محمد نیکوعقیده 3156 روز پیش
بازدید 85 ۱۰ دیدگاه

ای ابرها بمانید……

جملگی از برایت نگران

ای تو دیار مهربان….

که تو را هیچ فیضی نبود

از سحاوت این اسمان

دلگیر میشوم…..

وقتی زخم در چهره ی توست

از شلاق سالهای خشک

دل تو مجروح از اندوه یاران

چشم تو خیس زین دردهای فراوان

وقتی اسمان حسود شده به صبوری ات

و تو دلواپس روزهایی که بهار می رسد به میهمانی ات

چه دستهای تو خالیست……..

از سخاوت ابرها که التفاتی به خواهش چشم تو ندارند

چه نگران شده ای به شاخه های خالی از شکوفه

دامنه هایی عاری از سبزه و لاله

چشمه ای که رمق رفته از جانش

رودی که هیچ ماهی نمانده در میانش

طاقت تو طاق میشود

در چشم تو تاب شرمساری نیست

وقتی زین رنجها دل دهقان پر اه میشود…….

اما از برایت ما

براریم دستی به دعا

شاید که دهد اسمان درد تو را شفا

اندم که تو پاگشا کنی بهار را…..

برسد ز راه بقچه اش همه گل و سبزه و طراوت

بیایید به خانه ی تو سوغاتش همه سخاوت

به تو این مژده میدهم…

باز چشمه ها پر اب و ما کشت و کار کنیم در زمین

به یاری ایزدو همه عنایت

سر هر شاخه پر شود از شکوفه های بینهایت

تن صحرا همه عطراگین و دهقان همه در خشوع

قمریان به نغمه و رود همواره در خروش

بر تو وارد شوند میهمانان نوروز شادمان همه در جنب و جوش

باز زنده شود در دامن تو میراثمان…..

باز با شور و حال

باز با قیل و قال.

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. ناشناس گفت:

    ای باباای چی سایتی یه همه شاعرشده اندوشعروشاعری روی بورس آمده وهروزکه سایتوبازمیکنی یک شاعرجدیدوچندبیت شعرمیبینی اگه این سایت اسمش حیتایه بایدازرودمعجن ومردمان قدیم وآداب ورسوم واخباررودمعجن اطلاعاتی بده نه که شعروشاعری خوبه مدیرسایت ودست اندکارانش یک تجدیدنظری دوباره درباره سایت حیتابکنند

  2. سید جواد محزونی نامقی گفت:

    ناشناس جان تکلیفتو روشن کن
    شما با شعر وشعرا مشکل داری یا با حیتائیان ، وگرنه نیکو عقیده ی عزیز درددلی دارد آشنا که هم مربوط به چشمه ساران وحیتاست وهم رابطه دارد با رودمعجن وسر سبزی آن وهم یک نگرانی خردمندانه که از شاخساران خشک ، ضجه ی شکوفه های باغ را ندا میدهد هم الهامات الهیست که خدوندگار عشق در قلوب عده ای به ارمغان میگذارد تا بدین شکل ادای دین کرده دل نوشته ای چنین بر کاغذ یا صفحات مجاز بنگارد امید وارم هرگز از هیچ نوشته ای خاطر مبارک را مکدر نسازید چون سراسر فضای مجاز مملو از انواع نوشته هاست وهرکس طبق سلیقه وذائقه از آن بهره میگیردو تنها کار پسندیده آنست که از چیزی که مورد پسندت نیست راحت بگذری.
    درین دنیا که خوب وزشت وبد بسیار می باشد
    تو آن را بین که بر وفق مرادت یار می باشد

  3. م.ح گفت:

    دوست عزیز ناشناسم
    دیدگاه شما بسی بجا و صدالبته بر خواسته از نگاه نافذ ورارسته حضرت عالی از تملقات و چاپلوسی های نابخرده است که البته انمهم از سر تقلید است اما عزیزان که پشت سر هم شروع به لایک کردن کردن می کنند غافل از این نکته اند که خلق را تقلیدشان بر باد داد / ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.(گرچه بیشتر این لایک کنندگان عزیز از یک حسب ونصب برخوردار هستند.)در این که حیتا اتفاقی بس میمون برای رودمعجنی های عزیز است جای شبهه نیست اما قبضه کردن این پایگاه توسط تیره های خاص( که سی و اندی سالست بردوش این بی گناهان سوارندو هوای پیاده شدن نیز ندارند )بر هیچ رودمعجنی شریفی پوشیده نیست.بعضی از این سروران و اکابر از این فرصت نهایت استفاده را برده اند.به قول دوست عزیزم هر وقت به حیتا سر می زنی شعر جدید و شاعری جدید!!!این عزیزان گرامی هر بیت وبندی را که در پستوهای تاریک ذهن داشته اند به قول برنامه نویسان فراخوانی کرده اگر چه مندرس و مخدوش باشد اما به لباس لغات زیبا آراسته (گرچه همچون… الوانی در پی جنگ طاووس برآمده اند فریادشان که ما را هر کدا م از دیوانی ست فروکش نمی کند) و سپس بارگذاری کرده و فرا روی مردم قرار می می دهند.
    بحث بر روی یک نفر دو نفر نیست گر چه این مجال ذیل سخنان درافشان!!! جناب نیکوعقیده اتفاق افتاد و ایشان نیز در یاوه سرایی و گزافه گویی سرامد اکابر زمان است اما تملق و چاپلوسی دیگران جای بسی شگفتی است .اگر بنا به شعر سرودن باشد چه کسی سزاوارتر از استاد عزیزم جناب دکتر فتوحی ایشان در قالب خاطرات ودر لفافه رسوماتی خاطره انگیز را که امروز جز در کنج سینه ها جایی ندارد(علی الخصوص برای ما که سالی بر ما گذشته و روزگار بر تنمان پیراهنی بیشتر از جور دلق کرده)از گذشته
    دیار شهریاران را بازگو میکند.
    در حیتای شما خبری از رودمعجن رسومات علایق سلایق مردمان قدیم مشکلات نارسایی ها تیرگی ها عفاف های به باد رفته و… نیست.اعتیاد بیداد کرده و دشتهای زیبایی زندگی زوجین را به کویربدبختی وبیابان برهوت تبدیل کرده است.فقارت و حقارت بن مایه مهاجرت های بی رویه شده بی نظمی در اداره شرکتهای تعاونی بخصوص نفت(این را از دیدگاه تمایلات قومی ببینید که مانع رسیدگی به امورشرکت شده) در این روزها و در این سرمای سوزان و طاقت فرسا فریاد دادخواهی این بندگان خدا را از عرش گذرانده ست .
    پس کجایید شما که به کنج عافیت خویش خزیده اید ومغزهایتان جز چرندیات خروجی دیگری ندارد.
    جناب نامقی ما با شعر مخالف نیستیم بل تار و پودمان را با آن سرشته اند لیکن از یاوگویی و تملق به تنگ آمده ایم.
    توفیق رفیق راهتان

    :gol:

  4. به نام خدا

    ای نام تو بهترین سر آغاز

    بی نام تو نامه کی کنم باز

    درود بر نیکوعقیده عزیز عشق شما به طبیعت زیبای رودمعجن و زادگاهتان قابل ستایش است و

    برایتان عمری به درازای عمر حضرت نوح یا لااقل به درازای عمر حضرت……خواهانم

    :SS: :gol: :gol: :gol: :gol:

    دوست عزیز جناب م_ح

    اینکه حضرت عالی فرموده اید سایت حیتا متعلق به همه است در آن شکی نیست و بر شکاکش به اندازه ده به توان صد لعنت باد و به نظر این حقیر باید درسایت حیتا سلایق گوناگون تا حدود معین و به قول امروزیها تا خط قرمز که قابل درج باشد مطرح شود و اما اینکه نویسندگان و اظهار نظر کنندگان را یاوه سرا و چاپلوس و ….بخوانیم اصلا ادبیات درستی نیست بنده که نزدیک به دو سال است عضو سایت حیتا شدم و به طور کلی وارد دنیای مجازی شده ام هر چند در هیچ زمینه ای به خصوص شعر نو تخصصی ندارم اما در زبان لطیف جناب نیکوعقیده اظهاراتی که شما بی پروا بیان داشته اید ندیدم

    و اما راجع به جناب دکتر فتوحی باید عرض کنم در اینکه ایشان استاد همه ما هستند باز هم شک و شبه ای نیست و بر آدمی که در این زمینه مشکوک است باز هم لعنت اما وقتی ایشان کم لطفی کرده یا به علت مشغله شغلی آنچنانکه باید و شاید ما را به فیض کامل نمی رسانند به نظر شما ما باید چه خاکی به سرمان بریزیم و چگونه باید عطش درونمان را فرو نشانیم.!!!

    امید است عید نوروز امسال که زمان زیادی هم تا آن باقی نمانده شما هم در کنفرانس ژنو ۴ ببخشید اوحداوو شرکت کنید تا از بیانات بیش از حد گهر بارتان بهره ببریم

    برایتان آرزوی سعادت و خوشبختی دارم و امیدوارم سبد کالا شامل شما هم شده باشد :gol: :gol: :gol: :gol:

  5. سید جواد محزونی نامقی گفت:

    جناب م- ح
    سلام برشما عزیز ادیب وفرهیخته که نه چاپلوس هستید ونه نابخرد ونه بیت وبندی دارید در پستوهای
    تاریک ذهن، بلکه از خزائن مقرنس کاری منور ذهنتان از گنجینه های لطیف دانش وتنویرخرد، لغات والفاظ نغز وشیوادرجهت تعالی شناخت ورفع گرفتاری مردمان بهره می جوئیدوبفکر نابسامانی همنوعان خود هستید وبا ادبیاتی شیوا ورسا ویکار گیری کلمات قصاری چون لایک کردن ، فراخوانی ،بارگذاری، خروجی (که بیشتر برای تدریس در کلاسهای علوم کامپیوتری وبرنامه نویسی کاربرد دارد) اظهار فضل نموده ،دیگران را راحت متهم به انواع واقسام ……میکنید دوست عزیز نه کسی حیتا راقبضه کرده ونه کسی را مانع از اظهار نظر نموده ، این گوی واین میدان هرکس بتواند چیزی نو بیاورد وبر آگاهی دیگران بیافزاید بسم الله ، بنده نه توهین کردم به آقای ناشناس ونه چاپلوسی کسی را نمودم یک توصیه دوستانه به ناشناس عزیزکردم کاش قبل از اینکه حضرتعالی دچار این فشار خون بالا میشدید خودشان جواب میدادند واما حقیر جناب دکتر فتوحی را خوب میشناسم وواقفم که ایشان بعلت نگارش وتحقیقات علمی مجال دیگران را ندارند از طرفی برادرانه توصیه میکنم در تمام جهات سعی کنید حد تعادل را حفظ بفرمائید زبان تند هیچوقت کار آمد نخواهد بود چون آنوقت دیگران خواهند گفت از کوزه همان برون تراود که دراوست.
    بازهم از انتقاد شما بنده به سهم خودم سپاسگزارم چون بقول جناب استوارمن هم با ادبیات کلاسیک خیلی مانوس نیستم و رشته تخصصی ام مهندسی نرم افزارست ودنیای شعرر ابه سبب صفای هستی برگزیده ام
    یاهو حق نگهدارتان

  6. نجمه عبداللهي گفت:

    خداقوت جناب نیکوعقیده. این بار شعرتان به جای دلتنگیهای گذشته بیشتر حکایت دارد از یک نوع نگرانی که امروز درگیری ذهنی همه خراسانیها مخصوصا روستاییان و مخصوصا روستای رودمعجن است. نگرانی که بسیار زیبا در قالب شعر بیان فرمودید. البته اگر جناب م. ح این کامنتها رابه چاپلوسی و تملق و … تعبیر نکنند چون نظری که ایشان گذاشته اند نظری است مثل بقیه نظرها و عمومیت ندارد.من به شخصه هیچ هنری در شعر گفتن ندارم و زیاد هم اهل شعر خواندن نیستم اما واقعا از خواندن شعرهای جناب نیکوعقیده لذت میبرم چرا که همه آنها یادآور خاطرات کودکی و روزگار رودمعجن هستند و همچنین شعرهای جناب استوار که محتوای طنز دارد و توی این روزهای پر از دلواپسی لبخند بر لب آدم مینشاند. به نظر من قرار نیست که همه دنبال بیان مشکلات باشند و گذاشتن مطلب به سبکی که جنابعالی فرمودین بلکه هر کس بنا بر توانایی که دارد عمل میکند شما که توانایی بیان مشکلات رودمعجن را به این خوبی دارید! چه خوب است که در قالب مطالب گوناگون آنها را بیان کنیدالبته نه بااسم م.ح .اما جالب نیست زحمات دیگران راکه به مزاجتای خوش نیاید تعبیر به یاوه سرایی و گزافه گویی کنید چرا که از ادب به دور است مخصوصا برای شما که به قول خودتان پیراهنی بیشتر پاره کرده اید. اما چیزی که هنوز مشخص نیست اینکه شما از چه چیز ناراحت هستید از شعر و شاعری !! یا بیان نشدن مشکلات رودمعجن!! یا قبضه شدن حیتا توسط تیره های خاص!!! که مخصوصا این آخری اصلا مشخص نیست منظورتان چیست چرا که در حیتا هر کس که بخواهد میتواند وارد شود و مطلب بگذارد این که عده ای فعالتر از دیگران هستند تقصیر چیست؟ امیدوارم در آینده از مطالب دلسوزانه شما نسبت به رودمعجن بهره مند شویم. 

  7. یک رزمنده گفت:

    برادر م.ح گرامیم اگر نام نشان بهتری داشتی خودمانی تر گفتگو میشد حداقل با شناخت شما پی به اصالت وتیره شمامیبردیم و راحتتر قضاوت میکردم البته الان هم زیاد سخت نیست با ادبیات ناراحت شما میشود شناخت شما را.شما از همون تیره ای هستی که درین سی سال بعد انقلاب خنثی بودید و مترصد فرصتی تا باز به اون جایگاه از دست رفته تان بازگردید شاید ولی خوشبختانه این ارزو با اجداد شما به گور رفت که سالها نوکر و کلفت خان و ارباب بودن و توی صحرا و بیابان دنبال گاو و گوسفند زورمندان و نان ادم فروشی و تملق میخوردند و شما به همین جهت به چاپلوسی و تملق به چشم یک ارزو نگاه میکنید هشت سال جنگ بود از مرد و زن رودمعجنی به نحوی زندگیشان با جنگ عجین شده بود بنده به شخصه نزدیک به سی ماه منطقه رفتم و افتخار میکنم به انچه با چنگ و دندان از اجداد شما گرفته شد خانوادهایی که شهید دادند اسیر دادند جانباز دارند خون به جگرشان شد اونوقت یه عده بی تفاوت به این قضایا
    یک شعر یا نوشته را بهانه قرار میدهند و به قول خودشان این همه ارزشها را سوار شدن بر مردم میدانند و فرصتی برای تاختن پیدا میکنند و ادعای وکالت فقرا و گرفتاران و دلسوز زوجهای جوان میشوند. برادر اشتباه امدی حیتا محیطی فرهنگی و خودمانی است مدیر دارد شورای مرکزی دارد و به گزافه گویی برخی احتیاج نیست و شرط ورودش داشتن شعور و فرهنگ بالا است . اوردن مشکلات و ناکامیهای زندگی روزمره تان به حیتا کاری ناپسند و در خور شعور هر رودمعجنی نیست شما هم ادعایی دارید این گوی و میدان شما بشو جزو این تیره خاص.
    و من ا…توفیق

  8. فروغ مرادی گفت:

    درود جناب نیکوعقیده مثل همیشه زیبا وتاثیر گذار بود.البته موضوع این سری خیلی متفاوت از سایر شعرهای دفعات قبل بود درهرصورت زیبایی خاص خودرا داشت.موفق باشید :gol:

  9. مصطفی قانعی گفت:

    سلام جناب نیکو عقیده برای من که خیلی جالب و دلنشین بود.سرافراز باشید.و اما بعد هم سلام خدمت جناب م.ح .البته من شاعر نیستم ولی واقعا اقای نیکوعقیده را در شعر نو واقای استوار و سید جواد محزونی را خیلی قبول دارم و از اشعارشان لذت میبرم.اگر صلاح میدانید همین چند نفری هم که به این وسیله مشغولند به همان عده معتادی که فرمودید بپیوندند.من مثل شما نه میتوانم از کلمه های بزرگ و با کلاس استفاده کنم و نه به خودم اجازه میدهم که به کسی توهین کنم.عزیز من این کسانی که در فضای حیتا هر از گاهی مطلبی یا چند بیت شکسته و ریخته بیان میکنند سوار کسی نیستند.کاش با اسم شناخته شده ای نظر محترمت را می گذاشتی تا بدانم با کی صحبت میکنم.کاش لااقل احترام سید اولاد پیغمبر را نگه میداشتی و از لفظ نامقی استفاده نمیکردی هر چند من اطمینان دارم همانطور که من به رودمعجنی بودنم افتخار میکنم ایشان هم از اینکه نامقی هستند به خود میبالند.م .ح.عزیز ـ تعجب میکنم شما از چه چیزی اینقدر ناراحت شدی که اینطور در همه چیز این چند نفر را مقصر میدانی.کسی در حیتا برای من و شما نامه ی فدایت شوم نفرستاده که حتما وارد شویم و مطالب را بخوانیم و نظر بدهیم .هر کس به هر نحوی که دوست دارد از اینترنت و فضای مجازی استفاده میکند .من و شما نیز باید فرا خور نیازمان استفاده ببریم واگر از چیزی خوشمان نیامد به راحتی از کنارش بگذریم.یا شما اگر با مسوولین شرکت نفت رود معجن مشکلی دارید با خودشان مطرح کنید و به نظر من به حیتا و حیتاییان ارتباط چندانی پیدا نمیکند.عزیز من قدم شما روی چشم . شما که اینقدر به فکر مشکلات و نارساییها و تیرگیها و عفافهای بر باد رفته هستید بفرمایید از حالا مطالب زیبایتان را بگذارید تاهمه استفاده کنند مشکلات از بین برود و تیرگیها جایشان را به روشنیها ببخشندو حجاب وعفاف روز افزون شود.ضمنا با ادبیاتی که شما استفاده کردید فهمیدن اینکه شما کی هستی برای من کار سختی نیست.خدا نگهدار.

  10. ناشناس گفت:

    این م.ح حسن مراد زاده بود هووووووووووووووووووووووووووووو