آخ اگر عقله دری برم بِرودمعجن یَره
ای خراب رفته کی اززندانِ هارون بدتره
…
کی درست کرده مشدر کی چنی دلگیرو بد
گیروم از درودیوارش بریزه زوّارُم یره
هی مگن اقا غریبه، بی کسه، باور منی؟
حال کی امیوم مشدازحالش خبردارم یره
درسته دورش شلوغه خیله خاطرخواه دره
جیغوداد زایراش پاک کرده بیماروم یره
…
گفتمک بروم مشد تیب مزنم شهری مروم
آخ کی ازهرچه تیپ ومیپ مو بیزاروم یره
خسته وکوفته مروم بس کی روزامو کار منم
شو نمی خوابم دگه تا صبح بیداروم یره
بس اجارا سنگین و گرونی بیداد مکنه
چی پریشونه ببین احوال وافکاروم یره
زنم کی از ده اَمَه بلد نبود یخچال چیه
حال مگه سایده میوم، هی مده آزارم یره
یک چادر رنگه دسرش دمپایی لکی به پاش
مگه کفشوم ست نیه بامانتو شلوارم یره
از صبح تا نماشوم توی بازار راه مره
فکر منه کارمندبانکم خیله پولدارم یره
یا مره موجای آبی روزهای زوج تفریح کنه
آخ کی از خرج کردنانش بد جور جونزارم یره
کاش نمه میوم مشد تا کی چنی منده نروم
دلم تنگه بخدا بری پدر و مارم یره
هنوزم دیر نرفته مو کی میوم برم به ده
تو میی بیا برم دوتا بلیط دارم یره
(با تشکر از همسرم که خیلی برای این شعرزحمت کشیده است)
:gol:
درود جالب و زيبا بود ممنون
بنام خدا
درود بر برادر بزرگوار جناب علي اكبر نيكو صفت و صد درود ديگر به خاطر اينكه زبان شيرين مادري را پاس داشتي هر چند كه گاهي اوقات با زبان قديم مشهدي مخلوط گرديده است. حيتا نشينان عزيز به خوبي ميدانند سرودن شعر به لهجه محلي يك مشكل است و نوشتن آن چندين مشكل به خصوص براي مخاطباني كه به زبان شيرين نياكان خود روي خوش نشان نمي دهند و حتي در داخل روستا هم حاضر نيستند به لهجه ي پدر و مادر خود صحبت كنند لذا شاعر هم مجبور است براي بيان احساسات خود و رضايت مخاطب تلفيقي از ربان روستايي و به قول معروف شهري را انتخاب كند. بنابراين چند بيتي به همين شيوه تقديم شما مي كنم. لازم به توضيح است تشكر حضرت عالي از همسر هم بسيار زيركانه بوده و همان نرمش قهرمانانه و مسابقه برد برد را در ذهن تداعي مي كند.!!!
ما همه ميثل تو ايم اي اكبر نيكو صفت
يك دل پر غصه و صد درد سر داروم يره
هي زنوم با مو مگه پردا و مبلار كو عوض
پندره پولدارومو و كاسب بازاروم يره
يا مگه فرشاي خنه لاكيه خاكي بخر
مو ازيي حرفاي او هر روزه بيماروم يره
هي لبار قرميز منه و رنگ موهاشر عوض
كي نگا ور مو منه و حالت زاروم يره
وقته پولداروم برايش ميثل گل هستوم عزيز
وقته بي پولي مثال بوته ي خاروم يره
او منه سالي دو بار كل لباساشر عوض
فيكر اير نمنه كه مو بي كت و شلواروم يره
وقته دعوا مزنه با لخ كوش محكم ور سروم
هم بسوزوم هم بسازوم چون كه ناچاروم يره
اي خدا كافر نبشه زن ذليل و سر به زير
همچو خر موندوم به گيل بي تنگ و اوساروم يره
اي سليمان كم بگو از چشم و همچشمي زن
او برايوم مونس و هم يار و غمخواروم يره
:SS: :SS: :SS: :gol: :gol: :gol: :gol:
با تشکر از جناب آقای استوار
برای زیباتر خواندن بیتها ومفهوم بودن آنها گاهی مجبور میشوم
از کلمات شهری استفاده کنم مثال در شعر قبلی بجای (اوسنی بر بتو)
از (داستنهای بر بتو)استفاده شده بود. باز هم از شما ممنون.
درود بر آقای نیکوصفت وهمسر فداکارشون
واقعا آب وهوای روستا چیزی دیگراست اما ما مجبوریم درجوار قبله ی هفتم امام رئوف این توفیق اجباری را داشته باشیم واز دود و دمِ مشهد مقدس استنشاق کنیم ،نامقی های شهرستانها اغلب یک خانه ی کوچک در نامق بنا میکنندتا هم دیارمان پایدار بماندوهم هر از چند گاهی از هوای پاکِ روستا بهره برند، امیدوارم شماهم زود بزود به رودمعجن سر بزنیدتا دود ودم مشهد زیاد آزرده خاطرتان نکند. شعر جالبیست چون بزبان وگویش محلی سرودن دشوار است.
موفق با شید ودرکنار خانواده محترم روزگارانتان سبز ونورباران باد
غزل روستا تقدیمتان
خوشاروستا وآن آبِ زلالش
خداوندا نگهدار از زوالش
به کاروزحمت ونیروی ِبازو
عزیزندمردمِ صاحب کمالش
قناعت پیشه ومهمان نوازند
زحق دارندطلب ،رزقِ حلالش
به نان خشک وآبِ سردِ چشمه
بوَد زیبـــــا نمودِ بی مثالش
جدااز دود ودم،دوراز ترافیک
رها از قسطِ بانک وقیل وقالش
نه فَست فودونه کیک ونه دلستِر
نه قسط خانه بهرِ ماه وسالش
خورشتِ قورمه،آبگوشت وقروتی
تنورِ داغ و رنگِ اشتــــعالش
نه رنج خطِ واحد یا که مترو
نه بیمِ کوی وبازار و ملالش
نه حرصِ بیت وبایت وپهنۀِ باند
به اینترنت ، زقطع واتصـالش
همه ازیکدگر پرسانِ احوال
نه کس تنهابه وقت اِعتِلالش
نه رنج وغُصه ی ُ آپارتمـانی
نه کیف قاپی به شهرواختلالش
زن ومردوجوان وپیر وکودک
ثنا گویِ خدایِ ذوالجلاش
5/9/92
چومحزونی زحافظ داشت الهام
نباشد تهمتی بر انتحالش
با تشکر از شما دوست عزیزوشعرزیبایتان
هر رود معجنی که در شهر سکونت دارد آرزویش آرامش و آب وهوای پاک می باشد
که در شهر جز آلودگی و سروصدا چیزی دیده نمی شود
من هم خیلی دوست دارم زود به زود به روستا برم. ولی نمیتوانم.
خسته نباشیدشاعران عزیز بقول عزیزی ترشی نخورین چیزی میشین.دست از سر زنهای بیچاره بردارید وبه سوژه های دیگر بپردازیدهم موفقترید وهم خواننده بیشتری دارید.خوشحالم علاوه بررودمعجنیها حیتانیز نامقیهای عزیز رانیز جلب کرده است
چو آن آقا سلیمانِ فدیهه
جوابت میدهم جانا ،بدیهه
سلام آقا نوید خان ِمرادی
که از بهرِ زنان در انتقادی
برای شاعران ترشی ثقیل است
بهر جا شاعری هست زن ذلیل است
چرا که شاعران در باور ِخویش
یکی هستند ،گُلم، باهمسرِخویش
شما گر نیز می ترسی زهمسر
یقین هستی هنرمند و هنرور
بدان هیچ شاعری در قیدِ پرهیز
نمی خواهدکه دردنیا شوَد، چیز
شما گویاچوشمشیر تیز هستی
که ترشی خورده ، اما، چیز هستی
و اما گر به حیتا رو نمودم
ویا با اهلِ دلها خو نمودم
دلیلش از قدیما نقشِ یادست
که از رود مجن وحاجی مرادست
زمانِ کودکی ،(اول سفر)بود
مرا تا قلبِ رودمعجن گذر بود
یکی دوستِ پدر کو خوش نهادست
علیهُ الرحمه آن حاجی مرادست
خدا رحمت کند پیرانِ مارا
نشانِ عزت وایمان ِما را
مرادی جان به قربانِ صفایت
نرنجی از بیانِ این حکایت
خدایار و نگهدارت ، مرادی
تمامِ لحه هایت غرقِ شادی
خداوند بهر ِ تکثیر ِ خلائق
بهَرموجود داده جفتِ لایق
ازیرا مرد وزن همتای عشقند
چو دل گیرند* زهم معنای عشقند
بدان ، محزونی از زن بد نگوید
بجز راهِ صفا ، راهی نپــوید
*-دل ستاندن وبهم دلدادگی نمودن
موفق باشی مهربان
@سید جواد محزونی نامقی
سلام بر محزونی عزیز سید بزرگوار.سید جان شعرهایت همگی زیبایند من که حال میکنم با اشعار زیبایتان.درود بر شما درود.
سلام و سپاس بنده نثار جناب قانعی گرانقدر
از اظهار لطفتان ممنونم.
چشمان زیبا بین جنابعالی نغز می بیند وسلوکِ اندیشه تان در جاریِ صدق وگستره یِ
محبت ،خردچینِ بی آلایشی هاست وبقول مرحوم ابتهاج:
زندگی زیباست ای زیباپسند
زنده اندیشان به زیبائی رسند
…….
از اینکه با بزرگوارانی چون شما در ادبستان مجاز گپ می زنم خرسندم .
با آرزوی بهترینها برایتان
@سید جواد محزونی نامقی
درود و صد درود سید جان .من خیلی مشتاق بودم که بیوگرافی شما را دانا باشمم و در شعر زیبایی که با متانت در پاسخ جناب محمد نوید مرادی در مورد مرحوم حجی مراد سروده بودید به خواسته ام رسیدم.باعث افتخار و خوش حالیست که از این طریق با اساتیدی چون شما و استاد سلیمان استوار عزیز همصحبت میشوم.سایه تان مستدام باد محزونی عزیز./heita.ir/wp-includes/images/smilies/53.gif
خیلی حال کردم دستتان درد نکند
در بهبوعه ایام که غم وافسردگی فراوان دیده میشود
جای شکرش باقیست که شماها شاعران سه روستا کنار هم گرد آمده و
گوشه ای از غمهای عزیزان را کاسته. :ZZ: :U:
از طرف تمامی همشهریان از شما تشکر می کنم.خدا خیرتان دهد. :gol: