بی ربط نوشت

آدم‌ها…شخصیت‌ها…نگاه‌ها…به مرور زمان در محدوده‌ی خاموش ذهنم قرار می‌گیرند…در مرز فراموشی

مثل یک خواب می‌شوند… شیرین یا تلخ… روز به روز مبهم‌تر…کمرنگ‌تر…خاموش‌تر

و یا شاید مثل یک کتاب که قبل‌تر ها خوانده‌ام…انگار روز به روز شخصیت‌هایش برایم دورتر و دورتر می‌شوند.

مثل یک مرگ تدریجی…انگار این شخصیت‌ها تا دم مرگ جان می‌دهند…و صدای این ناله‌ها و یادآوری‌ها برای هر شخصیت متفاوت است…

یک خاطره…یک لبخند…یک نگاه…یک واژه…و یا هرچیزی که مرا برای لحظه‌ای یاد شخصی به خصوص بیاندازد.

راستی، دوست من…وقتی در محدوده‌ی خاموش ذهنت قرار بگیرم…بعدها..چه چیز تو را یاد من می‌اندازد؟!

__________________________________________________

پ.ن: این خطوط آشفته ، متنی بود بسی بی ربط با فضای سایت و حاصل تفکرات مشوش بنده…تنها جهت اعلام حضور مجدد  در جمع حیتا نشینان ، به عنوان عضوی کوچک:|

+ بی ربط بودنش رو به بزرگواری خودتون ببخشید دوستان. فقط میخواستم دوباره به جامعه مجازی حیتا نشینان عزیز برگردم تا هیچوقت اصل خودم رو از یاد نبرم…

در محدوده ی خاموش ذهن قرار نگیرم…و هیچ دوستی در محدوده ی خاموش ذهن این بنده ی حقیر قرار نگیره…

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

غنچه لب

دیدگاه‌های حیتانشینان

10 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سلام. در مجازی و واقعی دنیای امروز قطعا هیچ مطلبی بی ربط نخواهد ماند و با واسطه هایی مرتبط خواهد شد به نکته ای سخنی و یا بقول خودتان به شخصیتی . من ناخوداگاه با خواندن مطلب شما یاد جمله ای از دکتر علی شریعتی افتادم(من نمیگویم همیشه به یاد انهایی هستم که دوستشان دارم اما قطعا در لحظاتی هم که بیادشان نیستم دوستشان دارم). یا حق

  2. ناشناس گفت:

    چشمها را باید شست جور دیگر باید دید،موفق باشید

  3. علی نجفی گفت:

    حیتا عین خانه ی همه ی آدمها ی توی حیتاست.هر وقت بروند و هر وقت بیایند باز هم خانه شان می ماند.حتی اگر بروند و سال تا سال هم سری به خانه شان نزنند.
    اینکه دغدغه ی فراموش نشدن رگ و ریشه را دارید امر مبارکی است.

  4. سلام و خسته نباشید به سحر عزیز. من امشب بعد مدتها به حیتا سرزدم که البته به خاطر دسترسی نداشتن به اینترنت بود اما امشب که سر زدم توفیق دیدار مجازی شما و استفاده از متن زیبایتان نصیبم شد و خوشحالم که بالیدن به رگ و ریشه رودمعجنی نسل قدیم و جدید و بزرگ و کوچک نمیشناسد. :gol: :gol:

  5. درود سحر عزیز.متن بسیار زیباوقابل تاملی بود.موفق باشی دوست خوبم :gol:

  6. از همه دوستانی که وقت گذاشتن برای خوندن این مطلب…و نظر دادن…خیلی خیلی خیلی متشکرم :gol: :gol: :gol:

  7. راستی، دوست من…بعدها..چه چیز تو را یاد من می‌اندازد؟!
    این سوالیه که به نظرم هر کسی باید راجع به خودش پاسخ بده. واقعا کدوم خاصیت ما در ذهن دوستانمون، مارو بهشون یادآوری میکنه

    به نظرم در این مطلب، هدف و وسیله هردوشون زیبا بودن

  8. احمد سلیمانی گفت:

    با سلام واقعا خیلی خیلی مطالبتون قشنگ بود.اونقدر زیبا بود که با اینکه عجله داشتم.کارم رو بیخیال شدم و نشستمو همش رو خوندم. واقعا همه نیکو عقیده ها .عقیده ها وفکر ها و مطالب جالبی دارن واقعا بهتون باید نمره۲۰ داد. آخه من دوست حسین اقای نیکوعقیده ام.با این که من دانشجویم.و کلی جوان ترم ولی ایشون کلی فکرشون از من بازتره. ایشون واقعا بی نظیره.اگه شما هم باهاشون قوم وخویش میشین.بدون شک به ایشون رفتین. تبرییییک…. :gol: :gol: :gol:

  9. نام کاربری* گفت:

    با سلام واقعا خیلی خیلی مطالبتون قشنگ بود.اونقدر زیبا بود که با اینکه عجله داشتم.کارم رو بیخیال شدم و نشستمو همش رو خوندم. واقعا همه نیکو عقیده ها .عقیده ها وفکر ها و مطالب جالبی دارن واقعا بهتون باید نمره۲۰ داد. آخه من احمد سلیمانی دوست حسین اقای نیکوعقیده ام.با این که من دانشجویم.و کلی جوان ترم ولی ایشون کلی فکرشون از من بازتره. ایشون واقعا بی نظیره.اگه شما هم باهاشون قوم وخویش میشین.بدون شک به ایشون رفتین. تبرییییک…. :gol: :gol: :gol:

  10. احمد سلیمانی گفت:

    با سلام واقعا خیلی خیلی مطالبتون قشنگ بود.اونقدر زیبا بود که با اینکه عجله داشتم.کارم رو بیخیال شدم و نشستمو همش رو خوندم. واقعا همه نیکو عقیده ها .عقیده ها وفکر ها و مطالب جالبی دارن واقعا بهتون باید نمره۲۰ داد. آخه من احمد سلیمانی دوست حسین اقای نیکوعقیده ام.با این که من دانشجویم.و کلی جوان ترم ولی ایشون کلی فکرشون از من بازتره. ایشون واقعا بی نظیره.اگه شما هم باهاشون قوم وخویش میشین.بدون شک به ایشون رفتین. تبرییییک…. :gol: :gol: :gol: