حامد نجفی 4143 روز پیش
بازدید 84 ۸ دیدگاه

عکس

سلام به همه ی حیتائیون

چند وقتی بود که مطلبی ننوشته بودم حالا با چند تا عکس برگشتم.دو تا عکس اول مربوط به چند ماه پیشه اما دوتا عکس بعدی رو همین شنبه گرفتم

دو تا بزغاله که به نحو جالبی خوابیدن


یه عکس ماکرو از “کوخ کلخ”ها


“سر خر بار دره خر نمفهمه”

هووو الوچه بابا الوچه اهوووو…..

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. نوه دگه حجي مراد گفت:

    وای حامد خیله قشنگ بو. همش قشنگه . خیله . بری خادت یک پا عکاس ماهریی :SS: . هر کدوم یک قشنگیه دره .
    بزغاله ها چقدر ناز خوابیدن
    اون تیکه سر خر بار دره خر نمفهمه خیله جالب بود :ZZ: . یادش بخیر بچه که بودیم همیشه از این شعر استفاده می کردیم
    عکس الوچه ها هم جالبه احتمالا خوی اخیر کی خیله الوچه دره مال شمایه

  2. :SS: واقعا عالی بود.
    هر چهار تا عکس هم با کیفیت و هم سوژه های خوبی بود.
    مخصوصا عکس اول و دوم که عکس های هنری در اومدن.
    بخش عکس حیوانات رودمعجن هم صاحبش پیدا شد.

  3. ور الوچه نگا هوووووو
    واقعا شکار لحظه ها یعنی این!

  4. خیلی زیبا بود جناب نجفی. :SS: :SS: :SS:

  5. ای عکاس ، ای باقلوا، ای پاچه هایت را بده من بخورم، ای آلبالو…

    خداییش هیچ هنری مثل عکاسی نمیشه. عکسات زیبا بودن، البته نصفش مربوط به دوربین خوبیه که یکی برات خریده و نمیدونم کیه! :BB:

    عکس بزغاله ها شبیه این ناقص الخلقه هاس، چهار پا و یک سر!
    عکس ماکرو که خوراکه.
    سر خر بار دره خر نمفهمه هم فکر کنم وقتی استفاده میکردیم که مثلا تو یه جمعی روی سر یه نفر یه چیزی میذاشتیم که وزنش سبک باشه و نفهمه، بعد بدون اینکه بهش نیگا کنیم این شعر رو میخوندیم ! یادش بخیر…

    در عکس آخر هم اون الوچه هایی که در گوشه بالا به شدت محافظت میشه با انواع چُو چِکَل ل از مایه!

  6. زمستان گفت:

    هوووو چین عسکای وردیشتیی هوووو.چین مقبوله.هوو بچه ی حجی محمد دوربنتر از کجه واستوندیی چین عینه عکس ور مدره.
    احسنت ابن العمو.معرکه است.ای این عکس اولی رو دوست داره ادم بخوره بس که ناز خوابیدن این دوتا بزغاله.یاد حیاط بابا کلو افتادم و بزغاله ها.یادش بخیر.
    عکس ماکرو و کوخ کلخت هم بیسته.توپ.این سرخر بار دره خر نمفهمه هم عکسش قشنگه هم تیتری که برای عکس گذاشتی.
    و این الوچه ها هم که گمانم تشت تهروی پشت بزه ی جوادی باشه.
    دمت گرم ابن العمو هنر بروز دادی حسابی.راستی بنظرم دوربینت دکوفته ی مگا پیکسله کی چنی عکسای مقبول ورمدره

  7. محمود فتوحی گفت:

    حامد جان عکسهات روحی به عکاسی حیتا داده. من عاشق عکاسی ام و اگه سوژه عکس هنری رودمعجنی باشه ضعف میکنم.
    توی عکس اولت، روشنی و پاکی و آرامش محض موج می زنه.
    اما مثل این که در زمینۀ پشت سر بزغاله های خفته در آفتاب، یک سوژه «بیداری» پشت در بسته گرفتار است و دوربین از اون غافل شده و توی عکس شبح واری از اون اومده که اگه کامل می اومد کنتراست (تقابل) در عکس قویتر بود.
    آن وقت چنین تفسیر می شد: سوژۀ آزاد در آفتاب خواب است و سوژۀ بیدار، پشت در گرفتار !

    عکس «بلیجونای الوچه د بدوم زاری» چه حس تراژیک سنگینی به من داد.
    مرد باغدار از خشک شدن آلوچه خوشحال است و از درختهای خشک خسته میشود. اما در میان این دو خشکی او سبزی را درو می کند زندگی یک درام معمایی و پیچیده است.

    1. ممنون آقای دکتر
      تفسیر های فوق العادتون از این دو تا عکس کلا نگاه من رو بهشون عوض کرد مخصوصا عکس آلوچه ها که خودم هم اصلا به مرد باغدار دقت نکرده بودم و فقط اون رو به دلیل نشون دادن مقدار زیاد آلوچه های آفتاب شده گذاشته بودم ولی الان که از زاویه ی دید شما نگاه میکنم اصلا عکس رو یه جور دیگه میبینم
      باز هم ممنون موفق باشید