از خدا پرسیدم
خدایا چطوری می توان بهتر زندگی کرد ؟
خدا جواب داد؟
گذاشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر
با اعتماد زمان حالت را بگذران
وبدون ترس برای آینده آماده شو
شک هایت را باور نکن
هیچ گاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانیم چطوری زندگی کزد.




جالب بود.
فقط سعی کنید فونت بهتری رو انتخاب کنید تا مطالبتون خواناتر باشه
با اعتماد زمان حال رو بگذران رو خوب متوجه نشدم.
گاهی هم نیازه که به شک هایی که باورت هم نیستند دقت کنی و چه بسا باور کنی.
مطلب کوتاه و مفیدی بود.خسته نباشید.
سلام یاس عزیز .متن زیبایی بود. :gol:
زندگی باید کرد،گاه با یک گل سرخ،گاه با یک دل تنگ،
گاه باید رویید در پس این باران،گاه باید خندید بر غمی بی پایان،
زندگی باور میخواهد،آنهم از جنس امید،که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد،
یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز.
متن کوتاه و جالبی بود اما یه اشکال بهش میشه گرفت
“هیچ گاه به باورهایت شک نکن”.فقط ادمهای جزم اندیش و متحجر هستند که هیچ گاه به باورهاشون شک نمیکنن.شک نکردن به باورها حاصلش این میشه که ادم خودش رو خوب و برحق مطلق بودنه و این مجوز این میشه همه ی ادمها خوب و بد بودنشون با توجه به نزدیکی به خود ادم مشخص بشه واین سراغاز غرور و تکبره.خیلی از جنایتها ی تاریخ به خاطر این اتفاق افتاد که مردم در باورهاشون شک نکردن و باور خودشون رو حق مطلق و تنها حق مطلق دونستن و کسانی رو که به این باورها باور نداشتند سزاور قتل وزجر تشخیص دادند.
خدا قوت هووو
سلام یاس عزیز :VV:
خیلی متنت جالب بود به خصوص این جمله” شک هایت را باور نکن
هیچ گاه به باورهایت شک نکن”
البته برخلاف نظر زمستان
خیلی جالب بود :VV:
ممنون :gol: جالب بود منم با زمستان موافقم شاید به جای جمله ی آخر باید میگفت “شک هایت را باور کن اما در آن نمان حقیقت را پیدا کن”
به تفنگدار سوم:
1- به این باور اعراب جاهلی دقت کنید: دختران باید زنده به گور شوند.
آنها به این گفته باور داشتند و طبق گفته شما هیچ گاه نباید به این باورشان شک میکردند.
2- علامه بزرگوار حسن زاده آملی میفرماید ( از دین به در آمدم و دوباره در دین شدم)
ایشان در باورهای مذهبی شان که با آن شناخته شده اند هم شک میکنند و به قول خودشان از دین خارج میشوند ودوباره با تفکر و تعقل دوباره دین رو به عنوان باور قبول میکنند.
3- اینکه هیچ گاه به باورهایت شک نکنی در صورتی کاملا درست است که شما هیچ وقت اشتباه نکنی و تمام باورهایت درست و عاری از خطا باشد ، که این هم در دین ما برای معصومین ممکن است و همه ما ممکن است باورهایمان غلط باشد.
4-یک احتمال در متن نوشته یاس ممکن است و اون هم اینکه منظور از اینکه در باورهایت شک نکن این باشد که آدم سستی نباشی ، یعنی اون دسته ای که اصلا نمیتونن تصمیم بگیرند و اقدام کنند .
سلام به ایزد ،منصف ،سپیدار ،زمستانتفنگدار سوم ،چنار ،حامد ،ودوباره منصف :
از اینکه نظراتتون رو گفتین وافعا ممنون وسپاس گذارم به دلیل کمی وقت که میدونید الان وقته امتحاناست جواب کلی به همه دوستان میدم. شعر ،شعر زیبایی ولی به قول جناب منصف میشه گفت که ایراداتی به آن وارده.ولی جناب منصف منظور این شعر به اون دسته آدمای سست بنیاد نه به مطالبی که گفتین ولی واقعا خوشحالم که در مورد یک مطلب هرچند ساده باهم تبادل نظر میکنید.یک از ویژگی های خوبه حیتا همینه
و از همه ی دوستان ممنونم.همگی موفق باشید.
اگه احتمال منصف رو درباره ی سستی نکردن در راه باورها کنار بذاریم که البته باورهایی رو باید شامل بشه که آزموده باشند و مراحل شک و یقین و سپس شک و باز یقین رو سپری کرده باشند، اون وقت میرسیم به اونجا که اگه قرار بود از ابتدا بشر بر باورهایش می ماند و شک را جایز نمیشمرد آنگاه انسان هنوز همان انسان چند هزار سال قبل بود، کوچکترین کشف های بشری علاوه بر احساس نیاز محصول شک به شرایط موجود بوده. کافی بود عربهای جاهلی بر عقاید خودشون شک نمیکردن اونوقت حتی از اسلام هم کاری ساخته نبود. اگه گالیله به چرخش خورشید به دور زمین شک نمیکرد و اگه …
به نظر من شک کردن خیلی هم خوبه منتهی بر شک ماندنه که خوب نیست، انسانی که پیوسته در شک باشه و راهی برای بیرون رفتن از اون پیدا نکنه انسانیه که طعم ایمان رو در زندگیش نمیچشه ، ایمانه که هدف میده. به نظرم عقیده ای که به ارث رسیده باشه بسیار سست خواهد بود، عقیده ی که بعد از شک بدست میاد چنان شیرینه که انسان حاضره در راه دفاع از اون جانش رو هم بده.
از تفنگدار به منصف
من کم آوردم ولی سر :TT: حرفم هستم :YY:
درسته حق با شما و جناب مدیر