فرزانه مرادی 3800 روز پیش
بازدید 73 ۱۲ دیدگاه

حرف آخر

بسم رب المهدی

هزار خواهش و آیا

هزار پرسش و اما

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا

هزار بود و نبود

هزار شاید و باید

هزار باد و مباد

هزار کار نکرده

هزار کاش و اگر

هزار بار نبرده

هزار پوک و مگر

هزار بار،همیشه

هزار بار،هنوز …

مگر تو ای همه هرگز

مگر تو ای همه هیچ

مگر تو نقطه ی پایان

بر این هزار خط ناتمام بگذاری

مگر تو ای دم آخر

در این میانه تو

سنگ تمام بگذاری…

مرحوم قیصر امین پور

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. نجمه عبداللهی گفت:

    میبینم که آسوده خاطر و با فراق بال نشستی و مطلب مینویسی خوشبحالت واسه ماهم دعا کن :VV: .مطلبت هم زیبا بود انشاا… از این به بعد بیشتر مطلب بذاری :gol: :gol:

  2. خیلی عرفانی و زیبا بود.خیلی زیبا مطلب انتخاب میکنی .واقعا لذت بردم :gol: :gol: :gol:

  3. ممنون از شما نجمه خانوم شما در مشهد مقدسید ما به به دعای شما نیازمندیم

  4. سلام به دختر خاله گرامی. ورودت رو به حیتا تبریگ میکم .رسما به حیتا خوش اومدی .و ممنون از نظر زیبات

  5. نوه ديگه حجي مراد گفت:

    سلام بر خانم فرزانه
    ما هم لذت بردیم از این شعر و ما نیز خوشحالیم که زندگی باز دوباره فرصت داد :gol: :gol:

  6. علی نجفی علی نجفی گفت:

    شعر زیبایست.قیصر شعر دیگه ای هم به همین مضمون داره:
    بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
    سالها، هجری و شمسی، همه بی‎خورشیدند
    از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
    چشم‎های نگران آینه‎ی تردیدند
    نشد از سایه‎ی خود هم بگریزند دمی
    هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند
    چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
    همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند
    غرق دریای تو بودند ولی ماهی‎وار
    باز هم نام و نشان تو ز هم پرسیدند
    در پی دوست همه جای جهان را گشتند
    کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند
    سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
    فصل‎ها را همه با فاصله‎ات سنجیدند
    تو بیایی همه‎ی ثانیه‎ها، ساعتها
    از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند
    خدا قوت فرزانه خانم.عالی بود :SS:

  7. ممنون علی آقا برای هر مطلب ۱ نظر مثل خود مطلب داری که بسیار لذت بحش است. و ممنون از نوه عموی عزیز بخاطر نظر زیبات

  8. ای کاش که انتظار معنی می شد / بی تابی جویبار معنی می شد

    وقتی که سحر شکوفه صبح دمید / با آمدنت بهار معنی می شد. . .

    ممنون از شعر زیبات :gol: :gol:

  9. قیصر شعرهای بسیار زیبایی داشت . این هم یکی دیگه از اونها بود که ازش لذت بردم.
    (( تمام عبادات ما عادت است ، به بی عادتی کاش عادت کنیم))
    خسته نباشید و خدا قوت.

  10. ناشناس گفت:

    سلام فرزانه مرادی بی معرفت خوبی چه خبر کم پیدا خیلی بدی تو یه قولی به من داده بودی واسه همون عروسیت نیومدم :soot: :U: :R: :R: :R: :R: :R:

  11. ناشناس گفت:

    پشت هر کوه بلند
    سبزه زاریست پرازیادخدا
    ودر ان باغ کسی میخواند
    که خدا هست دگر غصه چرا؟؟؟

  12. ساجده گفت:

    سلام فرزانه جان نیستی کجای