از همین نویسنده ...
نوشته‌های مشابه

دیدگاه‌های حیتانشینان

10 دیدگاه ارسالی !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. علی نجفی علی نجفی گفت:

    عکسش کنایه ی جالبی داره.مثل این پروژ ه های ناتمام دولت که شونصد سال از تاریخ کلنگ زنیشون میگذره و هنوز توی مرحله ی کلنگ زنی هستن.من توی عاشورای اون سال بودم.همون روزی که تصمیم گرفته شد این حسینیه ساخته بشه و جلو ی مسجد امام داشتن کمک جمع میکردن و از پشت بلندگو اسم اونایی رو که کمکی میکردن میخوندن.هرکس بخشی از کار رو تقبل میکرد،یکی میگفت من دراشو میسازم،یکی میگفت پنجره هاش با من یکی میگفت رنگ کردنش با من یکی میگفت چراغ و لوستراش با من.خلاصه توی اون جو جوگرفتگی هرکس یه گوشه ی کار رو تقبل میکرد و اسمش از بلندگو اعلام میشد.یکی از ظرفای ده که اونجا حضور داشت با صدای بلند گفت”مو هوم برفاشر مندزُم” همه زدیم زیر خنده.انگار اون ظریف میدونست که حسینه ای ساخته نمیشه که سقفی داشته باشه تا روی اون سقف برفی بشینه و اون برف نیازی به انداختن داشته باشه.
    دمت گرم سعید خان عکس جالبی بود و پر از حرف و کنایه.تیتر خوبی هم براش گذاشتی

  2. شکارچی شکارچی گفت:

    آره به قول معروف (خنی امه به پای چوی رسی)،آره سعید جان آنروز من خودم یکی از شاهدا
    ن عینی آن پروژه بودم و میدیدم زنان و دخترانی که گوشوارههای خود را که شاید تنها موجودی با ارزش آنها از کارکردن های پای دار قالی بود با شوق فراوان هدیه میدادند بی آنکه توقع دریافت رسیدی یا فاکتوری داشته باشند. حالا امروز ۸ سال از آن ماجرا میگذرد و صحنه حسینیه ای که فقط مانده برفهای نینداخته پشتبام آن!!!!!
    البته ناگفته نماند در این میان بودند کسانی که بادوراندیشی آن پروژه را ناتمام میدیدند. حالا سوال این است آقایان مجری پروژه تکلیف آن پولها و طلاها چه شد؟
    آن همه وعده و وعید کو؟ مهندسین، نقاشها، جوشکارهاو….. که قول ساخت داده بودند کجایند؟  

  3. پدر گفت:

    یک نگاهی به تاریخ شروع و اتمام و هزینه های قطار شهری مشهد و ندانم کاریهای مهندسین و مابقی قضایا بندازین برین خدا رو شکر کنین بابا جان :VV:

  4. دیشدوو گفت:

    :R: :R: :R: :R: بایستی بحال این رودمعجن واین قضایا گریست
    آه اگر آه من و ناله اگر ناله توست آنچه البته بجائی نرسد فریاد است حال شما بگردید پیداکنید پرتغال فروش را (پولها و طلاها و… ) :N: :N: در این خصوص پیشنهادی دارم که بایستی در جلسه بعدی خدمت اعضای حیتا عرض کنم :MM: :MM: :R: :R:

  5. سلام بر سعید عزیز. عکس خوبی بود. از مباحث مربوط به مشکلات روستا بود. از قضا من هم تو اون روز کذایی بودم و صحنه های شخص معروفی که پشت بلندگو بود رو یادمه. همونجا خیلی ها از اینکار ناراضی بودند اما چه میشه کرد.عکس تاثیر گذاری بود.
    اما نباید خیلی هم داغ کرد. چون خود ما ها تا الان یک بار رفتیم در این زمینه تلاشی کنیم. حالا که فهمیدیم چیکار میکنیم؟مگه تا حالا نشده تو زندگی برنامه ای داشته باشی اما به مرحله اجرا نرسیده.
    البته بحث پول و طلاها باید از همون اول روشن میشد و مشخص میشد به کی و برای چی داده شده.
    به هر حال ممنون.

  6. مينج گفت:

    تشکر از سعید که بلاخره مطلبی در راستای اهداف کلی سایت هم دیدیم.
    مطمئنم که خالص ترین فرد اون جمع همون برف اندازش بوده و باید دستشو بوسید .
    اما همه ی ما پرو‍ژه ی ناتموم زیاد دیدیم ولی دستمون نرسیده که کاری بکنیم . ولی شاید بتونیم برای این یکی کاری بکنیم و فرهنگ ساز بشیم . پس از صاحبنظران میخوام که برای جلسیه ی بعدی حتماً در موردش صحبت کنند .

  7. بقول اقای دیشدوو واقعا که باید بحال اوضاع و احوال رودمعجن خون گریه کرد متاسفانه در هر جامعه ای یک عده فرصت طلب پیدا می شن که با احساسات مذهبی و پاک مردمشون بازی میکنند و از این طریق سوء استفاده های بزرگی میکنند. اما من از یک منبع کاملا موثق شنیدم که با افرادی غیر از اون افراد صحبتهایی شده و ان شاء الله قراره کارهایی بشه

  8. حداقل برای ما که جلوی خونه حجی رمضعلی(باباکلوم) بد نیست هم پارکینگه هم پیگا هم…. :YY:

  9. من هم اون روز رو یادمه، شاید آخرین باری بود که محرم رومعجن اونقدر شلوغ میشد…

    با احترام به نظر دوستان ، و با وجود اینکه ضرورت های وجود یک حسینیه رو در کنار ۵ مسجد دیگر رودمعجن تا حدودی درک میکنم ، ولی باید بگم همین بهتر که این هزینه در این راه صرف نشد ، رودمعجن نیازهای بزرگتری داره ، حالا وجود یک حسینیه که در ۳۶۵ روز سال ممکنه فقط ۲ روزش به ظرفیت کامل برسه ( در بقیه ۳۶۳ روز سال مساجد روستا هم به ظرفیت کامل خودشون نمیرسن ) دردی رو دوا نمیکرد ، یک فضای ورزشی برای جوانان و یا یک کارخانه با قابلیت استفاده از مواد اولیه تولید شده در روستاو مواردی از این قبیل به نظرم استفاده بیشتری خواهد داشت. همین مسجد امام هم جوابگوی نیاز روستا هست.
    باور دارم که خود ائمه هم بر این کار راضی تر خواهند بود تا اضافه شدن حسینیه های خالی و گنبد های طلایی و …

  10. مینج زرد گفت:

    یک فضای ورزشی برای جوانان و یا یک کارخانه با قابلیت استفاده از مواد اولیه تولید شده در روستاو مواردی از این قبیل به نظرم استفاده بیشتری خواهد داشت.
    ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
    خیلی +دادم چون هپکه زیم کردی با سخنرانیت