سیّدهای رودمعجنی(عکس)
چندی پیش یکی از بستگان چند عکس قدیمی مربوط به اهالی رودمعجن در اختیارم قراردادند. اولین عکسی که در این بخش برایتان به نمایش میگذارم مربوط به چهار سید بزرگوار رودمعجنی میباشد که بر اساس شواهد و شنیده ها خود یا پدرانشان از حصار به رودمعجن رفته اند.
دوسطل
دوسطل یکدیگیر رادرته چاهی ملاقات می کنند. یکی ازان هابسیار عبوس وپژمرده دل بود. به همین خاطرسطل دوم برای ابراز همدردی ازاو پرسید{ببینم چته ؟چراناراحتی؟} سطل عبوس ودلگیر پاسخ می دهد{انقدر منو ته چاه انداختند ادامه مطلب
مقدمه
نمونه ای از پرونده شماره (1) ((…………مدتها بود که در بلاتکلیفی بودیم. پیگیریهای زیادی بهمراه خانواده شهید انجام میدادیم از جمله پرس و جو از افرادی که با ایشان بودند . در سفری که در ادامه مطلب
جلوه های دهکده ی مهتابی ……
دور از چشم فاصله ها کلبه ای ساخته ام در طرف دیگر ابادی رو به طپش سبز برگها رو به حریم همه پنجره ها روز کماکان در انتها شب در کوره راه تنگنا و خواب ادامه مطلب
ازدرخت بیاموزیم استقامت را
من درختم. ساقه ام نقش ستونی است به ایوان افلاک یک دوصدرنگ به رختم. تشنگی. عمق دهد ریشه ی درخاک مرا افتاب گرندهد نور. تن پاک مرا تن من خم نشود لحظه ای عزم مراکم ادامه مطلب