راز

چشم صنوبران سحر خیز/بر شعله بلند افق خیره مانده بود/

دریا بر گوهر نیامده آغوش میگشود/ سر میکشید کوه/ آیا در آن کرانه چه میدید؟/

پر میکشید باد / آیا چه میشنید که سرشار از امید/ با کوله بار شادی/

از دره میگذشت/ در دشت میدوید/ هنگامه ای شکفت/

یکباره اسمان و زمین را فرا گرفت/

نبض زمان و قلب جهان تند میتپید/ دنیا…/

در انتظار معجزه… خورشید میدمید…

تولد بهمن

تولد دوباره حیتا

به همه دوست جون های حیتا مبارک…

 

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

8 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. خوشم اومده از شعر و چند بار خوندمش.خسته نباشید.
    منم یه شعری از اخوان روبرای حیتایی ها بنویسم که بی مناسبت نیست ولی یکی میخواد بیاد مناسبتش رو توضیح بده.
    آبها از آسیا افتاده ; لیک
    باز ما ماندیم و عدل ایزدی .
    وآنچه گوئی گویدم هر شب زنم :
    (( باز هم مست و تهی دست آمدی؟ ))
    انکه در خونش طلا بود و شرف
    شانه ای بالا تکاند و جام زد .
    چتر پولادین ناپیدا بدست
    رو به ساحل های دیگر گام زد
    در شگفت از این غبار بی سوار
    خشمگین ، ما ناشریفان مانده ایم.
    آبها از آسیا افتاد ; لیک
    باز ما با موج و طوفان مانده ایم.

  2. نسیم گفت:

    شعرخیلی جالبی بود معلومه جناب ساحل علاقه منیشون به ادبیات خیلی زیاده این شهر ارایه های قویرو به کار گرفته بود.از دره میگذشت.دردشت میدوید.هنگامه ای شکفت این بیت خیلی بهم چسپید خسته نباشید ساحل :gol: :gol:

  3. افرا بهشتی گفت:

    قشنگ بود و “سرشار از امید” :Y: . سپاس :gol:

  4. یاس گفت:

    سلام ساحل جان شعر قشنگی بود یه ۱ماهی شعر نخونده بودم :VV: .مرسی :gol: :Y: :gol:

  5. گفت:

    شعر شما هم قشنگ بود جناب منصف.خیلی استفاده کردم. بله من شعرای شاعرای معاصر از جمله فریدونو خیلی دوست دارم. ( شعر از فریدون بود)

  6. علی نجفی علی نجفی گفت:

    منم میخواستم شعر بی ربطی از استاد عظیم الشان فخر الشعرا،ختم العلما،نور الکون والمکان،مایه ی مباهات زمین و اسمان استادنا ومولانا جواد یساری با مطلع
    اومدی اما دیدم دست تو سرده
    گفتی اون روزها دیگه برنمیگرده
    بنویسم که خود داری کردم وننوشتم.
    خسته نباشید حضرت ساحل هووووووووو

  7. گفت:

    خودداری بعضی وقتا خیلی چیز خوبیه… :Y:

  8. شاعران همه جمعند ما هم شعری بگوییم از شاعری ناشناس که حق مطلب را ادا نموده اند و چه زیبا فرموده اند که:
    تولد ، تولد ، تولدت مبارک … و باز در مصرعی دیگر فرموده اند که بیا و شمع ها را فوت نمای و قس علی هذا،… :Y:

    شعر بی نهایت زیبا بود و برای میلاد حیتا کاملا مناسب.
    :SS: