سید جواد محزونی نامقی 2910 روز پیش
بازدید 107 ۱۳ دیدگاه

امتداد عشق

w-IMG_8121

 

علی رغم تمام مشغله ها برآن شدم در مدتی از عبور زمان ، همپای بازمان در امتداد باهم بودن واژگانی پاییز گون بر صفحه ی مجاز بنگارم وبه تمام آنانی که فکر می کنند نمی شود بازمان کنار آمد ، تقدیم دارم وبه همه ی حبیبانی که بشکلی احساس خستگی ِزمانه را دارند خدا قوت بگویم واز آنان عاجزانه استدعا کنم با عزمی جزم سوا از هر کدورت ، بر چهره ی روزگار لبخند مقاومت بزنند ،….آری  لطفا لبخند بزنید!

پائیز ، طلایه دار فصول

حامل راز زیستن و گذشتن

آینه یِ خوش رنگی در تداعیِ برگشتی دوباره

و الوانِ باغ وبوستان با خش خشِ برگها در باد

با خاطراتِ بهاران در ذهن خیس باران

..و سیر عریانیِ مصلحت در تفکر سبز درختان

با راز عبورِ عمرِانسان بر آویزه ی شاخساران

وزمزمه ی درس عبرت در پند پائیز گونه ی زمان

وهشدار بر قلوبی که

حس ماندگاری ِ آنان بر غفلت اندیشه متکیست

و….

بنگر بر رقص یرگها ، عمیق تر

که چه شادمانه بر فرایند ابدیت می لغزند

تا در فرودین ِعشق  ، بدایع مهر بانی شکوفا گردد

…… راستی در پاییز تغزلِ یادِ خوبان

جاری میکند محبت ِسبزِ با هم بودن را

تا در انتظاری سپید

یأس در عدم گاه ِ بی باز گشت محو گردد

واما……

حیتائیان را چه افتاده ست

که دراین برهه از زمان با سکوتی ناباورانه

پای گذارشا ن بر مجاز حیتا نیست

..آیا ترنم ترانه ساز آبشاررود معجن را نمی شنوید

که میخواند سختی همیشه هست

مشغله نیز قسمتی از زنگیست

…..وپاییز در ادای رسالت خویش

وسلائق را اختلاف !!

اما باید همواره جاری بود

جاری در امتداد عشق……………………

۲۴ مهر ۹۳

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. پاییزرقصنده با برگ
    رقصنــــــــــــــــــــده در باد
    پاشیدگی رنگ
    حتی برای کوهها……
    و سهمی از رنگها
    جای جای ابادی مــــــــــــــا
    کمرسفد
    بزیسوز
    پی زرد
    سورخی.

    1. سلام بر آستان دوست
      ممنونم جناب نیکو عقیده
      خواستم اگر خدا وند یاری دهد شوقی دوباره به حیتا باز آرد.

  2. ای که با نامت جهان آغاز شد
    دفتر ما هم به نامت باز شد
    درود بر سید بزرگوار و استاد عزیز جناب محزونی روحی لمقدمهی فدا
    و اما…..
    حیتائیان را چه افتاده ست
    که در این برهه از زمان با سکوتی ناباورانه
    پای گذارشا ن بر مجاز حیتا نیست.
    به نظر این حقیر این روی گرداندن اهالی حیتا از سایت را اگر از عجایب روزگار بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم
    ….و اما این گفتگوی مجازی بین من و شما مرا به یاد ضرب المثلی قدیمی انداخت که می باید اصلاح گردد.
    میهمان میهمان را نمی تواند ببیند و صاحب خانه هر دو را. و باید گفت : میهمان میهمان را می تواند ببیند اما صاحبان خانه طاقت دیدار یکدیگر را ندارند
    ….. هر چند که قبلا در کتابهای فارسی دوران دبستان از قول شیخ اجل حضرت سعدی علیه الرحمه خوانده ایم : دو درویش بر گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. و اما به نظر می رسد این گفته شیخ اجل را هم باید اصلاح نمایم و به قول امروزیها به روز نمایم.: میلیونها انسان با عقاید مختلف در فیس بوک بجنبند و خوش و بش نمایند و صد نفر حیتایی مومن و نماز خوان در سایتی نگنجند
    علی ایحال در این خصوص سخن بسیار است و بیش از این حرف گفتن ممکن است خدای ناکرده عده ای رنجیده خاطر شوند و در این برهه از زمان که ما پیوندی دیگر با اهالی رودمعجن بر قرار کرده ایم به مخاطره افتد و زیر پایمان خالی گردد
    ….. و همان بهتر که سر خودمان به رباعیاتی گرم کرده و وارد نزاع خانوادگی نشویم.
    بنابر این یک رباعی به حضرت عالی که از پول یارانه و سبد کالا و غیره …….. بشتر دوستت دارم تقدیم می کنم و چهار دو بیتی به عزیزانی که با سایت خودشان قهر کرده اند و یک رباعی پاییزی به جوانان رشید روستای فدیهه که به یکدیگر عشق می ورزند و دلهاشان از جیب من پاکتر است.
    هر چند که از دور زمان محزونم
    دیوانه تر از هزار و یک مجنونم
    صد شکر خدای خویش را میگویم
    چون همنفس سعیدم و محزونم
    :gol: :gol: :gol:
    چرا در سایت حیتا رونقی نیست
    مگر در باغ حیتا زنبقی نیست
    و یا داعش به اینجا حمله کرده
    به دست یک نفر هم بیرقی نیست
    :gol: :gol: :gol:
    چرا حیتا بساطش سوت و کور است
    به دور از شادمانی و سرور است
    در این منزل نمی بینم چراغی
    چرا اینگونه مظلوم و صبور است
    :gol: :gol: :gol:
    مگر در جام حیتا زهر کردند
    مگر که مردمانش قهر کردند
    خداوندا خودت بهتر بدانی
    مگر هجرت به سوی شهر کردند
    :gol: :gol: :gol:
    “بیا تا قدر یکدیگر بدانیم”
    بیا در باغ حیتا ما بمانیم
    بر این دنیا نمی بینم بقایی
    بیا تا کینه را از دل برانیم
    :gol: :gol: :gol:
    پاییز بهاریست که معتاد شده
    با خوردن اکس اندکی شاد شده
    فردا که زمستان برسد می بینی
    برگ و بر او تمام بر باد شده
    :gol: :gol: :gol: :SS: :SS:

    1. درود بر استوار عزیزم
      ممنون از الطاف شما
      امیدوارم این سکوت در حیتا حاکی از یک گذران لختی از زمان باشد تا با روحیه ای تازه وبقول امروزیها فرش شده دوستان را زیارت کنیم در هر صورت بنده ،حال بعنوان همان( میهمان که میفرمائید
      ویا یک دوست و آشنا)وظیفه دانستم با این نوشته از دوستان تقاضای پویائی کنم.
      روزگازتان گلباران باد :gol: :gol: :gol:

      1. درود و صد سلام بر سید جواد محزونی عزیز ؛ بطور تصادفی وب گردی میکردم و دنبال همشهریان دوست داشتنی بودم که از شانس خوبم جنابعالی را زیارت نمودم و به قول شاعر(فکر کنم صائب تبریزی): روزی نگر که طوطی جانم سوی لبت ؛ بر بوی پسته آمد و بر شکر افتاد
        من هم با شما موافقم که آدم ها کلا باید هوای همدیگر را داشته باشند و خیلی ارتباطی به اینکه نامقی و رود معجنی باشد فرقی نمیکند که شاعر میفرماید :بنی آدم اعضای یک دیگرند ؛ که در آفرینش زیک گوهرند ؛ چو عضوی بدرد آورد روزگار ؛ دگر عضوها را نماند قرار ؛ ………….
        موفق و سر بلند باشید سید بزرگوار

        1. درود بر جناب فیروزی بزرگوار
          البته کدامین رضا چون میدانی قبیله ی فیروزی بر دونوعند : رضا از قبیله ی نبات یا از قبیله ی جمشید در هر دو صورت ممنونم از الطاف بی شائبه ی شما منتظر نگاه قشنگت هستم واز اینکه تمام دوستان نامقی به بنده لطف دارند ، خدا را شاکرم ضمنا سه شنبه ی اول هر ماه در حسینیه ی نامقی ها برنامه داریم (تحت عنوان چرَغو-chragh oo)که شب شعریست خودمانی ، خوشحال خواهیم شد تمام دوستان که در مشهد ند زینت بخش محفل گردند
          خودت میدانی من به همگی شما عشق میورزم.
          کوچک شما سید
          روزگارتان سرشار از بهترینها :gol: :gol:

  3. درود بر سید بزرگوار و احسنت بر آن قلم توانا چه در غزل و نوو سپیدو مثنوی و … .
    لذت بردم از این احساس پاییزی قشنگ.
    همچنین سلام بر سلیمان عزیز با شعرهای طنز بسیار زیبا و پر از محتوایش.
    دو رباعی مهری تقدیم به شما عزیزان:
    هنگامه عشق و رمز و راز آمده است…با مهر و به صد هزار ناز آمده است
    روی سخنم به مردم اهل دل است…تبریک!، خزان دوباره باز آمده است
    ***
    با ثانیه ها دوباره درگیر شدم…از عالم خالی از وفا سیر شدم
    از دور صدای خش خشی می آید…مهر آمد و یک سال دگر پیر شدم

    پاینده و برقرار باشید

    1. ممنونم سعیدجان
      شما لطف داری وچشمان پر مهرت زیبا می بیند از اینکه به حیتا سر میزنی خوشحالم .
      به امید دیدار در محفل چرغوی آتی.
      همواره آسمانی باشی :gol:

  4. مشغله نیز قسمتی از زنگیست
    باعرض پوزش از اشتباه تایپی:
    مشغله نیز قسمتی از زندگیست

  5. وامصیبتا
    اهالی محترم رودمعجن کجایید چرا اینطوری شده تشکر از آقای نیکوعقیده دقت کنید دیدگاه آقای استوار متولد فدیهه مزدوج در رودمعجن و آقایان رمضانی ومحزونی اهل نامق باید به تعریف وتمجید وبیان دیدگاه درباره نوشته ها داشته باشند رودمعجن ورودمعجنی مرده

  6. درود بر دوست عزیزی که داد وامصیبتا دارد ولی بعنوان یک رود معجنی از نوشتن نامش خوداری میکند ، دوست خوب وارجمند ، کاش شما بعنوان یک شروع کننده ،هم نام نیکویت را می نوشتی وهم از دوستان تقاضای همت بیشتر در وسعت سبزحیتا را می نمودی ، بنده احساسم این است که دوستان درگیرکارو مشغله هستند وفرصت مناسب جهت سر زدن به سایت را ندارند ، باز هم از لطف شما دوست گرام سپاسگزارم.
    زاده یِ نامقم اما بوَد ایران وطن ِمن
    عشق ورزی به خلائق شده باب سخن من
    نیک هرجا نگرم، نیست مرا فرد ِغریبه
    خالق اینگونه سرشته، ز صفا جان وتن من
    برای جنابعالی و تمام دوستان روزگاری خوش آرزومندم. :gol: :gol:

  7. درود و سپاس جناب محزونی امیدوارم این شعر شروعی باشه برای طلوع دوباره حیتا

    1. متشکرم جناب امیدوار
      ببخشید نظرتان را دیر خواندم
      منهم آرزودارم اتحاد دوستان دراین راستا بیشتر وبیشتر گردد.
      پایدار باشید