حیتا یه حس خوب مثه شب نشینی با خدا در کوچه باغ بهشت
یک روزنه
از خیابون شلوغ به سکوت دشت
به هیاهوی پاییزی گنجشکها در باغ
حیتا
یک ابادی در سینه کش کوه
در قاب سبز تبریزیها سنجدها
حیتا
حس اشنایی در هیاهوی فاصله ها
یک روزنه هوای تازه
در همهمه ی دود و صدا
پنجره ای رو به ابادی
به باغ بسیار درخت
به موسیقی اب و اواز
حیتا
پاتوقی کنار یک پنجره
رو در رو به ابادی
شوق با هم بودن
حس خوب همدلی
حیتا
دیدار دوستان
دوستانی سبز تر از برگ درخت پاک تر از اب روان
حیتا
یعنی یک اغاز
اغازی به سر فصل بسته خاطراتم
پنجره ای باز
رو به فرهنگ صداقت به سیمای رنجور قناعت
به حس لبخند و رفاقت……. ادامه دارد.


حیتا
حس اشنایی در هیاهوی فاصله ها
حرف دل منو گفتی و شاید همه ی ما که سری میزنیم به حیتا و توی این هیاهوی فاصله ها یه حس اشنایی بهمون دست میده.
دست مریزاد جگرگوشه جان :gol: :gol:
سلام بر جگر گوشه خیلی قشنگ بود :SS: من که خیلی لذت بردم زمستون می گه حرف دل من گفتی ولی من فکر می کنم حرف دل همه ی بچه های حیتا رو گفتی .گت گفتی :gol: :gol: :gol:
ببخشید اشتباهشد گل گفتید :gol:
سلام بر جناب جگر گوشه منم مثل بقیه فکر می کنم که قشنگترین جای نوشتت این قسمت بود
حیتا
حس اشنایی در هیاهوی فاصله ها
و البته این قسمت:
حیتا
پاتوقی کنار یک پنجره
رو در رو به ابادی
شوق با هم بودن
حس خوب همدلی
بدون شک مهمترین کار حیتا همین کنار هم جمع کردن رودمعجنی هاست.
ممنون خیلی قشنگ بود :gol:
سلام بر جگرگوشه
خیلی عالی بود :SS:
من از این قسمتش خیلی خوشم اومد
“پاتوقی کنار یک پنجره
رو در رو به ابادی
شوق با هم بودن
حس خوب همدلی
حیتا
دیدار دوستان
دوستانی سبز تر از برگ درخت پاک تر از اب روان”
حیتا
حس اشنایی در هیاهوی فاصله ها
حیتا…
آشناترین آشیانه ی شما
آشیان آشناترین دوست من :gol:
حیتا یعنی یک آغاز.
حیتا یعنی آغاز یک اتفاق
یعنی اتفاقی بر آغاز یک همراهی.
آغاز یک تحول در روابط
تحول در روابط خشک و تکراری
حیتا یعنی یک آغاز . این آغاز را جدی بگیریم.
به جبران همه آنچه باید جدی میگرفتیم و نگرفتیم.
تمرینی باشد برای جدیت در آغاز.
درود برجگرگوشه گرامی :SS:
حیتا
دیدار دوستان
دوستانی سبز تر از برگ درخت پاک تر از اب روان
ممنون لذت بردیم پاینده باشی همسایه قدیمی :gol:
در ستایش حیتا
سلام آب به نظربازی سبزه با کلمات
سلامی از جهان غبارناک به چشمۀ حیرت،
به کوچه باغ پر از ترس بره ها در صبح
به گلبرگ های سیب رهای اندر باد
به تنگل و چنار و گردنۀ رو به آزادی
سلام به حیتا، ترانۀ شبانۀ رود،
به حق حق مرغانِ تا اذانِ سحر
به عکسهای صمیمی و قصههای قدیمی
به دستهای کودکی و دستههای بنفشه و زیفا
به چه چهِ هزار مقام در سپیدار صبح بهار
سلام به تماشای خورشید پیرهن آبی
به حیتای پر نگاه جوانی
به نام پدربزرگهای رفته – کلید آشناییها –
به عصر چشمۀ در آفتاب و هُرم پونه و زنبور
سلام به کفشدوزک در سربالایی ساقۀ شبدر
به غار غار خبرهای تازه¬¬ی حیتا
به «شرقّستِ یاه» بر گردۀ سکوت باغ
سلام ای مردم دیدۀ روشنایی
تمام چهل سال سکوت و فاصله را
در صفحۀ شیری رنگ تو میخوانم
سلامی دوباره بر حیتا
در ستایش حیتا
سلام آب به نظربازی سبزه با کلمات
سلامی از جهان غبارناک به چشمۀ حیرت،
به کوچه باغ پر از ترس بره ها در صبح
به گلبرگ های سیب رهای اندر باد
به تنگل و چنار و گردنۀ رو به آزادی
سلام به حیتا، ترانۀ شبانۀ رود،
به حق حق مرغانِ تا اذانِ سحر
به عکسهای صمیمی و قصههای قدیمی
به دستهای کودکی و دستههای بنفشه و زیفا
به چه چهِ هزار مقام در صبح سپیدارهایش
سلام به تماشای پیراهن آبی خورشید
به پر نگاهترین چشمۀ جوانی من
به عصر چشمۀ در آفتاب و هُرم پونه و زنبور
به کفشدوزک در سربالایی ساقۀ شبدر
سلام به نام پدربزرگهای رفته
– کلید آشناییها –
به «شرقّستِ یاه» بر خواب برگها در باغ
به غار غار خبرهای تازه¬ی حیتا
سلام ای مردمک زلال شادمانۀ ما
تمام چهل سال سکوت و فاصله را
بر صفحۀ شیری رنگ تو میخوانیم
سلامی دوباره بر حیتا
سلام واقعا شعر قشنگی بود
مخصوصا قسمت دوستانی سبزتر از برگ درخت پاکتر از آب روان و شعر جناب دکتر که واقعا زیبا و به جا بود. :gol:
سلا م به جگر گوشه
:gol: رو به صداقت واقعا عالی بود.
متنت خیلی قشنگ بود مخصوصا قسمتی که تفنگدار سوم نوشته بود. پاینده باشی. :SS:
بابا جیکارم که نکردی
خیلی عالی بود
همسایه