پلیدی

مرد پلیدی، درآستانه مرگ، کنار دروازه ی دوزخ به فرشته ای برمی خورد.

فرشته به او می گوید: فقط کافی است در زندگی ات یک کار خوب انجام داده باشی، و همان یاری ات می کند. خوب فکر کن.

مرد به یاد می آورد که یک بار، هنگامی که در جنگلی راه می رفت، عنکبوتی را سر راهش دید و راهش را کج کرد تا آن را له نکند.

فرشته لبخند می زند و تار عنکبوتی از آسمان فرود می آید. تا مرد بتواند از راه آن به بهشت صعود کند. گروهی از محکومان دیگر نیز از تار عنکبوت استفاده می کنند و شروع می کنند به بالا رفتن از آن. اما مرد، از ترس پاره شدن تار، به سوی آنها برمی گردد و آنها را هل می دهد. در همین لحظه، تار پاره می شود، و مرد بار دیگر به دوزخ برمی گردد…

صدای فرشته را می شنود که: افسوس، خودخواهی ات تنها کار خوبی را که انجام داده بودی، به پلیدی تبدیل کرد…

از همین نویسنده ...

نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های

15 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. سلام راپید عزیز واقعا وجدی که اصلا معرفت نداری تو که می خواستی دیگه مطلب نذاری بابا دمت گرم این همه مطلب از کجا میاری من که هنوز درگیر همون مطلب قبلیمم از بس که از من سوال میکنن. فکر کنم توی مصاحبه استخدامی حیتا رد شدم ولی تو همچنان تلاش میکنی یک دستی هم به سر ما بکش.راستی چه چقدر مطالبت احساساتی وقعا اگه ادم یک لحظه به خودش میاد فکر کنم توی برزخ یک فرشته به اسم حیتا بیاد تو رو ببر بهشت چون تو حیتا نشینان متحول میکنی :SS: :gol:

  2. پاییزان گفت:

    خسته نباشی راپید عزیز. گفتی که این مطلب ادامه مطلب قبلیته اما به نظر اینطور نمیاد. راستی کاش فونت نوشته رو کوچکتر انتخاب میکردی. میگم اگه جناب ناشناس ببینه دوباره مطلب گذاشتی :X: . مطلب قشنگی بود فکر کنم باید عضو گروه خنجلوک بشی. :gol: :gol:

  3. نسیم گفت:

    سلام خدمت راپید گرامی. مطلبت خوب که نه عالی بود ولی فکرنکنم که در ادامه اون مطلبت باشه پس کارخوبی کردی ادامه مطلبت سه نقطه نگذاشتی. ولی فکر کنم خیلی زود زود مطلب میدی ها :ZZ: ولی خسته نباشی :VV: :YY:

  4. اوحده اوو گفت:

    حاج آقای راپید مجدد سلام. ماشالله خوب فعالی ادم وقت نمیکنه نظر بده هنوز نظر قبلی رو ندادی باید بیای نظر بعدی رو بدی. این که داری مطالبی میزاری که تلنگری به ادم میزنه جای تشکر داره وخوشحالم که بار مطالبت کم نشده وبار فرهنگی داره وذوق زدگی هم توش نیس :soot: ولی قضیه فونت رو هستم. میشد از فونت قشنگ تری استفاده کرد . ممنون

  5. شرمنده دوستان عزیز این ادامه اون متن نیس اماده بشه برا تون میذارم در ضمن سعی میکنم دیگه کمتر متن بذارم ولی بعضی وقتا به متن جالبی که بر بخورم فک میکنم شما هم دوست داشته باشین بخونیتش و براتون میذار.ممنون از نسیم عزیز و پاییزان بخاطر نطر های زیباتون.خدی تو گردو جان سوا کار درم

  6. داداش ممنون از هزینه هایی که برای متن های من میکنین باشه عوض میکنم

  7. ناشناس گفت:

    سلام.و اما مجرم عنقریب به محل جنایت باز میگردد. مجرم از این دیدگاه که دوستان عزیز لطف نمودند و در پی یک انتقاد از یک مطلب تا صبح در حیتا ماندند و برجک ما را میزدند دوستانی با چندین نظر مکرر در یک مطلب. و اما از انجا که من نقد کرده ام انهم در چارچوب بدون اینکه خصومتی باشد و یا خدای نکرده ناشر را بشناسم و غرضی در بین باشد.ما معمولا خوشمان میاید از نظرات مساعد و موافق و با نقد که همان نه در چارچوب است مزاجمان سازگار نیست این طبیعت ادمیزاد است در غیر این اغراق است. و اما اصل مطلب در اینجاست که من مطلب دوستمان را نقد کردم و فقط ایشان میتواند جواب نقد مرا بدهد و دیگر دوستان در این میان میبایست به حق و حدود خود اگاهی کافی و وافی داشته باشند و خود وکیل و یا قیم یا مدعی العموم شخص ثالث ندانند مثل عزیزی که سایت را محتاج نظر ما نمیداند این دوستمان هم باید بداند که چون من یک رای بیشتر ندارد من در نوشته ایشان نظر نداده ام که نظر ایشان را جویا شوم لازم است که همیشه به خودمان متذکر شویم که در بین خطوط برانیم و خطوط دیگران را حرمت نهیم. و انچه که گفته شد سخنی دوستانه بود ابتدا به خودم که ظرفیتها را بالا ببریم و فلمجلس جو گیر نشویم و دوره بیفتیم پی حاشیه ها و فرافکنی گر اینچنین بود من دیشب پای هر نظریه باید یک مثنوی میاوردم چون مخاطب من دیگر دوستان نبودند حرمتشان محفوظ. هر چند که الان دوستان چند اتیشه ما همان مصداق کاسه داغتر از اش میشوند و اکنون در تدارک یک حمله سهمگین و قریب الوقوع میباشند تا مقر ما را با خاک یکسان کنند ولی خب هر چه از دوست رسد نیکوست. دست همگی را میفشارم به رسم ارادت. تشکر که مرا تحمل نمودید. :H: :H: :gol: :gol: :gol: :SS: :SS:

  8. سلام بر نا شناس عزیز.

    (( حیتا رو اگه مثل یه خانواده در نظر بگیرید تازه واردان به حیتا مثل کودکانی اند که باید برای ادامه کارشان کمی صبر و حوصله کرد.شما هیچ وقت به فرزند کوچکتان آن تذکری را که به شخص ۳۰ ساله میدهید نخواهید داد. تصور کنید به بچه ۲ ساله ای که در حال نقاشی است و نقاشی بسیار نابهنجار خود را آورده و می گوید :
    بابا قشنگ کشیدم .
    شما هم در جواب هرگز نخواهید گفت : این نقاشی ات اصلا قشنگ نیست . خیلی هم زشته . یعنی چی هر روز پشت سر هم نقاشی میکشی . و……
    بلکه شما به نقاشی های پی در پی و نه چندان زیبای او انقدر تشویق ضمیمه میکنید که نهایتا به نقاشی تبدیل خواهد شد که در ماه یک نقاشی میکشد .آن هم زیبا.
    و این حکایت حیتاست))
    اما در مورد مطلبتان:
    ۱- نقدتان در چارچوب بود و از حد و حدود هم خارج نبود اما حکایت همان داستان بود.مطالبی هم که در خصوص در اصول کلی و تعریف آزادی نظر گفته شد در جواب شما نبود بلکه مکالمه ای بین تنی چند از اعضا دیگر بود از جمله بنده و محمد .
    ۲-اینکه طبیعت آدمیزاد است که از نقد خوشش نمیاید رو حتی اگه بتونیم بزور قبول کنیم باید تربیت رو هم به اون اضافه کنیم. چون گاهی آدم تمرین زیادی میکنه و خودش رو اینطور تربیت میکنه که از نقد خوشش بیاد چون اون رو در راستای پیشرفت خودش میدونه.والا باید من رو از جرگه آدمیزاد خارج کنید.
    ۳-اینکه فرمودید فقط کسی که مطلب گذاشته میتونه نظر شما رو نقد کنه رو نمیدونم بر مبنای چه اصلی میگید. در حیتا از اول تاسیس مبنا بر این بوده که همگی راجع به مطالب و نظرات دیگران نظر داده اند و این ظرفیت هم وجود داشته تا بحال.اما اگر شما تمایلی به دادن نظر در خصوص نظراتتان ندارید زین پس در ذیل نظرتان بگذارید (دوستان نظر ندهند که من دوست ندارم)
    ۴-بنده به شخصه دنبال حاشیه و فرفکنی نیستم اما اگر شما این نظرات دوستانه ما را از این دست بدانید نظر جدید حضرتعالی شاه حاشیه است.
    ۵- امیدوارم همانطور که آزادانه نظر میدهید و انتظار دارید ظرفیت دیگران هم زیاد باشد ظرفیت نقد پذیری خودتان را هم افزایش دهید .
    حیتا فرصت مناسبی است برای افزایش نقدپذیری ، پرورش استعدادهای شعری و داستانی ، توسعه و تحکیم دوستی ها ،و هزاران موضوع دیگر……
    خداقوت

  9. صلوات بفرست، اللهم صل علی محمد و آل محمد

    دومی رو بلندتر بفرست ، اللللهمممممم صلللللللل علللللللی محمممممممممممد وآآآآآآآآآآآآل محممممممممممممد

    لال از دنیا نری سومیش رو هم بفرست، اللهم صل علی محمد و آل محمد
    این صلوات در شأن این جمعیت انبوه نبود، بلندتر…
    (واین داستان همچنان ادامه دارد…) :YY:

    ——————————————
    راستش با توصیفات قبل منتظر ادامه متن قبلی بودیم که مثه اینکه برای این دفعه آماده نشده.
    خوب البته بعید میدونم هیچ جایی بگن یک کار خوبتو بگو تا همه کارهای بدت بخشیده بشه، ولی از اون جهت که یه داستان مثالی و هدفش خنجلوک گرفتن از مخاطبه باید بگم که از دید دیگه هم بخوای نگاه کنی به نظر من آدم قصه ما اگه تنها کار خوبش در دنیا همین بوده پس احیانا گناهان زیادی داشته در دنیا، و این به سرشتش برمیگرده ، و همین سرشت بد باعث شده که در آخرین فرصتی که خدا بهش داده باز هم خودش رو نشون بده. پس باز به همون نتیجه میرسیم که با یه کار خوب نمیشه انتظار پاک شدن همه گناهان رو داشت، این سرشت اون آدمه که کارش رو به دوزخ رسونده.

  10. علی نجفی علی نجفی گفت:

    نتیجه گیری اخلاقی:
    ۱- اگر به جهنم رفتید هیچ وقت به پیرتنکی(تا رعنکبوت)که یک فرشته میدهد دست شما اعتماد نکنید.
    ۲-اخه کدوم ادم عاقلی با یک پیرتنک میتونه از جهنم در بره که شما دومیش باشید
    ۳-اگر یک فرشته یک پیرتنک داد دست شما مطمئن باشید یا دوربین مخفیه یا تهش میخوان بندازنتون توی طبقات پایین تر جهنم تا برای بقیه درس عبرت بشین
    ۴-اگر احیانن از یک پیرتنک بالا رفتید و قصد در رفتن از جهنم رو دارشتید حتما دنباله پیرتنک رو با چاقو ببرید تا کس دیگه ای نتونه ازش اویزون بشه و براتون دردسر درست کنه
    ۵-سعی کنید در دنیا ادم خوبی باشید تا در اخرت به جهنم نرید و احتیاج به پیرتنک برای در رفتن نداشته باشید و برای خودتون و بقیه بساط درست نکنید.همیشه به یاد داشته باشید که پیشگیری بهتر از درمان است

  11. پاییزان گفت:

    منم در جواب خدمت ناشناس گرامی عرض کنم انتقاد خیلی خوبه و خیلی هم توی این سایت بوده که دوستان نسبت به نظرات هم یا مطالب دیگران انتقاد کرده اند پس ظرفیت پذیرش انتقاد بین همه دوستان وجود داره اما این نحوه انتقاد کردنه که مهمه مخصوصا برای افراد تازه وارد، به نظر من اگه یکم لحن انتقادهامون قشتگتر باشه همه ظرفیت شنیدنش رو دارن ولی وقتی از کلماتی مثل ذوق زدگی یا … استفاده میشه خوب معلومه مخاطب به جای اینکه از نقد برداشت مفید داشته باشه ممکن برداشتهای دیگه ای بکنه . امیدوارم که از نظرات دوستان ناراحت نشده باشید. :gol: :VV:

  12. سلام جناب راپید مطلبت واقعا زیبا بود ولی من با جناب ناشناس جنجالی موافقم چرا این فرد مورد غضب آقا بوده بهتر بود همین طور که گفتن از واژه شخص استفاده میشد :VV: :VV: :VV ولی از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است کلا مطالبت قشنگ وآدم رو به فکر وا میداره که این واقعا تحسین برانگیزه . :SS: :gol: :SS: :gol: :SS: :gol:
    منتظر مطالب بعدیت هستیم :soot:

  13. ناشناس جنجالی گفت:

    و اما در مورد مطلب جدید نقدی کلی بران وارد است که چرا این فرد پلید مورد قهر و غضب خداوند که هیچ شانسی برای رهایی نداشته باید مرد باشد و چرا از کلمه ی فرد یا شخص استفاده نشده و صد در صد ان فرشته ی جلوی درب دوزخ هم که خانم است خب معلومه که نقش ادم پلیده و سر تا پا تقصیر اقایون هستند و ان فرشته ی مهربون که فرصتهای سرنوشت ساز به ادم پلیده میکنه خانم ها هستند خب اینم که شد قسمت دوم همان اقا دزده و اقا گاوه و اقا خره و اقا پلیده در مقابل فرشته خانم وخورشید خانم ومهتاب خانم….. :OO: :OO: قابل توجه جناب وکیل الناشر دوست عزیزمان جناب منصف

  14. ناشناس گفت:

    مثل اینکه جناب ناشناس حسابی داغ کردن :GG: حقم دارن بنده خدا اون جوری که شما اون دفعه پریدین به بنده خدا منم بودم ناراحت میشدم :OL: اون دفعه هم گفتم هرکسی واسه خودش نظری داره , نظرشم واسه خودش محترمه.
    از متن بسیار قشنگ شما هم جناب راپید ممنون. خیلی قشنگ بود. :SS:

  15. نوه حجی مراد گفت:

    از اسمی که برای خودت گذاشتی حدس میزنم کدوم نوه حجی مراد باشی مطلبت معنی این ایه است که ( ان الحسنات یذهبن السیئات )