نوه‌‌ی علی‌حسن 3680 روز پیش
بازدید 145 ۱۳ دیدگاه

پدر مهربان-علی اکبر نیکوکردار

سلام به دوستان.بعد مدتی که مطلب  نداشتم بزارم  ،بالاخره محرم رسید و تونستم یه مطلبی بزارم که خیلی وقتا قبل میخواستم اونو منتشر کنم اما الان بهترین وقت برای این مطلب هست.

محرم در راه است ما داریم کم کم خودمون رو آماده می کنیم برای مراسمات عزاداری.

آن هم عزاداری مردمان روستامون که حال و هوای متفاوتی با دیگر روستا ها  داره،

اما عمرهای ما در حال گذر است و هیچ کدوممون به فکرش نیستیم،البته نباید هم در فکر باشیم ،چون اگر به خواهیم در مورد آن فکر کنیم تمام عمرمون رو تباه می کنیم و در اصل(دغ منم ،مفتم ممیرم).

از این حاشیه ها بگذریم.

*************************************************************

هر سال در محرم،  رودمعجن  بعضی نفرات رو دیگه در بین خود  نمی بینه که امسال دیگه اوجش هست .

پارسال نفرات زیادی کوله بار خود رو بستند و راهی سفر آخرت شدند،یکی از اون نفرات بابا بزرگ مرحوم من(علی اکبر نیکوکردار)بود که یکی از هیاتی های همیشه حاضر ( در سوز و سرما ، اوج مریضی و در نهایت مشکلات) بود وهمیشه جزو سه نفر اول دسته زنجیر زنی هیات بود .*****

مردی  مهربان ،که با هر کسی می توانست شوخی می کرد تا ذره ای او را بخنداندو آن نفر از غم روزگار بدر آید.

با اینکه از سن سال زیادی برخوردار بود مثل بعضی از پیر مرد ها بی حوصلگی نشان نمی داد و در مورد نماز و دین جدی بود.خلاصه خدابیامرز عقلی پخته داشت.

همه ی خانواده دوسش داشتیم چون هیچ وقت از او اخلاق نابجایی ندیده بودیم*برای من از پدر عزیزتر بود*

خلاصه ای از زندگیی او:

در سال ۱۳۱۰ در رودمعجن  به دنیا آمد.تقریبا ۲۰سال سن داشت که ازدواج کرد .یازده بچه آورد که شش تای آن ها فوت کردند .محل زندیگیش اووحد اووووو بود که تا لحضه ی آخر تنها با همسرش و بدون هیچ همسایه نزدیکی در خانه ی روی تق اووو حد که از همه ی رودمعجن دیده میشود زندگی کرد.و در سال ۱۳۹۰ در مشهد دار فانی را وداع گفت.

این بود پدری مهربان>>>>>>>جهت شادی روح او و تمام آنهایی که پارسال بودند و امسال نیستند در آستانه ی ماه محرم صلوات<<<<<<<<

((شعری در نثار او))

نوکری کردی تو چندین سال در راه حسین****دائما بودی به هیئت،گریه کردی بر حسین

سالها زنجیر زدی و روضه خواندی عاشورا****آخر عمری برفتی مشهد شاه رضا

نوکری بودی به دربار ابوالفضل جوان****مرگ تو شوری فکنده بود برتمام دوستان

ما همه خواهیم از آقا حسین سر جدا****شافعت باشد علی آقا، حسین روز جزا

عکس هایی از پدر مهربان

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. بنام خدا / سلام .درود بر برادر بزرگوار جناب یاور نیا. در آستانه ماه محرم ماه آموختن درس عشق و زندگی ماه آموختن درس مرد و مردانگی و آموختن درس بندگی یادی از یکی از پیر غلامان امام حسین کردید خدا وند آن مرحوم و تمام آنانی که در سالهای گذشته در جمع ما بودند و اکنون سر به زیر خاک برده اند غریق رحمت خودش گرداند و به ما توفیق دهد همچون نیاکان خود پرچم عزاداری سالار شهیدان را در اهتزاز نگهداریم. انشاالله :gol:

  2. سلام مهدی اقا خدا قوت
    خدا پدربزرگ شما و تمام اموات رو رحمت کند .در استانه ماه محرم مطلب جالبی رو ثبت نمودید امید است این مطلب جزو مطالب خنجلوکی از سوی برادر نجفی شناخته شود

  3. مدرسی گفت:

    خداوند پدر بزرگ شما را بیامرزد انسان شریفی بود.تصویری که از ایشان در ذهن دارم پیرمردی در سن هشتاد سالگی نیست بلکه مرد میانسالی است با قامتی بلند که گامهایی محکم و بلند و تند برمی داشت و نسبت به من بسیار مهربان بود . روحش شاد

  4. یاد بزرگان بسیار ارزشمندست و این کار رو مهدی آقا به خوبی آغاز کردند . شاید تلنگری باشد به خودم و بقیه تا مشابه این اقدام یادی از اجدادمان کنیم.اجدادمان که می توان با انتشار مطلبی جهت معرفی و یاد کردن از آنان ذره ای به آنان ادای دین کرد . پدر بزرگتان را زیاد دیدم و به علاوه از پدرم داستان های زیادی از مهربانی وپاکی ایشان شنیدم. خداوند ایشان را رحمت کند . کمی انتقاد به مقدمه مطلب هم داشتم که زیبایی کارتان آنرا پوشاند . خدا قوت

  5. @حسین مرادی
    سلام آقای مرادی،خدا اموات شما رو هم بیامرزه .اینشاالله جزو مطالب خنجولکی هم بشه.ممنون :gol: :gol: :gol:

  6. مدرسی :
    خداوند پدر بزرگ شما را بیامرزد انسان شریفی بود.تصویری که از ایشان در ذهن دارم پیرمردی در سن هشتاد سالگی نیست بلکه مرد میانسالی است با قامتی بلند که گامهایی محکم و بلند و تند برمی داشت و نسبت به من بسیار مهربان بود . روحش شاد

    سلام جناب مدرسی.
    باید اعتراف کنم پدربزرگ مرا بهتر از خودم توصیف کردید.
    خیلی ممنون :SS: :gol: :gol: :gol:

  7. مجتبی عبدالهی :
    یاد بزرگان بسیار ارزشمندست و این کار رو مهدی آقا به خوبی آغاز کردند . شاید تلنگری باشد به خودم و بقیه تا مشابه این اقدام یادی از اجدادمان کنیم.اجدادمان که می توان با انتشار مطلبی جهت معرفی و یاد کردن از آنان ذره ای به آنان ادای دین کرد . پدر بزرگتان را زیاد دیدم و به علاوه از پدرم داستان های زیادی از مهربانی وپاکی ایشان شنیدم. خداوند ایشان را رحمت کند . کمی انتقاد به مقدمه مطلب هم داشتم که زیبایی کارتان آنرا پوشاند . خدا قوت

    سلام آقای عبدالهی
    از نظرتان ممنون.پدربزرگ خدابیامرز من هم از خاطراتش با پدربزرگ خدابیاممرز شما خیلی تعریف کرده بود .خدا همه رفتگان را بیامرزد. :gol: :gol: :gol: :gol:

  8. با سلام حضور محترم جناب اقای یاورنیا واقعا خسته نباشید مطلبتون بسیار به جا ومفید بود در استانه محرم از همه دوستان التماس دعا دارم وطلب امرزش برای پدر بزرگ مرحومتان وتمامی رفتگان خاک که پارسالهای گذشته بودند واکنون کنارمان نیستند. :SS: :SS: :SS: :gol:

  9. @زهره مقدم
    سلام خانم مقدم
    من هم طلب آمرزش برای همه ی رفتگان رودمعجن رو دارم.
    ممنون بابت نظرتان

  10. پروین مدرسی گفت:

    سلام خدمت جناب یاورنیا .مطلبی کاملا بجا و مفید و حاوی اطلاعاتی حداقل برای نسل ما که هیچ از این بزرگانی که دیگر در بین ما نیستند نمیدانیم خداوند رحمت کند. وممنون

  11. نیکو عقیده گفت:

    عزیز دل بمرد و ارزوها گوشه بگرفتند
    تو گویی لشکری پاشیده شد از مرگ سرداری

    تنها بازمانده اهالی اوحداوو بود جزو سردسته ی زنجیر زنان هیئت ده بود وانسانی صادق به معنای واقعی.

    یادش گرامی

  12. علی نجفی گفت:

    خداوند رحمت کنه بابا بزرگ شما رو که همسایه ی همیشگی ما بود