چغازنبیل 3982 روز پیش
بازدید 84 ۱۳ دیدگاه

عکسهائی که خانم افرا بهشتی در…..

 با سلام وتبریک به خانم بهشتی گرچه نمیودنم از کدوم خانواده محترم هستی ولی فرقی نمیکنه در هر صورت مورد احترام ما هستی .

 اما  عکس جونای قدیم وپیرای ببخشید میان سالان فعلی چند  تا پیام را به ذهنم القا کرد که درجش به عنوان پاسخ بلحاظ اطاله به مصلحت نبود  وگفتنش هم خالی از لطف نیست  البته اگر مورد ایراد ناشناس عزیز واقع شد پیشاپیش مراسم اعتذار خودرا به محضرشان ابراز میدارم  عفو از بزرگان است .  حالا دیگه کم ما وکرم شما. یا علی مدد.

 اولش اینکه جونی کچایی که یادش بخیر .

 دومش اینکه اهای  جونا این وضع در انتظار همه ما هست ودیر وزود داره ولی سوخت وسوز نداره با ید برای ایام پیری توشه ای اندوخت وبهترینش ایجاد عادت احترام به پیران  برای اینکه وقتی پیری به سرغ ما بیاید جونای انروز عادت به احترام داشته باشند  وما  مورد احترام باشیم

 سومش اینکه  ایا بهر تقدیر باید غصه بخوری که پیر   شدی  یا نه بابا اینم بخشی از زندگی است که تغیر ناپذیر است .

اما عکس ها :  در عکس اولی از راست به چپ     چه سبیلایی داشتند ها ادم یاد رستم میفته ..

۱–       احمد اقای حقیقی  است که اکنون با موی سفید وقریب صد کیلو وزن  بسیار مهربون وفداکا باز نشسته بیمارستان قائم  .

در مدتی که ایشان  در بیمارستان قائم مشغول خدمت بود از هیچ کمکی به هم ولایتی ها چه انها که  از روستا به بیمارستان مراجعه میکردند وچه انها که از مشهد میامدند دریغ نمیکرد وگاهی قسمتی از هزینه بیمار ستان را خود پرداخت میکرد وبه روی مریض نمی اورد  وخودش وماشینش در خدمت همه گان بود  وبسیار خد مات شایسته وصاد قانه دیگر از ایشان دیده وشنیده ایم که به همین بسنده میکنم و اکنون که ایشان باز نشسته شده بر همه ما فرض است ارج واحترامشان را پاس بداریم  من از همین جا مراتب احترام خود را به ایشان وخانواده محترمشان اعلام میدارم .

۲-   نوجوانی  که در پشت    نشسته محمد اقای حقیقی برادر علی اقای حقیقی است  که  در تربت زندگی میکند ومرد بسیار مهربانی است .

۳-   تصور میکنم جناب علی اقای حاضری باشند  که اکنون با موسفید ومرد محترمی هستند   ایشان بازنشسته نیروی هوایی هستند انسانی بسیار محترم ودر طول عمرشان مردی خدوم وبا محبت بوده ومیباشند خدا قوتشان بده.

در دومین عکس  که دونفر از انان متاسفانه فوت کرده انداز راست به چپ.

۳-    حاج قهرمان ایزدی با بیش از یکصد کیلو وزن ادم بسیا خوش صحبت ومهربون وکار راه انداز  با موهای سفید  ومورد احترام.

 در این راستا بد نیست به خاطره ای از این بزرگ مرد دارم اشاره کنم.

 یک روز در تربت میره چلوکبابی یک پرس چلو برگ بانون اضافی سفارش میده  بعد که غذا را میارن سرشو میندازه پایین ونون را دوتیکه میکنه وبرگ را هم دونصف میکنه  و همه چلو کباب را دولقمه میکنه وخلاص  ولی سیر که نمیشه  میخاد دستور بده که یک غذای دیگه بیارن که میبینه یک پرس دیگه اوردند  جاتان خالی انرا هم دولقمه میکنه که پرس سوم وچهارم وپنجم را میا رن وبعد میگه بابام جان سیر شدم پا میشه میاد حساب کنه چلو کبابیه میگه اقا حساب کردند  میگه کی حساب کرده  چلوکبابیه اشاره به گوشه سالن میکنه میگه اون دختر ها  حاج قهرمان نگاه میکنه مبینه چند تا دختر سپاه دانشی معلم به او نگاه میکنن ومیخندند میره جلو وسلام میکنه میگه ببخشید شما مرا میشناسین که حساب کردین  میگن نه اقا  از نحوه دولقمه کردن هر پرس غذا وبالا کشیدن ان خوشمان امده حاجی هم که مرد محترمی است خجالت میکشه وتشکر میکنه ومیره  .

 واقعا  جونی کجایی که یادش به خیر.

 خاطره دیگری که ازاین مرد دارم  اینه که .

ایشون جوون بوده وبا چند تا از همسن هایش در فلکه پارک برای گردش قدم میزنه که چندتا جون مشهدی به اینا اهانت میکنن ومثلا میگن برین جوجه ها به دهتان قدم بزنین  شمارو چه به مشهد وبالاخره در گیر میشن  حاج قهرمان ظاهرا توی کافه یا مغازه  مشغول حساب کردن خرج ها بوده میبینه در گیر شدند  خودشو میرسونه وچندتا را میزنه مشهدی ها که ماشین داشتند  سوار ماشینشان میشن که فرار کنن حاج قهرمان از سپر عقب ماشی میگیره وماشین را بلند میکنه  وچرخای عقب را میزاره داخل جوی خیابون وماشین متوقف میشه وبقیه ماجرا…….. حالا ازین قهرمانها داریم ؟

۴–  مرحوم محمد بخشی که خدای رحمتش کند از روستای رزگ بود که بعدا در رود معجن ازدواج کرد  وی در کار خرید قالی وخوار بار بود که در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع کرد ادم خوبی بود وبسیا ر با سخاوت البته  ازحق نگزریم که مردم روستای رزگ از حیث سخاوت برهمه روستا های اطراف بر تری دارند  بر عکس روستای ………

۵ – مرحوم حسن بایگی  یا حسن علیزاده  مرد خیلی مودب ومبادی اد اب از بایگ به رود معجن امد واسکان یافت وبه شکار کبک علاقه مفرطی داشت  شنیدم که یک روز با یک جوون رود معجنی  رفته بود به کبک در بین راه  جوون رودمعجنی  تا صدای کبک ها را میشنوه میگه که حسن اقا امروز با دست پر برمیگردیم  مرحوم حسن میگه اگر خدا بخواهد  ه  جوون خام میگه بابا اینهمه کبک  اینجا دام هم که هست  دیگه  اگرخدا بخاد چیه  بلاخره  پنچ تا کبک توی دام میافتند  وحسن واون جوون با خوشحالی به طرف دام میدوند که یک مرتبه کبک ها  دام را از زمن میکنند وپرواز میکنن مرحوم حسن میگه که پسر جان توکل نکردن به خدا یعنی این حالا فهمیدی اگر خدا بخاد یعنی چه .بهر حال ان مرحوم ادم معتقدی بود و در میان سالی در اثر سکته قلبی برحمت ایزدی رفت.

 ببخشید از تطویل مطلب دوست داشتم نحوه شکار را در رودمعجن با دام وبا برف  بیان کنم  که میزارم برای مطلب بعدی انشا الله.

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. علی نجفی علی نجفی گفت:

    خاطرات جالبی بود و سفارشات جالب و بجایی.بهر حال اگر نمیریم همه دیر یا زود به این مرحله از زندگی میرسیم.شب دراز است و قلندر هم کم کم پیر میشه.پیری هم یک مرحله از زندگیه مثل همه ی مراحل.توی این سفر پیری هم یکی از ابادیهای کنار جاده است که باید ازش گذشت…..

  2. ناشناس گفت:

    :R: :OO: :R: :OO:

  3. جالب بود جناب چغازنبیل، ممنون از خاطرات بامزه ای که نقل کردین، یادم باشه به آقای حقیقی بگم یه سر به سایت بزنن حتما. :gol:

  4. مطلب متفاوت و جالبی بود. تا حالا مشابهش رو در سایت نداشتیم.
    مطلب درویش ۲ شما هم دریافت شده اما طبق یه قانون که میگه( حداقل فاصله زمانی بین دو انتشار مطلب از یک نفر ۴۸ ساعت باید باشه ) انتشارش به تعویق افتاده.

    من یه لحظه احساس کردم در بیان خاطرات حجی قهرمان اغراق هم شده اما با خوندن جمله “حالا ازین قهرمانها داریم ؟” به نظرم رسید شایدم اینطور نباشه و واقعیت داشته باشه و برای نسل ما عجیب به نظر بیاد.
    مشخصه که شناخت خوبی روی همه رودمعجنی ها دارید. باز هم از این دست مطالب بنویسید خیلی جالب بود.

  5. @ناشناس متعصب
    امیدوارم دوستان در نوشتن نظرات آن هم با اسامی مستعار رعایت احترام و ادب را بنمایند. بیان این گونه ی مطالب سبب متشنج شدن فضای سایت می شود.
    نظر دادن بصورت ناشناس و با نام های مستعار و تخریب فرد غایب در هیچ قاموسی به خصوص در ادبیات دفاع و جبهه نمی گنجد دوست من.
    فکر میکنم نگارنده مطلب هیچ ادعایی درباره افتخار یا عدم افتخار فرد موردنظر نداشته است، و هدف تنها بیان چند خاطره بوده است.

  6. پاییزان گفت:

    خدمت جناب ناشناس متعصب عرض شود که این درست نیست که نوع بیانمون نسبت به یک شخص که خودش هم حضور نداره و اصلا خبر نداره که کسی در موردش مطلب نوشته باعث بردن آبروی اون شخص بشه و چقدر خوبه که نوع صحبتمون نسبت به جنگ و جبهه طوری نباشه که اون رو وسیله برای آبروی افراد قرار بدیم همه اونایی که رفتن جبهه با نیت خالص انسانهایی خوب و خداشناس بودن و فکر نمیکنم هیچکدوم از اونا این نوع بیان رو دوست داشته باشن .به همه دوستان حیتایی هم میگم که چه خوبه که همه به فکر بیفتن واسه معرفی بزرگان خونوادهاشون. توی رودمعجن خیلی بزرگان بودن که به رحمت خدا رفتن و بعضی هاشون هم هنوز هستن خیلی خوبه که هر کس به معرفی بزرگان خونوادش و خاطره های ماندگار اونها بپردازه.

  7. بگذارید حضور در جبهه و دفاع از آرمانهای که فرزندان این خاک به آن اعتقاد راسخی داشتند
    با هر منطق و دلیلی دلیلی برای ما مقدس و پاک بماند با همان ذهنیت خوب ازآن دوران

  8. پیسوم گفت:

    صرفا برای ناشناس متعصب .
    شاید بخود اییم واخلاق اسلامی را رعایت کنیم و حال کسی را که حضور ندارد مراعات کنیم .
    رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم):
    اءتدرون ما الغیبه ؟ قالوا: الله و رسوله اءعلم ، قال : ذکرک اءخاک بما یکره قیل : اءراءیت ان کان فى اءخى ما اءقول ؟ قال : ان کان فیه ما تقول فقد اغتبته وان لم یکن فیه ما تقول فقد بهته ؛(۵۶۰)
    آیا مى دانید غیبت چیست ؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر مى داند فرمودند: این که از برادرت چیزى بگویى که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى گویم در برادرم بود چه ؟ فرمودند: اگر آنچه مى گویى در او باشد، غیبتش کرده اى و اگر آنچه مى گویى در او نباشد، به او تهمت زده اى .

  9. مرخو گفت:

    در همین سایت مطلبی تحت عنوان انسانهای بزرگ وکوچک درج شده بود که خیلی جالب بنظرم امد بدنیست به بخشی از ان اشاره کنم
    انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
    انسان های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
    انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند
    چه جالب است قبل از اینکه به عیبجویی از دیگران بپردازیم نگاه کنیم ببینیم خودمان در چه وضعی هستیم وایا شجاعت داریم از دیگران بپرسیم تورا بخدا بی پرده عیب مرا بگو . واگر گفت ایاشهامت داریم انرا بپذیریم شمارا بخدا سایت به این خوبی را الوده کینه ورزی نکنیم اخر چه شده مارا ایا بس نیست .بکجا داریم میریم وچه هدفی از تخریب داریم مگر ازمهر ورزی چه بدی دیده ایم که به اغراض بچه گانه قدیمی پرداخته وبجای جذب حد اکثری همیشه باتخریب دیگران قصد پراکنده نمودن جامعه خودمانی رود معجنی را که به همت جمعی از برادران گرداننده سایت سامان یافته داریم.
    مردی ان نیست که همه را برانیم وخودرا در حصار وزندانی که برای خود ساخته ایم حبس کنیم وتصور کنیم فقط ما گل سر سبد عالم بشریتیم مردی انست که بتوانیم ازراه در رفته رابراه بیاوریم والا معنی امر به معروف که از فروع دین است جایی نخواهد داشت البته یقین دارم که اقای متعصب چنین قصدی نداشته وفقط نظرش را بیان فرموده است بهرحال با پوزش از همه گان اگر مطلب تند است ازباب احساس تکلیف بیان شد.

  10. ناشناس متعصب گفت:

    مانده ام چه بگویم احساس میکنم گروهی قصد انحراف حیتا از هدف اصلی خودش را دارند حالا که در همه جا بحث حضور گروه انحرافی هست اینجا هم قاعدتا مستثنا نخواهد بود واما در پاسخ به اظهار نظر دوستان
    ۱ – اولا من همینجا اگر به کسی تهمت زده ام عذر خواهی میکنم . چون اصلا چنین قصد و نظری نداشته و با تخریب افراد مخالفم اما با تخریب حیتا مخالفتر
    ۲ – دوستان لطف کنند یکطرفه نظر ندهند حقیر خودم به اندازه نیازم آیه وروایت میدانم . در دعوا باید هردو طرف را نصیحت نمود اینکه همگی فرد ضعیفتر را مورد حمله قرار دهیم تا فرد قویتر که ما دوستش داریم از ما بیشتر خوشش بیاید نیز خودش گناه است .
    ۳ – اگر بطور ناشناس نظر دادم با این جوی که جدیدا در حیتا ایجاد شده همان بهتر که نظر ندهی ولی چه کنم که روحیاتم سکوت در برابر ….. را نمی پذیرد . و به همین دلیل فقط باید سوخت وساخت .
    ۴ – شما ببینید مطلب چه بوده ونظر چه بوده آیا واقعا هدف شما این است که خاطره بیان کنید فلانی وفلانی قد و وزن و خوراک و پوشاکشان چقدر است . این مطلب چه سودی برای من خواننده دارد . ۵ – هدف از ثبت نظر این بود که ره را گم نکنیم . نظر حقیر اینست که کسانی که در جامعه حقیقی رودمعجن به ما کمکی نکرده اند در جامعه مجازی نیز هیچ سود وفایده ای برایمان نخاهند داشت . باید مطالبی بنویسیم هدفمند ونتیجه دار والا آب در هاون کوبیدن است .
    پیسوم عزیز
    آیا آن دختران سپاه دانش رضایت دارند که اعلام شود پول چند پرس غذای یک جوان مجرد را پرداخته اند
    آیا نویسنده خودش از ایشان اجازه گرفته یا برای ایشان بلحاظ شغل شریقی که دارند این آیات وروایات صدق نمیکند
    ۶ – نظرات زیاد دیگری دارم که در اینجا مجال نیست انشاءالله در جلسات حضوری محرم بیان خواهد شد از اظهار نظر مرخو نیز متشکرم وبا ایشان کاملا موافق

  11. برادر محترم متعصب شما که اینقدر خوبید وشهامت دارید که معذرت خواهی کنیداز سعه صدرتان تشکر وقدردانی میکنم وکمتر کسی را سراغ دارم که ازین شجاعت بر خوردار باشد واین صرفا به اخلاص حضرت عالی بستگی دارد شاید هم بعلت اینستکه ایه وروایت بیشتری از بقیه میدانید اما نباید از یک نکته اساسی غافل شویم وان نکته اینستکه بهتر است بدانیم که اصولا وطبع هرسایتی باید مانند دکان ویا طبله عطاری باشد زیرا بلحاض مختلف بودن سلایق مراجعه کنندگان باید از هردری سخن به میان اید تا همه بینندگان را فراخور حالشان تغذیه نماید حضرت عالی به خودتان که از فضل ویژه برخوردارید نگاه نکنید وتند مران ای دلیل ره که مبادا شاید همانند بنده حقیر سراپا تقصیر خسته دلی در کنار قافله باشد .
    درثانی استحضار دارید که مراجعه کننده گان به سایت را نمیشود گزینش نمود چرا که در دروازه باز است وزبان مراجعین دراز پس از شما عاجزانه استدعا دارم صبر را پیشه کنید وبه خود نگیرید که فر هیخته گان در مراجعه به سایت مطالب سره ازناسره را ممیزی خواهند کرد بگزارید هرچه دل تنگشان میخواهدبگویند ونویسنده هرکه باشد خواننده باید عاقل باشد .
    ثالثا من از نوشته زیر عکس ها همانطور که برادر فرهیخته وفداکارمان جناب امید وار که واقعا بیطرفانه موضوعات را ممیزی میفرمایند در نوشته خود بیان کرده اند با عرض معذرت صرفا قصد بیان یک خاطره در ملاحظه عکس خانم افرا بهشتی داشتم بدون اینکه از کسی تمجید ویا تنقید نمایم چون واقعا وقتی به خودم مراجعه میکنم خویشتن را مملو از عیب ونقص میبینم ونقطه پررنگی را برای خویش سراغ ندارم بنا براین صلاحیت تایید ویا رد کسی را ندارم چونکه رطب خورده منع رطب چون کند واگر اجازه بفرمایید قصد دارم خاطراتی دیگری از زور مندان وزر داران وعالملن ونیکوکاران وفن اوران رود معجن را اگر موفق به جمع اوری شوم به نظر عزیزان برسانم بدیهی است اگر مخالفت شود از ان صرف نظر خواهم کرد .
    چون اعتقاد دارم که سایت ملک طلق وشخصی بنده یا هیچکس دیگر نیست وحق ندارم هرچه دلم میپسندد درج کنم وچنین اجازه ای را به خود نمی دهم.
    را بعا در مورد ارشاد بسیار زیبا وحکیمانه حضرت عالی نسبت به غیبت از سپاه دانشی های ۴۰ سال پیش عرض میکنم که شاید انشاالله همه انها در سن ۶۰ ویا ۷۰ سالگی زنده باشند واگر برحمت حق رفته اند خدایشان بیامرزد بنده مقصر تصورم اینستکه وقتی نام ومشخصات فردی گفته نشود طبعا مصداق غیبت ندارد البته شماکه ایه وروایت زیاد میدانید استدعا دارم در بخشی از سایت همه مارا در این پرسش مبهم ارشاد کنید تا دیگر مرتکب خطا نشویم .
    درخاتمه عزیزان محترم بدانیم که تضارب اراء مادام که از طریق ادب وتقوا خارج نگردد نباید هیچ کدام از ماهارا ازرده خاطر نماید با درود وسلام بر همه عزیزان نظر دهنده اعم از مخالف وموافق خدا قوت به همه حیتاییان هوووووووووووووووووووووووووووووو

  12. بی خیال گفت:

    سلام

    “نظر حقیر اینست که کسانی که در جامعه حقیقی رودمعجن به ما کمکی نکرده اند در جامعه مجازی نیز هیچ سود وفایده ای برایمان نخاهند داشت ”
    میشه شما خدمتان خودتون رو بیان کنید تا ما بهتر آشنا بشیم با خدمات ارزنده تان جناب ناشناس :OL:

  13. خدایا لطفا برو و به بعضی از آنهایی که ایمان اورده اند یادآوری کن که تو خدا هستی نه آنها