قافله در راه
زنگ کاروان در گوش
چلچراغ ماتم روشن
موج عزا در خروش
دشت بلا در تب
نجوا در دل شب
رویارویی قلیل مردان
با خیل کثیر نامردان
و سقا چه خشنود
از تحفه ی مشک وجود
و میشودشرمنده فرات
از خشکی لبهات
شرمنده ی طفلان و شکوفه های یاس
لیک نرسید به سرانجام خاص
وقتی درید
تیر مشک عباس
کبوتر امید پرید از دل سقا
اشک در حلقه ی چشمش مثل دریا
شکست قامت صحرا
حالا در مویرگ حیات
خون عاشورا
در تن ابادی ما
عمو العطش بچه ها
مشکین جامه
در تن سادگی ها
حلقه ی علمو
شور عاشقی ها…………..

سلام به شاعرآپ دیت اشعار مناسبتی حیتا که خیلی هنرمندانه اونا رو به رودمعجن مرتبط میکنه. ممنون، شعرتون مث همیشه زیبا بود.
التماس دعا :gol:
خسته نباشی جناب جگر گوشه همین ارتباط بین شعرتون و فضای عمو العطش بچه ها در روز عاشورا زیبا بود خسته نباشید
خدا قوت به جگرگوشه.
چون با حال و حوای ایام مناسب بود عالی بود . شعر خوبه که مناسبتی و تازه به تازه باشه.
در خصوص وزن یه انتقاد کوچیک هم بکنم که نسبت به موارد قبل این دفعه وزنش از همیشه کمتر رعایت شده بود و به نثر شبیهترش کرده بود.
به هر حال استفاده کردیم.
جای محتشم کاشانی خلی
یاد مگروف چی جوری شعر ورگویه.
بسیار عالی جناب جگرگوشه. بازهم مثل همیشه زیبا سروردید و آخر شعر رو به رودمعجن وصل کردین. اصلا رودمعجن جزء جدا نشدنی شعرهای شماست.خداقوت :gol:
سلام بر جگرگوشه عزیز خیلی عالی بود خدا قوت هوووووووووووووووووووووووووووو :gol:
واقعا زیبا بود فکر کنم شعر این دفعه از لحاظ وزنی یکم به سبک نیمایی نزدیک بود .بازم در عین حال بسیار عالی بود.
خدا قوت جگر گوشه ی عزیز.شعر جالبی بود و مناسبت تامی با این ایام داشت.پاینده باشی هم احد اووی :SS:
این بار از معدود دفعاتی بود که ریتم شعرتون در تمام طول شعر خوب دراومده بود و موقع خوندنش آهنگش در ذهن ساخته میشد خود به خود.
خداقوت شاعر حیتا :SS: