پرسه های بی خیالی …

خسته ام زین آرزوها…آرزوهای شعاری 

شوق پرواز مجازی..بالهای استعاری 

لحظه های کاغذی را روز وشب تکرار کردن.. 

خاطرات بایگانی..زندگی های اداری.. 

آفتاب زرد وغمگین..پله های رو به پایین.. 

سقف های سرد وسنگین… 

آسمانهای اجاری… 

عصر جدولهای خالی..پارکهای این حوالی.. 

پرسه های بی خیالی..نیمکت های خماری… 

رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردن… 

شنبه های بی پناهی ..جمعه های بی قراری.. 

عاقبت پروانه ام را با غبار آرزو ها خاک خواهد بست روزی 

باد خواهد بردباری… 

روی میز خالی من..صفحه باز حوادث … 

در ستون تسلیت ها نامی از من یادگاری…

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های

15 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. سلام جناب بی خیال مثل مطلب قبلی عالی بود مخصوصا این قسمتش که میگه
    خاطرات بایگانی زندگیهای اداری
    آفتاب زردو غمگین پله های رو به پایین
    ممنون مرسی :gol:

  2. افرا بهشتی گفت:

    سلام جناب بی خیال،
    مطلبت حرف دل همه ماست، مایی که غرق در زندگی روزمره ماشینی خودمون شدیم و لذت بردن از خیلی چیزهارو به فراموشی سپردیم.اما من میگم نباید بی خیال تغییراین شرایط شیم. ما میتونیم شرایطو بهتر کنیم، بیشتر به علایقمون بپردازیم، ما میتونیم اگه آرامشمون رو به خیلی از زرق و برقهای ظاهری ترجیح بدیم و دیگه اون موقع “پرونده امان” سرشار از آرزوهای تحقق یافته خواهد بود،سخته امامیشه. درست حدس زدم، منظور از “پروانه ام” پرونده ام نبوده؟ جسارتا گمون کنم اشتباه تایپی رخ داده.
    می خواستم بی خیال نظر دادن بشم اما دلم نیومد :VV:
    درضمن اینقدم ناامید و دپرس نباشین :Y:

  3. رودمعجنی گفت:

    بی خیال عزیز
    ممنون که یکی از بهترین شعرهای قیصر امین پور رو گذاشتید.

  4. ناشناس گفت:

    جناب بی خیال عادت ندارند رفرنس بدند!!! ممنون جناب رودمعجنی که منبع شعرو گفتین

  5. خارخلینگ گفت:

    ای که نرف کار عمو!
    قیصر میصر کین عمو
    مکنن! رونویسی مکنن؟ از خادته بنویسن، از روزمهجن بنویسن.

  6. زمستان گفت:

    یک جای دیگه قیصر میگه:
    تمام عبادات ما عادت است
    به بی عادتی کاش عادت کنیم
    همه از روزمرگی چه در کار و چه در عبادت خسته اند وخیلیها نه حوصله و نه توان و نه سرمایه ی(منظورم سرمایه ی مالی نیست)رهایی از روزمرگی رو ندارن.رهایی از روزمرگی مساویه با بی قراری،بی وطنی،اشفتگی.شفیعی کدکنی میگه:
    حسرت نبرم به حال ان مرداب
    کارام میان دشت خفته است
    دریایم و نیست باکم از طوفان
    دریا همه عمر خوابش اشفته است
    کسی که از روزمرگی فرار کنه همه عمر خوابش اشفته است.
    خدا قوت.شعر خوبی بود.

  7. به قول دکتر آذر:
    گشتین بین همه شعرای فارسی یه دونه بی خیالی بوده همون رو انتخاب کردین؟!

    البته شعر زیبایی بود.
    آسمانها هم اجاری شدن دیگه

  8. بی خیال. جوش نزن . درست میشه.

  9. گفت:

    سلام بر یاس
    واقعا زندگیها خیلی اداری شدن, مخصوصا زندگی خودم

  10. گفت:

    سلام بر جناب افرا
    با نظر شما موافقم. میشه شرایط رو تغییر داد اما تا یک حدی.
    در ضمن پرونده امان درست بود
    متشکر

  11. گفت:

    سلام بر رودمعجنی و ناشناس
    ما شا ا… حیتا نشینان همه اهل شعر هستن
    نیازی نیست رفرنس بدیم, مصراع اولو که بگیم بقیشو تا آخرش همه بلدن
    به هر حال متشکرم

  12. گفت:

    خدا قوت خارخلینگ
    کاملاً دروست ورمگن
    بَییست از روزمهجن ورگویم
    :SS:

  13. گفت:

    جناب زمستان سلام
    ممنون از نظرتون
    شعر خیلی قشنگی بود و وصف حال حداقل من یکی, بقیه رو نمیدونم

  14. گفت:

    سلام بر جناب مدیر
    البته شعر تو زمینه بی خیالی زیادن ولی این از این یکی خوشم اومد
    خدا قوت :VV:

  15. گفت:

    جناب منصف ما که بی خیالیم
    ولی خیلیها , خیلی جوش میزنن
    :MM: :MM: :MM: