سلام بر جواد اقا. عرضم بخدمت که نخروش بنه کی بخاردم جاته خالی قارمه هم داشت. البته حجاقا کمه گوشت از شهر واستونده بین و حجیه قارمشه کیردن. اما بقول شما هچه قارمه اون سالها نمره. :gol:
این داستان سفره و یک نمای بسته از محتویاتش جزء جدا ناشدنی عکسهای شماست.چه سوژه های عید باشه چه زندگنی چه زعفرنی.این نکته ی جالب توجهیه.دهول دوم نسبت به دوتای دیگه کمی مدرنتره.شلوار جین پاشه.
بنام خدا
خدا قوت و دست مریزراد
بسیار زیبا و گویا بود به خصوص بعد از خم و راست شدن زیاد در زمان چیدن گلهای زعفران و گرسنگی (گوشنگی ) اشکینه ی بنه واقعا دلچسب است :gol:
با سلام ضمن تشکر عکسها بیشتر دهولی بود تا زعفرانی
البته این طبیعی است چون در رودمعجن بجای اینکه علمی کار کنند وبه فکرزعفران باشند بیشتر به فکر دهول هستند واین درحالی است که مشکل اصلی این زراعت در روستای ما موش است تا سنقره
ای کاش بتوان با تشکیل یک تعاونی زمینهای زعفران را از چند توی وپل به چندین هکتار مسطح در مجاورت هم گسترش داد
البته جناب استاد مسلماً دشمن اصلی زعفران موش است که ابوی اینجانب به شخصه اقدامات زیادی برای مبارزه با این جانور موذی انجام داده اند. از قبیل: استفاده از انواع قرص مرگ موش ، دود دادن لانه ها با موتور و ماشین و پکنیک و…
اما در کنار موش سنقره هم هست که نباید از آن فراموش کرد
پیشنهاد شما هم خیلی خوب است و کاش برای تمام محصولات انجام شود. اما بنظرم مشکل اصلی آب و نحوه آبرسانی به این زمینها است که از جمله برای همین چند خوی زعفران مکافاتی دارن هنگام آب دادن. بنظرم آرزوی شما در صورتی عملی می شود که روشهای مکانیزه از قبیل آب رسانی قطره ای در روستا ترویج و سرمایه گذاری شود
سپاس از شما
سلام هر چند خیلی دیر رسیدم ولی امید است با نزدیک شدن عید نوروز برای دهول ها هم فکر لباس بهتر باشید چون زمین شما در حاشیه جاده اصلی واقع شده و آبروی رودمعجنی ها در خطر است؛
تموم این زعفرنا یه طرف نخروش بنه یه طرف دیگه البته چرت بعدش هم واجبه
خدا قوت :gol: :gol: .احسنت
عجب لذتی داره تو هوای بارونی نخروش بنه بخوری!
پدربزرگ خدابیامرزم میگفت بنه سنگش یک منه.خداقووت عکسای جالبی بود
دَهُل هاتون خیلی بامزه ان
دهل ساختن هم خودش هنری بوده و تا حالا بهش توجهی نشده :Y:
خدا قوت
باسلام نخروش فقط نخروش قارمه یاد قدیما بخیر حالا خبره از شکومبه ی قارمه نیه یا اگرم هست ساله یک پلوار مکوشن به هشکه نمرسه
سلام بر جواد اقا. عرضم بخدمت که نخروش بنه کی بخاردم جاته خالی قارمه هم داشت. البته حجاقا کمه گوشت از شهر واستونده بین و حجیه قارمشه کیردن. اما بقول شما هچه قارمه اون سالها نمره. :gol:
این داستان سفره و یک نمای بسته از محتویاتش جزء جدا ناشدنی عکسهای شماست.چه سوژه های عید باشه چه زندگنی چه زعفرنی.این نکته ی جالب توجهیه.دهول دوم نسبت به دوتای دیگه کمی مدرنتره.شلوار جین پاشه.
از سفره زنگنی یادم نیه. اما این حرف شما اصلا به معنای گوشنگی عکاس که نیست. پس نکته قابل توجهش دکوجیه؟ :gol:
بنام خدا
خدا قوت و دست مریزراد
بسیار زیبا و گویا بود به خصوص بعد از خم و راست شدن زیاد در زمان چیدن گلهای زعفران و گرسنگی (گوشنگی ) اشکینه ی بنه واقعا دلچسب است :gol:
با سلام ضمن تشکر عکسها بیشتر دهولی بود تا زعفرانی
البته این طبیعی است چون در رودمعجن بجای اینکه علمی کار کنند وبه فکرزعفران باشند بیشتر به فکر دهول هستند واین درحالی است که مشکل اصلی این زراعت در روستای ما موش است تا سنقره
ای کاش بتوان با تشکیل یک تعاونی زمینهای زعفران را از چند توی وپل به چندین هکتار مسطح در مجاورت هم گسترش داد
البته جناب استاد مسلماً دشمن اصلی زعفران موش است که ابوی اینجانب به شخصه اقدامات زیادی برای مبارزه با این جانور موذی انجام داده اند. از قبیل: استفاده از انواع قرص مرگ موش ، دود دادن لانه ها با موتور و ماشین و پکنیک و…
اما در کنار موش سنقره هم هست که نباید از آن فراموش کرد
پیشنهاد شما هم خیلی خوب است و کاش برای تمام محصولات انجام شود. اما بنظرم مشکل اصلی آب و نحوه آبرسانی به این زمینها است که از جمله برای همین چند خوی زعفران مکافاتی دارن هنگام آب دادن. بنظرم آرزوی شما در صورتی عملی می شود که روشهای مکانیزه از قبیل آب رسانی قطره ای در روستا ترویج و سرمایه گذاری شود
سپاس از شما
تشکر ویژه از همه دوستان بخاطر اظهار نظرهایشان
:gol:
سلام،کجاست اسرائیل تا ببیند دهول هایمان هم شلوار جین می پوشند :YY:
سلام هر چند خیلی دیر رسیدم ولی امید است با نزدیک شدن عید نوروز برای دهول ها هم فکر لباس بهتر باشید چون زمین شما در حاشیه جاده اصلی واقع شده و آبروی رودمعجنی ها در خطر است؛
ناشناس من بودم
:OG: :OG: :OG: :OG: :OG: :OG: :OG:
:ZZ: جالبه
:OG: