اون کار”زیر کتل بردن ” چیه؟
ممنون از عکس قشنگتون :gol:
عكس جالبي است . با تشكر از جناب منصف كه در جستجوي عكسهاي قديمي برآمده اند.
ياد مرحوم حجي محمد بخير. خدا رحمتش كند
فقط مانده ام كه اگر عروسي رضا عرب بوده در خانه حجي نورا… چرا ؟
در باب مراسم زيز كتل به گمان بنده اينطور مي آيد كه اين مراسم چيزي در مايه هاي “گربه را دم حجله كشتن “است . و بنظرم افرادي كه زير كتل مي رفتند تنها برادر يا دايي عروس نبودند بلكه اكثر فاميل عروس به اين افتخار نايل مي شدند و از اين رو انداختن كتل بر روي اينان به اين معنا بود كه از همين اول ازدواج فاميل داماد سوار بر شمايند و شما فاميل عروس حق هيچگونه حركتي يا اعتراضي را نداريد و به عبارتي گربه را دم حجله مي كشتند
والا منم نمیدونم. خودمم شنیدم و نقل کردم. اما در روستا به تنها چیزی که فکر نمیشه این بوده. تو عروسی ها مرام زیاد گذاشته می شده. شاید . شایدم نه
سلام به جناب منصف
عکس خیلی جالبی گذاشتین :SS:
سلام بر جناب منصف. عکس جالبی بود. خدا رحمت کنه جناب رمضان رو. خوبه که اونایی که توی عکس شناسایی شدن توسط دوستان معرفی بشن. خداقوت :gol: :gol:
من موندم شما اینارو از کجا میارین!!!!!! خیلی قشنگه… :SS: :SS: :SS:
عکس خوبی بود من همیشه حاج رمضون رو خیلی دوست داشتم بادیدن این عکس یادشون افتادم خداوند رحمت کند :R:
من این عکس رو به پدرم نشون دادم بابا درتایید حرف آقای نجفی که عروسی آقای عرب هست ولی برای قضیه (کتل) حرفی مخالف حرف ایشون زدن بابا میگن چون در قدیم دختر عروس کردن یه امر خوبی نبودهو واسه خانواده عروس بد بوده (نمیدونم چرا دلیل قانع کننده ای نداشت )برای همین خانواده عروس رو به زیر کتل میبردن که یعنی باید از خجالت به زیر برن :OO: که بادیدن این عکس بابا یاد خاطره های اون زمان افتادن که میگن آقای حاج محمد امیدوار و آقای حاج روح الله فتوحی همیشه سر این کتل باهم شوخی داشتن که تو هر عروسی این دو بزرگوار همدیگرو پیدا میکردن و کتل رو بر روی هم مینداختن که در عکس هم جناب امیدوار طبق حرفای بابا دنبال آقای فتوحی هستند :YY:
عکس جالبییه یادش بخیرعروسی های شادقدیمخدارحمت کنه همه ی قدیمی هارو یادکنیم ازشیخ عرب که توی همه مجالس رودمعجن بود ولی کسی یادش نمیکنه. :gol: :OG:
عکس خیلی جالب بود جناب منصف شما احیانا با صتدوق نسبت فامیلی ندارین اینطوری که معلومه عکس هارو باید از یک صندوق قدیمی گیر اورده باشین :soot: راستی اون اقا کت شلواری خیلی خوشحاله توعکس همچین مودبم وایساده مثل عکس های تیم ملی والیبال :ZZ: :ZZ:
ممنون جناب منصف,مامانم ميگه من اين عروسي رو خوب يادمه,متشكر كه ما رو بردي اون قديما :gol: :gol:
سلام ودست مریزادبه جناب منصف
خدمت نسیم عزیز بگم ایشون مرحوم هوشنگ ایزدی هستن
باید بگم تنها عروسی که ازاون زمان که 7یا8ساله بودم هنوز توذهن من بخوبی مونده همین عروسیه که هروقت عکساشو میبینم خاطرات اون روز برام زنده میشه هنوز فکرمیکنم لب ایون خانه حجی زینب نشستم وعروس ودامادکه سوار براسب بین انبوه جمعیت باسلام وصلوات میان رو دارم نگاه میکنم.یادش بخیر عروسیهای قدیمی ساده وبدون تکلف بود مسن ترها مخصوصا خدابیامرز حاجی محمدامیدوار همیشه عروسی فامیلها که بودبرای خندوندن بقیه با کتل دورانی داشت یکبار عروسی عمه که بود کسی درحیاط رو درمیزد مادر که میرفت در رو بازکنه پدر مانع شد مادرکه ازقضیه بیخبر بود پرسید چی شده بابا گفت باازپنجره نگاه کن بعد که نگاه کردیم دیدیم مرحوم حاجی محمد کتل روی دوشش پشت درمنتظره که بابا درروبازکنه وکتل روبندازه روبرادرعروس صحنه خیلی خنده داری بود خداوند ایشونرورحمت کنه وهمچنین مرحوم حاجی شیخ ابراهیم عرب رو کهبا صدای سلام وصلوات ایشون عروسیها رونق خاصی داشت بیامرزه
خداوند پدربزرگ رو رحمت کنه، تصاویر کمی ازشون داریم و این هم به اونها اضافه شد، دستت درد نکنه.
کیفیت عکس اونقدر خوب بود که ما تا داخل حیاط هم رفتیم و شناساییشون کردیم. تصویر واقعا زنده اس، انگار هم در حیتا حضور دارن و در حالیکه میخندن روبروت ایستادن.
یک نکته انحرافی هم در عکس بالا وجود داره که شاید کمتر بهش توجه شده باشه و اونم خانمی که پشت سر داماد با چادر مشکی حضور دارن، در اون زمان هنوز چادر مشکی مرسوم نبوده و فقط شهریا از این چادرا می پوشیدن، ایشون “مرضیه تربتی” هستن، و همونطور که از اسمشون هم مشخصه خیلی شهری بودن :Y:
:ZZ: :W: :N: :GG: :OO: :VV: :VV: :VV: :Y: :OG: