چند عکس قدیمی دیگر

سلامی دوباره به حیتاییان عزیز

این بار نیز سه عکس قدیمی را برای شما عزیزان به نمایش میگذارم، امیدوارم مورد توجهتان واقع شود. از اونجاییکه پشت نویسی  یکی  ازعکسها رو فراموش کردم از شما عزیزان خواهشمندم در صورت شناسایی اشخاص حاضر در عکس اونها رو معرفی کنید. سپاسگزارم

 

آقای علی ترابی

نفر اول از سمت چپ: آقای هوشنگ ایزدی

 

 

 

 

 

از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

20 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. افرا گفت:

    آقای امیدوار، باز هم بابت ترمیم عکسها سپاسگزارم، خیلی عالی شدند. :gol: :gol:

  2. سلام افرا عزیز
    عکسهای خیلی قشنگی گذاشتی :SS:
    دستت درد نکنه :gol:

  3. یعقوبی مجتبی گفت:

    خسته نباشید جناب افرا جالب بود ، من که هیچ کدومشونو نمی شناسم :OL: ولی همشون خوش تیپ بودن ، قیافه ها خفن :SS: دمشون گرم بازم جوانان قدیم همیشه شاد بودن ، خدا بیامرزه حجی هوشنگ ایزدی رو ، مرسی :SS: :YY:

  4. زمستان گفت:

    توی عکس دوم هم که اقای ترابی و مرحوم هوشنگ ایزدی رو میشه شناخت.سه نفر دیگه رو من نمیشناسم.
    اون عکس اول که اقای ترابی روی تخت مشک نشسته خیلی خاطره انگیزه البته تخت مشکش.نسل تخت مشک هم منقرض شد.یادش بخیر چه ماستهایی از داخل مشک تخت مشک بیرون میومد.غروب که میشد یه نصفه نون خشک رو برمیداشتیم یه کم اب میزدیم تا”ملَهیم” بشه و یه کم ماست از مشک برمیداشتیم و میمالومندیم روی نون و میزدیم بیرون و توی نسیم عصرگاهی خطه”نون د او زیه خدی ماست”میخوردیم.مزه اش هیچ وقت از زیر زبون ادم نمیره….
    خدا قوت افرا خانم.این مدل عکسا همیشه زیبا و خاطره انگیزه…

  5. اوحده اوو گفت:

    من که کسیو نمیشناسم ولی به قول زمستان دیدن این عکسا واقعا خاطره انگیزه مخصوصا نوع پوشش وخوده خال وهوای عکس واین رنگ پریدگی وکم حال بودن عکسا حس خوبی به ادم میده خسته نباشی

  6. نوه حجی مراد گفت:

    خودمونو تو کوچه پس کوچه های تنگ و تاریک تهران و مشهدو شهرای غربت سر گردون کردیم ده رو شش ماه به شش ماه اونم هربار دو روز بیشتر نمی بینیم خوب معلومه تخته مشک و ماست مشکی و همه چیز از دید ما منقرض شده است دیگه. نه عزیز هنوز توی ده هم تخته مشک پیدا میشه هم ماست مشکی و هم نان خشک د او زیه و هم همه چیز اما افسوس که کسی نیست لذت این همه لذتو ببره همش خاطره و خاطره و خاطره آه از این همه بی مهری ما در حق وطن @زمستان

  7. گفت:

    سلام افرا جان بازم عالی بود مخصوصا عکس داییم که از وقتی مرده تصویری از اون در ذهنم نبود خدا رحمتش کنه بازم ممنون :gol: :SS:

  8. دیشدوو گفت:

    مو هپکه زییوم :OO: :OO: :OO:

  9. من در حسرت کتری سیاه کنار اون پسر کوچیکه هستم، البته الآن احتمالا پدربزرگی شده واسه خودش!
    ولی بین این سه تا عکس اولی یه چیز دیگس، از لحاظ منظره و طرح و رنگش.
    خاطره تخته مشک و نون ماس هوش از سرم برد،مزه اش بیشتر از تمام این فست فود ها و رستوران های فلان و بهمان ور زبوم بمونده، او هوم با نون خوشک د اوو زیه…

    عکس سوم هم از احوالات خر معلومه که یکی از روزهای سخت عمرشو گذرونده!

    دست مریزاد خانم بهشتی.

  10. چغازنبیل گفت:

    درعکس ابشار از چب براست زنده یاد هوشنگ ایزدی – دومی هوشنگ پسر هادیخان ایزدی سومی محمد شیبانی نفر چهارم حاج علی ترابی پنجمی را نمی شناسم واقعا اقاپسر عکس خوب فیگوری گرفته.
    خرسواران هم اولی هوشنگ هادیخان وپشت سری مرحوم هوشنگ ایزدی هستند . انصافا خوب تیپ هایی داشته اند

  11. افرا گفت:

    چغازنبیل :درعکس ابشار از چب براست زنده یاد هوشنگ ایزدی – دومی هوشنگ پسر هادیخان ایزدی سومی محمد شیبانی نفر چهارم حاج علی ترابی پنجمی را نمی شناسم واقعا اقاپسر عکس خوب فیگوری گرفته.خرسواران هم اولی هوشنگ هادیخان وپشت سری مرحوم هوشنگ ایزدی هستند . انصافا خوب تیپ هایی داشته اند

    جناب چغازنبیل، ممنون از معرفیتون، من در مورد اسم پسر آقای هادی ایزدی”آقای هوشنگ ایزدی” شک داشتم که شما مطمئنم کردید. مرسی

  12. افرا گفت:

    سهراب سپهری :سلام افرا جان بازم عالی بود مخصوصا عکس داییم که از وقتی مرده تصویری از اون در ذهنم نبود خدا رحمتش کنه بازم ممنون

    خواهش میکنم دوس جون و خویشاوند عزیز :VV: تصویر دایی دیگه تونم در راهه :gol:

  13. افرا گفت:

    چغازنبیل :درعکس ابشار از چب براست زنده یاد هوشنگ ایزدی – دومی هوشنگ پسر هادیخان ایزدی سومی محمد شیبانی نفر چهارم حاج علی ترابی پنجمی را نمی شناسم واقعا اقاپسر عکس خوب فیگوری گرفته.خرسواران هم اولی هوشنگ هادیخان وپشت سری مرحوم هوشنگ ایزدی هستند . انصافا خوب تیپ هایی داشته اند

    درسته جناب چغازنبیل، من همچنین وصف خوش لباسی هادی خوان ایزدی پدر آقا هوشنگ رو هم زیاد شنیدم. :Y:

  14. افرا گفت:

    افرا :

    محمد امیدوار :من در حسرت کتری سیاه کنار اون پسر کوچیکه هستم، البته الآن احتمالا پدربزرگی شده واسه خودش!ولی بین این سه تا عکس اولی یه چیز دیگس، از لحاظ منظره و طرح و رنگش.خاطره تخته مشک و نون ماس هوش از سرم برد،مزه اش بیشتر از تمام این فست فود ها و رستوران های فلان و بهمان ور زبوم بمونده، او هوم با نون خوشک د اوو زیه…عکس سوم هم از احوالات خر معلومه که یکی از روزهای سخت عمرشو گذرونده!دست مریزاد خانم بهشتی.

    ببخشید یه سوال، جریان تخت مشک چیه؟ من ندیده بودم رو این تختها مشک درست کنن!

    ببخشید منظورم ماسته

  15. خوب این تخت مشک و توصیفات دوستان کار خودشو کرد. بلافاصله بعد از این نظر رفتم سراغ مادر و …
    امشب شام نون ده و فتیر ده و ماست مشک و گرجه محلی داشتیم ، جای همتون خالی!

    این صندوقی که آقای ترابی روش نشسته ، مشک رو میذاشتن داخلش، و در اصطلاح بهش میگفتن تخته مشک

  16. گفت:

    اقای دیشدوو میشه بگین برای چی هپکه زیین

  17. گمنام گفت:

    @محمد امیدوار
    کی واسه خودش مردی شده مستر مدیر؟ کتری سیاهه یا پسر کوچیکه یا هردوشون؟ :VV: خیلی کتری سیاه دوست داری؟ یه دونه نو بخر بذار رو آتیش سیاه میشه، اون موقع به آرزوت میرسی :YY:

  18. عکس های قدیمی همیشه جذاب و مورد استقبال است . خداقوت . بازم تو اقوام بگردید و عکس های قدیمی شون رو منتشر کنید.

  19. افرا بهشتی گفت:

    خوشحالم عکسها مورد استقبال قرار گرفتن، باشه سعیمو میکنم :gol: