شاید یکی از مهمترین اهداف راه اندازی مرحوم مغفور وبلاگ حیتاتلاش برای اینده رودمعجن و انجام کاری مفید فایده بود. حالا با پیشرفت روزگار وبلاگ تبدیل به سایت شد و با این پیشرفت از اهداف خودشم کمی فاصله گرفت.
حیتا که یک مکان عمومی بود تبدیل شد به پارتی مجازی دوستان که در بیرون فضای مجازی همدیگر رو نمیدیدند یا کمتر میدیدند و اینجا…
اینجا به عنوان یک مکان عمومی تبدیل شده بود به محل تبریکات فامیلی از همه نوعش ،مدرک و کودک و….(این نظر شخصی من نیست و خیلی از دوستان که از حیتا استفاده میکنند معتقد به این نظراند)
البته واقعا منصف بودیم و در فضای مجازی نیز از سنت عزیز شدن افراد بعد از فوتشان فراموش نکردیم و در این باب کسی را از قلم نیانداختیم یادی از کلیه اموات کردیم و شاید یکی از نکات مثبت حیتا بود البته چه خوب است که افراد که در قید حیات هستند نیز….
اندر حکایت عمومی نبودن حیتا همین بس که زمانی که از گروهی یک کار مناسبتی در رودمعجن برای عموم مردم انجام میدهند تشکر میکنی دوستان نظرات جالبی در مخالفت با ذکر نام این افراد میاورند و عدم نیاز به درج مطلب در این مورد را مدنظر دارند،البته شاید اینکار(تقدیری در سایت حیتا از برگزارکنندگان مراسمات عمومی در رودمعجن ) اگر از طرف اعضا شورای مرکزی صورت میگرفت بسیار بهتر بود در حالی که دوستان اصلا اعتقادی به این کار نداشتند.
اما حرف اصلی جناب اقای مدرسی و همشهریان عزیز
رودمعجن به مانند اکثر روستاهای کشور دچار رخوتی شده است که علل فراوانی دارد یکی از این موارد که میشود در اینجا به ان پرداخت و به بحث گذاشت عدم توجه افراد تحصیل کرده رودمعجنی و صاحبان مشاغل به محل زادگاه خویش است.
زمانی که داستان مینی بوس علی اکبر نجفی را میخواندم فکر اینکه سرنوشت دانش اموزانی که این مینی بوس وسیله رفت وامدشان بود مرا به خود مشغول کرده بود و دل مشغولیم زمانی بیشتر میشد که ایا ان دانش اموزانی که حالا به لطف خدا مدیر و مسوول همه شده اند برای جوان امروز رودمعجن فکری کرده اند یا در گرفتاری بیشمار روزمره فراموش کرده اند که خود زمانی چه بوده اند و چگونه میزیسته اند؟؟؟؟؟؟
کشاورزی و دامداری دو رشته ای دارای پتانسیل جهت کار افرینی در رودمعجن باشند که با وجود فعالیت مکانی به نام باشگاه کشاورزان جوان شاید بتوان کارهای مثبتی در این زمینه انجام داد.
جا دارد که از کلیه دوستان و همشهریان گرامی بخوام که از فضای حیتا جهت به اشتراک و بحث گذاشتن نظرات و سلایق خود در زمینه اینده رودمعجن استفاده کرده و در این زمینه به بحث و تبادل نظر بپردازند.گذاشتن عکس واسناد قدیمی و تاریخی کار به جا و شایسته ای است اما باید به فکر اینده نیز بود و در خود باید این را دید که چندی دیگر ما نیز به گذشتگان میپیوندیم و ایندگان نیز سندهای ما را بررسی خواهند کرد….


بنام خدا/سلام. درود بر جناب احمد پايدار اميدوارم همچون فاميل زيبايتان هميشه سر زنده و پايدار باشيد. دلنوشته شما قطعا بر دلها مينشيند. به حضور شما برادر بزرگوار خودم عرض كنم. نقل ميكنند از يك ژاپني سئوال ميكنند: با توجه به اينكه از نظر مواد اوليه در حداقل و از نظر بلاياي طبيعي ( زلزله و سونامي و….) با مشكلات زيادي مواجه هستيد علت پيشرفت شما در چيست ؟ جواب آن ژاپني براي همه ما ميتواند راهگشاي خوبي باشد. ميگويد: اعتقاد ما ژاپني ها بر اين است هر آنچه به دست انسانها ساخته شده ميتواند بهتر از آن هم ساخته شود. حال جناب پايدار عزيز اين موضوع را با آنچه ما ايرانيها عمل ميكنيم مقايسه كنيد. براي نمونه پيكان مدل 46 ما با آخرين مدل آن 83 خدا وكيلي چقدر تفاوت دارد و يا در زمينه كشاورزي چه تحولي در كل ايران بوجود آمده چه برسد به رودمعجن و الا با توجه به نعمت آب فراواني كه در رودمجن موجود ميباشد ده ها برابر بيشتر از عايدات حال ميتوان در آمد كسب كرد به شرطي كه آستينها را بالا زد و تلاش نمود و به كشاورزان فهماند كه به غير از آلوچه و سپيدار محصول ديگري هم در جهان وجود دارد. در هر حال به خاطر افكار بلندتان بر شما درود ميفرستم و آرزوي موفقيت دارم :SS: :gol:
سلام بر همسایه دیرین جناب استوار گرامی
من نیز اروزهای به استواری فامیل زیبایتان برایتان دارم
هر وقت که بحث کشاورزی رودمعجن رو شاهد بودم مهمترین انتقادی که به ان داشتم همین نظر شما یعنی یکنواختی ان در ادوار مختلف میباشد.مثلا اگر از مسن ترین شخص در رودمعجن روش کاشت گندم را بپرسید قطعا جوابش با روشی که جوانان امروزی به کار میبرند یکی است.یعنی این همه پیشرفت هیچ تغییری را در روش های سنتی رودمعجن باعث نشده است
نظرات دیگری نیز دارم که علاقمندم با سایر دوستان به بحث بگذارم امیدوارم که بتونیم حداقل به نتیجه مثبتی برسیم
باسلام خدمت اقاي دكتر پايدار عزيز كه بحق ازتحصيلكردگان واميدهاي اينده بخش كشاورزي مي باشيد ،ضمن احترام به نظر تخصصي حضرتعالي قبول بفرمائيد كه طرح وبرسي مشكلات روستا كه عمدتا بحثهاي خشك وتخصصي اشتغال وكشاورزي مي باشد شايد مورد پسند همه دوستداران ومراجعه كنندگان سايت حيتا نباشد، همانطور كه ملاحضه مي فرمائيد فرضا در مطلب اقاي مدرسي 3نفر نظر دادند. و شايد دست اندر كاران سايت هم گناهي نداشته باشند چون افرادي كه به اين فضاي مجازي مراچعه دارند با سلايق ، تحصيلات وعلاقمنديهاي متفاوتي باشند ومطالب مورد نظر خود را با توجه به علاقه خودواستقبال بازديدكنندگان ، جهت منعكس نمودن در اختيار اين عزيزان قرار دهند .اميد است، تحصيلكردگان وعلاقمندان بخش كشاورزي هم مطالب بيشتري را ارسال تا اين بخش كه از دغدغه هاي همه فرزندان اين اب وخاك ومسئولين كشور وسياستگذاران بخش كشاورزي مي باشد بيشتر از پيش طرح و مورد برسي قرار گيرد
درود بر دوست عزیزم احمد پایدار. مدت ها کم پیدا بودی و خوشحالم دوباره مطلب ثبت کردی .
در خصوص مطلب ، نظرات زیادی وجود دارد ولی به بخشی از آنها می پردازیم . یکی از زیبایی های حیتا همین مباحثات موجود در نظرات است که تمرینی برای تاکید بر اشتراکات در عین اختلاف نظر زیاد است و این واقعا زیباست .
اصل ) تعدادی کمتر از انگشتان دو دست دور هم جمع شده و وبلاگی راه اندازی کردند . این عده فامیل نزدیک هم بودند و به مرور با تبلیغات زبانی روز به روز گسترش یافتند تا جاییکه درادامه مسیر کم کم به دلیل عدم وجود رقیب و معارض و امکان عضویت و فعالیت عمومی در آن ، وبلاگ حیتا تبدیل به سایت اصلی رودمعجن شد و در این شرایط در 2 سال 2 مجمع عمومی و 2 انتخابات برگذار شد تا تصمیمات توسط اکثریت گرفته شود و با انتخاب چند نفر با عنوان شورا در طول سال با مشکل تصمیم گیری مواجه نشود.اهداف موسسین و اهداف اعضای قبلی و فعلی و سایرین در خصوص حیتا متفاوت و متغیر بوده است ولی در حال حاضر باید به اهداف مندرج در سایت استناد کرد . البته در کنار همه اهداف و ایده آل هایی که در ذهن هر عضو بوده است حیتا را باید با واقعیت خودش نیز نگاه کرد .
اصل بالا هویت کلی حیتاست که در ذهن وجود دارد . حال با توجه به این اصل به بخش هایی از نوشته شما انتقاداتی وارد میکنم و در خصوص بخش هایی ابهاماتی دارم :
1- (حیتا یک مکان عمومی بود حال تبدیل شده به پارتی مجازی دوستان )
به نظر بنده با توجه به همان اصلی که بیان کردم دقیقا برعکس گفته شما رو تایید میکنم چون حیتا یک مکان عمومی نبود بلکه کاملا یک مکان خصوصی بود که به مرور تبدیل به یک مکان عمومی شد . مثالی که در این خصوص می توان زد این اسن که یک پارک عمومی را در نظر بگیرید : یکی از همسایه ها ده تن از اطرافیان خود را به پارک آورده و یکی به تنهایی به پارک رفته است . شخص تنها می تواند ادعا کند پارک عمومی نبوده و خصوصی است ؟ به نظر من خیر چون شخص تنها در جذب نزدیکانش به پارک موفق عمل نکرده است و بجای تاکید بر اشتراکات همسایگی و استفاده از اشتراکات در پارک مرتبا تاکید کرده که پارک خصوصی شده است .
2- (حیتا به عنوان یک مکان عمومی تبدیل شده بود به محل تبریکات فامیلی از همه نوعش ، مدرک و کودک )
ضمن یادآوری اینکه استارت مطالب جهت تبریکات در وبلاگ حیتا یکی برای مدرک خود شما و دیگری جهت ازدواج یکی از رودمعجنیها توسط خود شما آن هم در تاریخ های 24و27خرداد و 6تیر 1389 شروع شد باید عرض کنم حتی در یک روزنامه عمومی به گستردگی کل کشور هم شما تبریکات شخصی را ملاحظه میکنید ( پسری که معدلش در کلاس سوم ابتدایی 20 شده و خانواده جهت تشویق در روزنامه عمومی وی را تبریک باران میکنند ) و به نظرمن تبریکات از هر نوع برای پیشرفت در هر زمینه ای مناسب است و ایرادی بر آن وارد نیست . حال اینکه عده ای از رودمعجنیها به فامیل خود جهت ازدواج ، درس ، تولد و…. بیشتر تبریک می گویند و عده ای اصلا این کار را نمیکنند نشان از این است که سایت خصوصی شده است ؟
3- ( اندر حکایت عمومی نبودن حیتا همین بس که اگر برای کارهای مناسبتی تشکر کنی دوستان نظرات جالب می گذارند وشورا هم با این کار مخالف است …)
من واقعا از این گفته های شما متعجبم. کجای این کار نشان از عمومی نبودن حیتا دارد ؟ شما یک مطلب گذاشتید جهت تشکر از کسانی که برای امام حسین(ع) کار کردند و از کسانی اسم بردید و از خیلی ها هم اسم نبردید . عده ای هم نظر چه در مخالفت یا موافقت دادند. یعنی حتما باید نظر موافق به مطالب شما ابراز شود ؟ یعنی اگر شما به تنهایی مطلبی گذاشتید و دیگران مخالف آن بودند نتیجه گیری عمومی نبودن سایت برداشت می شود ؟ پس یعنی معیار عمومی بودن یا نبودن موافقت با شماست ؟
شورا کاملا مخالف درج مطلبی برای اسم بردن از کسانی بود که برای امام حسین ( ع) خدمت کردند . این فعالیت معنوی بود و به نیت افراد بستگی داشت و رابطه ای بود بین خود شخص و نیتی که برای وی کار می کرد ) با وجود این شورا با رعایت نهایت دموکراسی این مطلب را منتشر و نظر در خصوص آنرا به دیگران واگذار کرد . وقتی با وجود همه این مسائل باز اینطور اظهار نظر می فرمایید کمی مایه تعجب است .
4- ( اما حرف اصلی جناب آقای مدرسی و همشهریان عزیز ….)
من کمی دچار ابهام شدم . اینجای مطلب شما قصد دارید آقای مدرسی را خطاب دهید یا اینکه این حرف ها را به عنوان حرف اصلی ایشان می زنید ؟ حکمت وجود اسم این عزیز در وسط نوشته کمی مبهم است ؟
نظر طولانی شد لذا به همی اکتفا کنم .
به نظرم به حیتا غیر واقعی نگاه نکنیم . در حال حاضر حیتا واقعا فضای بسیار مناسبی دارد جهت:
الف) بروز استعداد ها ( اعم از داستان ، شعر ، عکس )
ب) اطلاع از وقایع اتفاقیه
ج) نوعی صله رحم و شناخت و ارتباط بیشتر و مقدمه ای برای ادامه ارتباط خارج از حیتا
د) به اشتراک گذاشتن عکس و اسناد قدیمی و اطلاع از وجود چنین اسنادی
ه) بیان دغدغه های مختلف در خصوص روستا و در صورت امکان ارائه نظرات پیشنهادی و بحث و نظر در این خصوص
و) بحث و تبادل نظر و آموختن تحمل نظرات مخالف
ز)……..
در کنار این اهداف، اهداف دیگری نیز در سر اعضا وجود دارد که هنوز امکان تحقق آن فراهم نشده است که باید ان شاء الله به یاری و در کنار هم در چارچوب سایت جهت تحقق آنها تلاش کنیم .
باز هم تشکر که با ثبت مطلب شما زمینه تبادل نظر در خصوص حیتا ایجاد شد . خدا قوت. :gol:
سلامی گرم خدمت دوست عزیزم جناب احمد خان پایدار(دامه شوکه العالی).کم سعادتی ماست که شما را کم زیارت میکنیم.ان شا الله که خداوند بر درجات ما بیفزاید که سعادت شما بیشتر از این حرفها دست دهد.ان شا الله.
اما بعد.در مورد مطلب که مجتبی(حفظهم الله) مفصل نظر داده و ته دیگ رو هم بالا اورده و جای چندانی برای نظر دادن برای مابقی نگذاشته اما جهت به جای اوردن فریضه ی نیکوی نظر دادن ،چه انکه در خبر هم هست که «احب الاعمال جعل النظر»، من هم چند خطی مینویسم البته از زاویه ای تا حدی متفاوت.هرچند همین جا میگویم با قسمت اعظم انچه که مجتبی گفت موافقم وهمچنین جناب اقای نیکو عقیده هم نکته ی مهمی رو اشاره کردند.
اما بعدتر.
1- جناب احمد خان دوست عزیز:
2- فرض میگیریم که تمام حرفهای شما درست و به جاست.دقت کنید که فرض میگیرم.یعنی اینکه یک عده ای امورات سایت را به دست گرفته اند (به هر طریقی) و آن را از اهداف اصلی خودش که«تلاش برای آینده رودمعجن و کاری مفید فایده بود» دور کرده و تبدیل به محیطی نمود ه اند شبیه«پارتی مجازی» و مکانی برای«تبریکات فامیلی از همه نوعش،مدرک و کودک و..».جناب احمد آقای عزیز شما بعنوان یک عضو فعال حیتا و عضو شواری مرکزی و بعنوان کسی که جزء اولین نفراتی بودید که دست اندر کار راه اندازی«وبلاگ مرحوم حیتا» بودید الحق و الانصاف چقدر برای پر بار شدن سایت زحمت کشیدید تا امروز؟چقدر مطلب گذاشتید؟چقدر مطلب در راستای همان اهداف متعالی سایت که خودتان اعلام فرمودید منتشر کردید؟(بد نیست به مطالبی که خودتان در زمانی که هنوز حیتا به «پارتی مجازی دوستان» تبدیل نشده بود نگاهی بیندازید).چقدر راجع به مطالبی که دوستان گذاشتند توجه کردید و نظر دادید؟به هر حال همه ی مطالب که« تبریکات فامیلی و مدرک و کودک که نبود» تک و توک مطلب قابل خواندن و نظر دادنی هم داخلش پیدا میشد که ادم قلم رنجه فرماید و دو خط نظری افاضه نماید.مگر اینکه عقیده داشته باشید که سر تا ته مطالب مزخرفات بوده و غیر قابل نظر دادن که آن امر علی حده ایست.
2-جناب احمد خان دوست بزرگوار:
به نظرتان یک سایت از چه راهی میتواند به اهدافش برسد.به جز از طریق انتشار مطالب و نقد وبررسی(نظر دادن) آنها توسط اعضا یا ادمهایی که مطلب را میخوانند؟سایت کارکردش همین است قرار نیست کار خارق العاده ای محیر العقولی انجام دهد.یک سایت تراکتور نیست که بلند شود و برود زمینهای رودمعجن را شخم بزند ،کار کردش همین است.انتشار مطلب.پس برای این که یک سایت بتواند بهتر عمل کند باید تعداد اعضایش افزایش یابند.هرچه تعداد کاربران فعال بیشتر باشند،تضارب ارا بیشتر،تعداد نظرات بیشتر و افکاری که مطرح میشود قطعا متنوع تر خواهد بود. اگر این امر را قبول فرمایید پس چرا به افرادی که توانسته اند نزدیکان و خویشان خود را جذب سایت کنند و آنان را تبدیل به کاربران فعال حیتا نمایند ایراد میگیرد؟
جناب احمد خان شما خودتان با وجود اینکه عضو شوارای مرکزی بودید سه ماه به سه ماه سری هم به سایت نمیزدید .یک نظرکی هم افاضه نمی فرمودید که لا اقل دل ادم به این خوش باشد که هستید.حتی در جلسه ی سال پیش مجمع عمومی هم افتخار زیارتتان را به دوستان ندادید بعد آن وقت میفرمایید فضای حیتا شده است«پارتی دوستانه»و محل«تبریکات فامیلی و مدرک و کود ک و..».قبول کنید که منصفانه قضاوت نکرده اید.لا اقل شما نباید اینجور غیر منصفانه قضاوت کنید.شما که همه جوره دستتان باز بود برای فعالیت و اگر فعالیت نکردید فقط کوتاهی و قصور خودتان بود و بس!
3-جناب احمد خان دوست گرامی:
یعنی همه ی اهداف حیتا همانی بود که شما فرمودید؟یعنی حیتا مکانی برای دور هم جمع شدن همولایتی ها برای باخبر شدن از حال و روز هم نیست؟ یعنی اگر گاهی هم برای این آدمهایی که توی این فضای مجازی دور هم جمع میشوند اتفاق میمونی افتاد یا حادثه ی ناگواری، به نظرتان عیبی دارد که این آدمها از حال روز هم مطلع شوند؟از خوشی ها و غم های هم با خبر شوند؟ در این دنیا و با این مشغله ها که ادمها سال تا سال از حال هم بی خبرند چه عیبی بر این امر مترتب است که همولایتی ها از حال روز خوش ها و غم های هم مطلع شوند؟
4- جناب احمد خان دوست جانی:
در مورد آن مطلبی که برای عاشورا و تشکر از دوستان گذاشته بودید(که به نظر من امر پسندیده ای بود) که خود همان دوستانی که از ایشان تشکر نموده بودید با اس ام اس اطلاع دادند که نمیخواهند از آنها تشکر شود(به هر دلیلی که شاید برای جلوگیری از ریا شدن بوده!!!) و این جور صحبتها و اکثر آن نظرهای مخالف را خود همان دوستان گذاشته بودند.این قضیه ی خیلی مهمی نبود و لی چون به آن اشاره کرده بودید گفتم.
5-جناب احمد خان دوست قدیمی:
همه میدانند حیتا پر از اشکال است و ایراد ولی اگر کمی انصاف به خرج بدهیم حیتا ی دوسال پیش با حیتا ی امروز فرق های زیادی دارد.حیتا دارد کم کم اشکالاتش را بر طرف میکند-توجه داشته باشید که میگوییم کم کم-و از خیلی از اشکالاتی که آن اوایل درگیرش بود فی الحال خلاصی یافته.حیتا دارد کم کم مسیرش را پیدا میکند.نقص هایش قابل کتمان نیست ولی اینکه بیرون گود بنشینیم و فقط نقد کنیم و غر بزنیم دردی را درمان نمیکند.اگر واقعا دلمان برای حیتا میتپد و دوست داریم سایت پرباری باشد جز مشارکت فعال چاره ای نداریم.همه ی ما باید به قدر وسعمان تلاش کنیم.حیتا ملک طلق هیچ کس نیست درست مثل چشمه ی حیتا که چشمه ی هیچ کس نبود.گمانم همه مان به این باور داریم.
از اینکه اینقدر طولانی و شاید بی محابا نظر دادم عذرخواهم.خودتان میدانید که اگر مطلبتان و خودتان برای مهم نبودید اینقدر طولانی نظر نمیدادم .خودتان بهتر از من میدانید که ما دوست قدیمی هستیم و اطمینان دارم نظر من را نه مغرضانه که دوستانه و خیر خواهانه میدانید ان شا الله.
با سلام خدمت جناب آقای پایدار.نمیدونم منظورتون از به کار بردن واژه مرحوم مغفور برای سایت حیتا چیه؟با توجه به اینکه اعضای حیتا روز به روز در حال زیاد شدن هستند و تقریبا آمار ثبت مطالب هم نشان از فعالیت پیوسته حیتا داره فکر میکنم کمی اجحاف کردید.با نظرات آقایان عبداللهی و نجفی هم موافقم شاید حیتا به همه اهدافش نرسیده باشه اما داشته های خوبی داره وامیدوارم در آینده بهتر هم بشه.
وای چه خبره اینجا!کل کل نظر دادنه؟ منم بازی :VV: در مورد مطلب اصلی که به اندازه ی کافی نظر دادین خب علی و مجتبی بیاین بیرون دستاتون رو بگیرین زود!نه بیخیال بچگی کردین ایندفعه رو برین بشینین :VV: من نظر آقای نیکوعقیده رو پسندیدم یک نظر مخالف مختصرو دوستانه که دلسوزی صاحب متن رو که گیریم بغض کرده رو درک میکنه . دادگاه و پایان نامه و..نیس که برا ثابت کردن نظرمون انقد الف و ب و جیم بزنیم و همه چیز رو بگیم حتی تعداد دفعات مشاهده ی آقای پایدار رو در سایت !بد بد بد
موفق باشیم :YY:
جناب ناشناس عزیز فکر نمیکنم بحث کل کل باشه، جناب آقای پایدار یه مطلب گذاشتن که حالا نشان دهنده ناراحتی ایشان از وضع فعلی سایته که کار به درست بودن یا نادرست بودنش ندارم و بقیه دوستان هم نظر مخالف و موافق خودشون رو ابراز کردن پس بحث کل کل و مرافعه نیست! اما من با قسمتهای اول مطلب جناب آقای پایدار موافق نیستم چون خواه ناخواه وقتی دوستان در این فضای مجازی دور هم جمع میشن یه گپ و گفتگویی هم انجام میدن یه خوش و بشی هم میکنن ، تبریکی لازم باشه میدن و همچنین تسلیت ، و فکر میکنم اگه اینجوری نباشه فضا خیلی خشک و بیروح میشه واقعا بی انصافیه که فکر کنیم این اتفاقات کارهای بیهوده و بی ارزشیه وقتی که دوستان عزیزی مثل آقا مجتبی یا علی آقا و …ی شورای مرکزی با وجود این همه مشغله کاری و زندگی باز برای همه نوع مطلب از سطح پایینترین اونا گرفته تا بالاترینشون نظر میذارن و برای همه ارزش قایلن.نباید توقع داشته باشین که این سایت فقط مخصوص برآورده شدن مشکلات باشه و در سطحی که دوست دارین عمل کنه اینطوری عده زیادی زده شده و کناره گیری میکنن. اما در خصوص قسمت اخر گفته ها تون موافقم که کار برای آینده رودمعجن و صحبت از آینده خیلی مهمتره از گذشته چون به هر حال گذشته فقط یادآوری میشه ولی آینده هست که هنوز پیش روی ماست و باید به فکر اون بود( که در این مورد بیشتر از تحصیلکردگان و بزرگان انتظار میره)اما این رو هم نباید فراموش کرد که یاد گذشتگان و بزرگان روستاست که امید به آبادانی یادگارشون یعنی روستای رودمعجن رو تو دلها زنده میکنه وباعث قوت قلب میشه. به امید هر چه پربارتر شدن حیتای عزیز :gol:
سلام بر فاميل گرامي جناب احمد آقا
اولين نقد بر مطلب شما اينه كه حيتا فاميلي نشده بلكه متاسفانه يا خوشبختانه همه يا اكثريت اهالي رودمعجن با هم فاميلن.حتي آنهايي كه به ظاهر غريبه اند اگر شجره شان را جستجو كنيم حتما يك رابطه خويشاوندي بينشان پيدا خواهد شد. يا فاميل نسبي و يا سببي. مثل من و شما كه هم فاميل نسبي هستيم و هم سببي. هم از طرف مادر و هم از طرف پدر
و اما در مورد مطلب اول دوستان به اندازه كافي حق مطلب را ادا كردند. من با نظر آنها موافقم. بنظرم در اين خصوص خيلي بي انصافي كرده ايد.
و اما در باب مطلب دوم من هم با شما موافقم. ولي آيا اين ضرب المثل را هم قبول داريد كه “يك سوزن به خودت بزن، يك جوالدوز به ديگران” شما خودتان به عنوان يك فرد تحصيلكرده كه حتي تحصيلاتش هم بدرد روستاييان ميخورد، چه فعاليتي براي روستايمان كرده ايد. البته شايد هم انجام داده ايد كه دراينصورت بايد اطلاع رساني مي كرديد و بنظرم اين سايت بهترين راه براي بازتاب فعاليتهاو عملكردها است.
من اين حس ناسيوناليستي شما را تحسين ميكنم . همه ما اين احساس دلسوزي را داريم. ولي بايد در عمل نشان دهيم. و بنظرم اين سايت اولين گام براي شروع است. حتي اگر بصورت ثبت يك نوشته كوتاه در خصوص روشهاي نگهداري دام و طيور باشد.
خداقوت نوه عمو
بنام خدا/ محمد رسول الله والذين معه اشداو علي الكفار رحمابينهم( سوره فتح آيه 29) هر چند از اختلاف موجود و ريشه هاي آن بي اطلاعم اما از وضع موجود ناراحتم. برگ سبزي تقديم به دوستان حيتا نشين : نميدانم چرا بايد بجنگيم.؟ بيا با هم رفيق و يار باشيم.//ندارد دار اين دنيا بقايي // بيا بر عيبها ستار باشيم.// براي يكدگر دلسوز و غمخوار // بيا تا محرم اسرار باشيم// جدايي كار شيطان باشد اي دوست // كنار هم چرا چون مار باشيم؟ بيا تا متحد گرديم و همدل// دواي درد هر بيمار باشيم// تمام زندگي بيش از دمي نيست// نخوابيم و دمي بيدار باشيم// اگر هم اختلافي گشته موجود // چرا در حال جيغ و جار باشيم؟// كنار هم نشينيم دوستانه// شويم نيم و چرا خروار باشيم؟// بيا در باغ حيتا گل بكاريم// چرا اين باغ را انكار باشيم؟// كنار هم شويم نازكتر از گل// براي دشمنان چون خار باشيم// براي مومنين دلسوز و غمخوار// اشدا و علي الكفار باشيم// سليمان خاك پاي دوستان است// و ما از دشمني بيزار باشيم :gol: :gol: :gol: :gol: :gol:
جناب سلیمان هیچ جنگی وجود ندارد . مباحثه و تبادل نظر بسیار بسیار ارزشمند است و به روشن شدن بسیاری از مطالب مبهم میگردد. اگر جناب پایدار برای دوستان اهمیت نداشت هیچ گاه به مطلب ایشان توجه نمیکردند و برای نظر دادن وقت نمیگذاشتند .ایشان جزء پایه های حیتا هستند مثل بسیاری دیگر از اعضا و همین باعث شده خیلی از دوستان به مطلب ایشان اهمیت داده و در این خصوص به تبادل نظر با ایشان و سایرین بپردازند . به امید افزایش تحمل دوستان و حرفه ای شدن تبادل نظر .
خدمت دستان عرض شود که باور کنید که نه دعوایی هست و نه جنگی.فقط تبادل نظر هست و تضارب ارا.کسی با کسی دعوایی نداره(اینو رو نمیدونم چرا باد همیشه تکرارکرد).واقعا با این حرف مجتبی موافقم که اگر احمد پایدار برای ما مهم نبود اصلا وقت خودمون رو اینقدر برای نظر دادن برای مطلبش هدر نمیدادیم.اتفاقا من خودم دو سه شب پیش خود برادر احمد رو توی مسجد دیدم و و به شوخی اعلام هم کردم که توی حیتا با نظراتمون «زوله اش» کردیم.احتمالا هنوز دسترسی به نت نداشته وگرنه اون هم متقابلا ما رو«زوله» خواهد کرد :VV:ما به همان منوال سابق دوست و رفیق دیرینیم اگرچه با هم اختلاف نظر داشته باشیم در بعضی موارد.حیتا برای عمیق تر شدن این دوستی هاست نه برای ایجاد نقار و کدورت بین ما.دوستان اشتباه نکند حیتا دادگاه نیست برای محاکمه ی کسی یا کسانی و اصلا کسی هم قصد محاکمه نداره ولی الزاما هم در همه ی موراد نباید با هم موافق باشیم وبه به و چه چه بکینم بای از همدیگر انتقاد بکینم تا عیبهامون رفع بشه.اتفاقا خوبی مطلب احمد این بود که ما رو کمی به خودمون اورد.
این توضیح رودادم که برای برخی دوستان این شبهه پیش نیاد که جنگ و جدلی اینجا رخ داده.اینجا فقط بحث و نظر هست و بس.
سلام به شما. من فقط یه حرف دارم اونم اینکه حیتا به هیچ عنوان فامیلی نیست بلکه سایتی است که تمام همشهریان رو بهم معرفی میکنه .من به شخصه ار اینکه تو این سایت با کسانی هم صحبت میشم که حتی با وجود همشهری بودن اسمشون به گوشم نخورده و باهاشون آشنا میشم از صمیم قلبم خوشحالم .وهمیشه از این بابت ناراحت بودم که چرا من هیجکدوم از رودمعجنیهای عزیز رو نمیشناسم. ولی تو این سایت تقریبا از هر فامیل رودمعجنی یکی حضور داره واین باعث نزدیکی جامعه رودمعجن و حتی بچه های نسل سوم وچهارم میشه. پس همه فامیل نیستن؟؟؟؟؟
جناب مهندس نیکوعقیده
با سلام واحترام
بنده باتوجه به اینکه رشته تخصصی خودم بود در این زمینه نظر دادم و اعتقاد دارم که شاید پتانسیل های دیگری در سایر بخش های مثل معدن نیز در رودمعجن وجود داشته باشد که بتوان به ان پرداخت.
باتوجه به اشراف حضرت عالی بر پروسه های اداری بخش کشاورزی و شناخت و تجربه بیشتر از رودمعجن واقلیم ان و مهمتر از همه شرایط فرهنگی روستا خوشحال میشوم که پیشنهاداتان را در مورد بخش کشاورزی و دامپروری روستا به انتشار در اورید چه در سایت یا در گاهنامه جار.
همکاری با شما در این زمینه مایه افتخار حقیر است.
منصف عزیز
ما هدفی ندیدم جز ویرایش و اصلاح متون(البته نیاز است) ولی تشکیل گروه و کار تخصصی و هدفدار یک کار نشدنی است اینجا. پارسال به ما این ایراد وارد بود که کار تخصصی انجام نشد اما تفاوت امسال و سال گدشته را در چه میبینی؟؟؟؟
هنوزم معتقدم حیتا بک مکان عمومی نیست چون اگر دقت کنی هیچ کاری از طرف حیتا در خارج از نت انجام نشده است در صورتی که باید یکی از مهمترین اهداف سایت همین باشه این که هیچ از کسای هم که کار عمومی میکنن یاد میکنی ۲ سال پشت سر هم جبهه میگیرن و اظهار لطف.
مراسمات محرم شکی نیست که برای هدفی دیگر است نه تمجید و تملق گویی مرسوم،اما فکر نمیکنی بودند کسانی از مردم روستا (عموم) که استفاده کرده اند از این برنامه هااااا؟؟؟؟
تکرار میکنم که رضای خدا و یاد حسین بن علی(ع) مهمترین هدف دوستان ما در ایام محرم بود اما تنها هدفشان نبود بلکه ساختن محیط معنوی مناسبی برای مردمی که از امکاناتی که من و تو امثال ما از استفاده میکنیم بی بهره اندنیز گوشه ای از فضای ذهنشان را به خود مشغول کرده بود که اگر جز این بود راه دبگری برای کسب رضای خدا نیز وجود دارد که هم من و شما میدانیم و همه ان دوستان بهتر از ما.
و اینکه شاید اسم کس یا کسانی برده نشده باشد من هم خودم کم و بیش با این دوستان در ارتباطم هم دو روز انجا بودم و هم با یکی از دوستان در این زمینه مشورت کرده ام و این نظر را با توجه به اقدامات انجام شده نمیپذیرم.
باب تبریکات نیز در اینجا قابل وصف است که ما چه طور میتونیم به احمد پایدار به خاطر مدرک گرفتنش که فقط مربوط به خودشه تبریک بگیم اما به یه عده که داره یه کار رو در انظار عموم انجام میدن خسته نباشید گفتن….
من شاید اولین نفری بودم که تبریک گفتم مخالف هم نیستم.
نام بردن اسم اقای مدرسی نیز به جهت انتشار این مطلب در ادامه مطلب ایشان بود ( شهر یا روستا)
حتی عنوان هم داشت این مطلب من که مرتبط بود با مطلب ایشان اما متاسفانه عنوان ان نیامده
منصف باشیم و دیگران را نیز منصف بدانیم
سر کار خانم عبداللهی
سلام واحترام
اگر مراجعه کنید به متن حقیر متوجه خواهید که اینجانب مرحوم مغفور وبلاگ حیتا را مرقوم کرده ام که شما که دستی در دنیای مجازی دارید حتما تفاوت این دو را اگاهید.
با تشکر از حسن نظرتان
با سلام
از انجایی که بحث تعاملات مشترک است و نقطه مشترک من و شما اینده رودمعجن است اگر فرصت دارید با هماهنگی با شورای مرکزی قسمت صاحبان مشاغل را پربار و به روز کنید لطفا
با تشکر
@مرادی
نوه عمو گرامی
نهایت احترام را با محضر شما و خاندان حجی مراد و حسن نجف عرضه میدارم
در مورد نظر اولی که دادید این حرف من تنها نیست.با شرایطی که من و برخی دیگر از دوستانی که داریم ارتباطمان بیشتر است با عموم رودمعجنی ها نسبت به بقیه افراد البته در بین اقایان و این مورد در بین بانوان در مورد شما صدق میکند به همین دلیل انتقاد های از این دست در مورد حیتا به ما میرسد.
در مورد نظر دومتان کاملا موافقم
اول اینکه یک سری کار انجام دادم برای دامداران رودمعجن اما خودم را راضی نکرده و مقطعی بوده و نیاز به یک کار گروهی با توجه به پتانسیل حیتا احساس میشود
خداوند رفتگان از اولاد حجی مراد و نجفی را نور بار کند
خدا قوت هووو
@پروین مدرسی
سلام
سرکار خانم مدرسی
این از نظر شماست که رودمعجنی های را زیاد نمیشناسید البته همانطور که ذکر کرده اید محیط مناسبی است برای همین اشنایی ها
به مهندس رضایی سلام برسانید
@علی نجفی
سلام
سوز نمرفتی دمون بچای حجی علی اصغر تو یکه خاب
سزای تور درم
محض مزاح بود دکتر جان(ورخوی روی)
نظرات تو رو فردا شب خواهم خواند و اگر بتوانم پاسخ میدهم
با سلام وخسته نباشید خدمت اقای پایدار با نظراتتون کاملا موافقم درسته از یه دیدگاه سایت حیتا وسیله ایه واسه ابراز احساسات وهمدردی از همه نوعش واین اشکالی نداره واینکه افراد با هم اشنا میشن وحق اظهار نظر دارن واینکه حالا بعضی نظرات این وسط یا درست نیست یا اینکه باعث کدورت وناراحتی میشه که باید درجه تحمل ما جوونا بالاتر بره واینجا محل تمرین خوبیه ودانش اموزان دیروز که حالا کم از دانشمندان امروز ندارن باید بیشتر فعالیت کنند برا ابادانی روستای عزیز ما که انشاا… در اینده نزدیک شاهد تلاشهای بیشتری خواهیم بود واز دلسوزی به جاتون کمال تشکر رو دارم :SS: :SS: :SS: :gol:
منده رفتوم.ماشالا کم پیش میاد ک دوستان اینقد نظر بدن.یه نیم ساعت هس که وقت گذاشتم برای خوندن مطلب و نظرات
نظرات دوستان همه محترم هست ولی جناب اقای دکتر نظرات دوستان رو در رابطه با پیشرفت رودمعجن رو خواستار بودند وبس
به نظر من بهتره که یه مطلب با عنوان مشکلات و پیشنهاد رفع ان رو در سر برگ سایت بذارن و دوستان مشکلات و روش حل مشکل رو بذارن
من همیشه تو فکر راه اندازی پرورش ماهی و پرورش پرندگان گوشتی بودم و هستم که با یه سرمایه میتوان تعدادی از جوانان بیکار روستا رو مشغول به کار کرد ک متاسفانه بدلیل دوری و یه سری مشکلات هنوز جزو ارزوها شده
با بهترین اب و هوا و زمین جای پیشرفت بسیار دارد ولی حیف که فقط اهل شعار هستیم(از جمله خودم)