ومن چه دلتنگ بودم
دلتنگ تمام پنجره ها
دلتنگ همین لحظه ها دلتنگ همه حیتاییا
دلتنگ همه سادگیها
که رفتند از کف ما
چه ساده بودیم قدیما
دوستانم همه ساده
حرفهایمان ساده
میخوردم ساده
ماست و نان ابزده
دلم بی اندازه ساده
دلم بیقرار
در نکته ها دقیق
در نسیم رها
گالشهایم از جنس سادگی
چه زود دست میافتم به بلندیهای ابادی
عشقی داشت دویدن
عشقی بود در تماشا
تماشای منظره های اشنا
با کوهها داشتم رفاقت
به اسمان ارادت
به چشمه میبردم سجود
زندگی با دل من ساده بود
مثل بازی خوشایند
فصل حوصله های بلند
حیف از سادگی ها
که گم شد
در ازدحام عابران
در لبخند های رنگ پریده بیجان
در هیاهوی شلوغ این خیابان
چه زود خالی شد کوله ام
از سوغات ابادی ام
حیف از جنس سادگی ام
از بقچه ی صداقتم
که هیچ نمانده
از ان همه ارادتم………………………..





سلااااااااااااام جناب جگرگوشه! چه عجب حیتا رو به قدوم خودتون مزیّن کردین، ما هم کلی دلتنگ شماو شعرای قشنگ و صمیمیتون بودیم، خوش اومدین :Y: مرسی بابت شعر قشنگتون :gol: :gol: :gol:
سلام و عرض ارادات مجدد به جناب جگرگوشه بخاطر حضور مجددتون.
استفاده کردیم. :SS:
به به باد امد بوی جگر گوشه اورد!!! کم پیدا بودی هم احد اووی؟حضور مجدد شما رو با این شعر گرامی میداریم جمیعا.
استفاده کردیم :SS:
سلام بر جگرگوشه کم پیدا!چه عجب از این طرفا! دلتنگ شعرهاتون بودیم که با این شعر زیبا از دلتنگی دراومدیم که انگاربند اول شعر هم دلتنگی شما رو نسبت به حیتاییها بیان کرده و بعد رفتین سراغ اصل شعرتون.خدا قوت :gol: :gol:
ارادت ما به تمام دوستان حیتاییم پررنگ است هر چند هر از گاهی سعادتمان کمرنگ میشود با عرض پوزش فراوان ما به جابجایی خورده بودیم و گرفتاریهای شب عید هم مزید بر این علت شد. حق یارتان و شادمانی همراهتان.
ومن چه دلتنگ بودم
دلتنگ تمام پنجره ها
دلتنگ همین لحظه ها دلتنگ همه حیتاییا
دلتنگ همه سادگیها
جناب جگر گوشه ما هم دلتنگ شما بودیم دلتنگ تمام شعرهای قشنگتان.
امیدواریم باز هم شعرهایتان به حیتا روح تازگی دهد
میخوردم ساده
ماست و نان ابزده
خوش اومدین دوباره
به قول حامد ما هم دلتنگتان شده بودیم، اگه اساس کشی داشتین کافی بود تو حیتا اعلامیه بدین، ما یک گروه خبره برای این کارا داریم، که نهایتا یه یخچال و بوفه رو میشکونن ولی بقیه رو سالم میرسونن، سرعتشونم خوبه، دستمزدم یک موشت الوچه خوشک و کیشته زردلو مگیرن :Y:
شعر مفاهیم زیبایی داشت ولی وزنش کم بود، دو سه پیمانه وزن اگه بهش بیشتر اضافه
میکردین زیباتر هم میشد.
بنام خدا /سلام از شعر نیمایی و زیبایتان لذت بردم خوشحال میشوم بیشتر با شما آشنا شوم . از اینکه خاطرات دوران کودکی را یاد آور شدید ممنونم . و این موضوع در ذهن من یک سوال بی جواب باقی مانده است که در هر دوره از سن و یا موقعیت اجتماعی هستیم قدر آن دوران را ندانسته و پس از گذشت زمان افسوس آن دوران را میخوریم و شاید هم من اینطور هستم و فکر میکنم همه ایچنین میاندیشند در هر صورت از آشنایی با شما خوشحال خواهم شد و دو سه بیتی با زبان مادری که خیلی برام عزیز است تقدیم میکنم. کنوم یاد از چراغ شیشه و چلیک نف / زمستون باد وبیدم بود و با برف / کنوم یاد از قدیماو برف و سرما / مخوردم کیشته و کشمیش و خرما / همه با یکدگر یار و صمیمی / مرفتم خانه هم شب نشینی / به زیر کرسی نشسته میزدیم حرف / اخیر شو مخوردیم شیره با کف :SS: :gol:
مثل همیشه عالی بود ممنون. :gol:
واقعا حال و هوای خوبی داشت و خیلی قشنگ بود. ممنون :gol: :SS:
واقعا عالی بود صمیمانه تشکر میکنم :gol: گندم