تفسیر و هو معکم اینما کنتم

بار دیگر ما به قصه امدیم                    ما از ان قصه برون خود کی شدیم         

گر به جهل آییم آن زندان اوست           ور به علم آییم ان ایوان اوست

ور به خواب اییم مستان وییم            ور به بیداری به دستان وییم 

ور بگیریم ابر پر زرق وییم                 ور بخندیم آن زمان برق وییم  

ور بخشم و جنگ عکس قهر اوست      ور به صلح و عذر عکس مهر اوست 

ما کییم اندر جهان پیچ پیچ                     چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ                                               

درباره نویسنده
از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

اوسو

دیدگاه‌های حیتانشینان

17 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. گفت:

    به به درخت گردو من اول یک خوش امد گوی به رسم حیتاییان بگم وای خاش امین هووووووووووو
    عجب مطلب گذاشتی برای اولین مطلب بد نبود :SS: :gol:

  2. زمستان گفت:

    یعنی ما و تمام حالاتمان جلوه ای است از جلوات حضرت باری.به قول خواجه:
    این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
    یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد

  3. آميتيس آميتيس گفت:

    منم ورودتو به حیتا تبریک میگم. مطلبت بد نبود.

  4. اوحده اوو گفت:

    اول از همه منم یک خوش امد گویی خدمت درخت جوز بگم. اولین مطلبت رو هزینه کردی وسنگین اومدی ها بابا با یک شعر مثل من یار مهربانم دانا وخوش زبانم شروع میکردی بعد میرفتی سراغ شعرای عرفانی . :YY: خسته نباشی زمستان تفسیر مطلب رو نوشت دیگه ما هم از همون ها که زمستان گفت .منتظر مطالب قشنگ بعدیت هستم :gol: :gol:

  5. اینا فک کنم همه آثار قبولیه
    هضم این شعر کار من یکی که نبود. هضمش انقدر سنگین بود که الان معده ام درد گرفته . نیاز به یک سید مشتی پیدا کردم.

    هضم خود مطلب یه طرف ف هضم عنوانش یه طرف دیگه.
    اقا من تسلیم. باید علمای قم همگی جهت راحت الحلقوم شدن مطلب دست بکار بشن.
    در هر حال هزینه سنگین نیاز به هضم سنگین هم داره

  6. سلام بر همه دوستان عزیز ممنون از اینکه شعر مولانا رو خوندید این شعر رو من از مثنوی معنوی مولانا انتخاب کردم چون برای من جالب بود فکر میکردم برای حیتا نشینان هم جالب باشه درست میگیدجناب منصف یک مقدار شعر سنگین بود سعی میکنم در اولین فرصت معنی دقیق و روان اون رو پیدا کنم خوشحالم از اینکه به جمع شما عزیزان پیوستم از شما جناب زمستان هم ممنون سعی میکنم مطالب بعدی جذاب تر باشه :U:

  7. یه اعرابی، چیزی میذاشتین برای این عنوان مطلبتون، من قبل از اینکه ورجیکم د ای حد داشتم سعی میکردم این جمله رودمعجنی رو تفسیر و تعبیر کنم، و به جاهای خوبی هم رسیده بودم، ببینین:

    تف سیر(مقابل گرسنه) و هوووووووو من کمی ، اینه ما کنت هستیم!
    احتمال هم دادم که بعضی کلمات رودمعجنی رو خوب نتونستین به نوشتاری تبدیل کنین!

    ما کییم اندر جهان پیچ پیچ چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ

    به قول بچه ها، سلطان غم ، مولانا!

    شعر قشنگی بود، کاش با یک تفسیر هم همراه میشد تا ما اندر کف معنا نمانیم!

    (البته چون نمیشناسمتون لازمه توضیح بدم که این نظر بیشتر شوخی هست تا جدی!)
    به حیتا خاش امین هووووووو

  8. سلام خدمت اقای مدیر تفسیر جالبی کردید ممنون از خوشامد گویی شما. بیشتر شعر های مولانا به یک تفسیر روان و و ساده احتیاج داره و خیلی کم شعر هایی که به راحتی قابل فهم باش سعی میکنم در دفعات بعدی معنی این شعر رو پیدا کنم :gol:

  9. ناشناس گفت:

    به به گردو جان پیشرفت کردی.اوحده او نظر نده کی نظر بده :SS:

  10. ناشناس گفت:

    خسته نباشی جالب بود و پرمعنا فقط جهت اطلاع فکر کنم بیت چهارم “وربگرییم”به جای “وربگیریم”صحیح تر به نظر می رسد

  11. پاییزان گفت:

    سلام علیکم خدمت درخت گردوی عزیز. راستش منم همون اول توی تیترش موندم و چون نمیتونستم معنیش کنم نمیرفتم بقیه اش رو بخونم ولی حالا که دوستان زحمت تفسیر همه قسمتهاش رو کشیدن و به قول معروف (معما چو حل گشت آسان شود) خوشم اومد و میگم خسته نباشی. فقط یادت رفت قضیه این درخت گردو رو بگی، :VV: .

  12. سلام خدمت جناب پاییزان و ناشناس که کاملا شناسایی شد جناب پاییزان قضیه درخت گردو رو که خانوادگی در اولین فرصت خدمت شما البته در حضور پدر میگم تا یک شکم سیر بخندیم :ZZ:

  13. نسیم گفت:

    اول خدمت درخت گردو عزیز سلام می کنم مطلب قشنگ بود برای اولین بارخیلی خوب بود امیدوارم دوباره شاهد چنین اشعار زیبایی از طرف شخص شماباشیم خسته نباشی :SS: :SS: :SS: :S:

  14. سلام به نسیم عزیز این از اشعار مثنوی معنوی مولانای ممنون از تو نسیم عزیز

  15. سلام به ناشناس عزیزشعر کاملا درست چون از روی کتاب خود مولانا نوشته شده ببخشید ولی اشتباه فکر کردید

  16. گردو خیله میومت با نظر باحالت.ولی خودمونیم بیا دیگه متن نذاریم تا خونو خونریزی تو حیتابه راه نیفتاده

  17. گفت:

    سلام بر راپید ودرخت گردو مطالب هردتا یتون جالب بود حالا قهر نکنید هنوز به خون و خونریزی نیفتاده پس باشین تا اساسی به خون ریزی بیفته :YY: . مزاح بود :soot: