مجتبی عبدالهی 4303 روز پیش
بازدید 70 ۱۳ دیدگاه

قسمت اول : هدف

 

     با سلام خدمت همه اهالی حیتا.

   در ابتدا به خاطر عدم حضورم در جلسه عمومی عذرخواهی کنم. هیچ کس غیر خودم نمیدونه که چقدر دوست داشتم تو این جلسه شرکت کنم. توی دفترچه یاد داشتم چند صفحه به تمام موضوعات مربوط به حیتا اختصاص داده بودم که توی جلسه مطرح کنم اما به خاطر مشکلاتی که برای مراسممون پیش اومد و نبود ماشین و …….. نشد که بیام رودمعجن .

ظاهرا که جلسه خوبی تشکیل شده و بحث های خوبی هم مطرح شده . من هم نظراتم رو در مورد مصوبات مطرح میکنم تا به اطلاع همه دوستان رسونده باشم.

در مورد عکس ها که کار خیلی خوبی بود تا حداقل نویسندگان رو ببینیم جالبه بدونید در عکس های منتشر شده ۴تا پسر خاله ، ۲ تا پسر دایی، یک پسر عمو ، یک پسر دختر عمه و  یک پسر دختر عموی مادر من حضور دارند.

در مورد هدف :

  ۱-  با بند الف موافقم . ایجاد محلی مجازی برای تبادل نظر رودمعجنیها که  بسیار مناسب و مصداق صله ارحام است .

  ۲- با بند ب موافق نیستم. تلاش برای زنده نگه داشتن  رسوم و فرهنگ رودمعجن؟ یعنی ما باید تلاش کنیم که فرهنگ و رسوم رودمعجن باقی بمونه؟

 یعنی ما باید در مراسم های خودمون یک نفر رو بگماریم تا از ورود بچه ها تا پایان  مراسم جلوگیری کنند ؟ چرا؟ چونکه این یکی از فرهنگ های رودمعجنه؟

در رودمعجن  رسم بوده که  داماد  در دوران عقد به سادگی اجازه شرفیابی به خدمت عروس رو نداشته و موارد زیادی داشتیم که داماد در عملیات های چریکی از درخت بالا رفته و………

حالا تصور کنید ما بخوایم این رسم رو زنده نگه داریم .

غرض از این مثال ها این بود که این هدف نمیتونه هدف ایده آلی باشه برای حیتا .

 نظر من درست برعکس اینه . بلکه باید تلاش کنیم فرهنگ درست رو جایگزین فرهنگ های غلط رودمعجن کنیم .

 همینطور رسم و رسوم بهتر رو بجای رسوم غلط .

پس بنظرم برای بند دوم این جمله بهتر از جمله ذکر شده است :

((تلاش برای حذف رسوم و فرهنگ های غلط و  ترویج فرهنگ و رسوم  درست))

۳- با  بند ج هم موافق نیستم . معرفی رودمعجن به غیر رودمعجنیها با چه هدفی و به چه دلیلی؟ در درجه اول غیر رودمعجنیها به وبلاگ سر نمی زنند . در ثانی اگه سر بزنند و ما تلاش کنیم رودمعجن را به دیگران بشناسانیم و آنها طالب رودمعجن بشوند  ، این درست همون چیزیه که نباید اتفاق بیفته. سوء تفاهم نشه. من منظورم این نیست که دور رودمعجن روباید پرده آهنین  بکشیم که کسی نبیندش بلکه منظورم اینه که بدونیم چه هدفی رو دنبال می کنیم  . به نظرم بند ج از اهداف اگر حذف بشه بهتره.

من نمیدونم نظراتی که بصورت ویدئو کنفرانسی برای محمد فرستادم اصلا مطرح شده و در موردش بحثی شده یا نه .

بنظرم اگه بجای بند ج عبارت زیر رو جایگزین کنیم مناسب تر باشه . (( تلاش در جهت  ارائه راه حل برای  مشکلات روستا و روستاییان و در مرحله بعد تلاش برای رفع مشکل))

علت اصلی که قصد داشتم تو جلسه شرکت کنم همین بند بود. نمی دونم دوستان چقدربه  مشکلاتی که توی روستا وجود داره فکر میکنند. من که هر وقت فکر می کنم از خودم خجالت می کشم که چرا هیچکاری نمی کنیم . یعنی واقعا مشکلات موجود راه حلی ندارند ؟ یعنی این همه رفتیم درس خوندیم و ادعا می کنیم ، نمی تونیم برای روستای کوچیکه خودمون نسخه بپیچیم و براش تلاش کنیم؟ یعنی دوستان دغدغه معتاد شدن دوستانشون رو ندارند ؟ دغدغه بی بند و بار شدن دوستانشون رو ندارند ؟ دغدغه اشتغال دوستانشون رو ندارند ؟ دغدغه فرهنگ غالب مردم ، نوع گفتار خیلی از روستایی ها رو ندارند ؟

باز هم بگم . سوء تفاهم نشه. من نمی گم که می شه تمام مشکلات  روستا رو توی حیتا حل کرد اما باید به حداقل ها کفایت کنیم و براش تلاش کنیم . صفحه حیتا به هیچ عنوان نمیتونه ایده آل ارتباط ما باشه . حیتا باید ویترین کارهای ما باشه . اگه ما خارج از حیتا با هم در ارتباط نباشیم  و با هم تلاشی نکنیم حیتا چاره ساز نخواهد بود .

مطلبم طولانی شد و اگه بیش از این بنویسم دوستان حوصله خوندن نخواهند داشت . پس همین جا مطلبم رو قطع میکنم و این مطلب رو به هدف اختصاص می دم  تا اگه دوستان موافق باشند نظراتشون رو ابراز کنند تا  در مورد هدف به نتیجه برسیم ( چون خودتون گفتید تصمیمات جلسه قطعی نیست میگم و الا ما مطیعیم )

دوستانی که حوصله نظر مبسوط ندارند حداقل به این سوالات به طور خلاصه پاسخ بدهند:

۱- آیا با اصلاح بند ب(ترویج فرهنگ و رسوم) موافقید؟

۲- آیا با حذف بند ج ( معرفی به غیر رودمعجنیها ) موافقید؟

۳- آیا با درج بند جدید ( بحث مشکلات) موافقید؟

بعد از هدف مطالب بعدی رو به ادامه صورت جلسه حیتا اختصاص می دم.

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. حامد نجفي گفت:

    ما هم خیلی دوست داشتیم توی جلسه باشی هر چند به نظر میرسه که به صورت"اس ام اس کنفرانس"توی جلسه بودی. منتظر نظراتت هستیم

  2. حامد نجفي گفت:

    ها!!! یه دفعه ادامه مطلب اومد
    با حرفهایی که در مورد بند ب زدی کاملا موافقم.البته منظور بچه ها از زنده نگه داشتن رسوم مطمئنا رسوم خوب بوده ونه رسوم اشتباه. همینجا بگم که طنز نویسان حیتا میتونن در مورد رسوم اشتباه طنزهای جالبی بنویسن.
    اما با حرفات در مورد بند ج موافق نیستم مطمئنا ما باید روستامون رو که یکی از بهترین مراکز گردشگریه استانه به بقیه معرفی کنیم چون جذب گردشگر اگه درست و با برنامه انجام بشه خودش میتونه مشکلات روستا رو حل کنه. شاید بهتر باشه بند ج خودش دو تا بند بشه:۱تلاش برای رفع مشکلات روستاو۲معرفی روستا به دیگران که البته فکر میکنم معرفی روستا تا وقتی که وبلاگ تبدیل به سایت نشه امکان نداره

  3. سلام
    اولش بگم که این مطلبی که من نوشتم تمام چیزهایی که تو جلسه بحث شد نبود، یه مشکل این بود که بحثها خیلی پراکنده بود یعنی در آن واحد روی ده تا موضوع بحث می شد! و خیلی ها هم بدون نتیجه گیری رها می شد. وافعا موضوع باسه بحث زیاد بود و جا داشت دو سه جلسه دیگه هم اضافه میکردیم. و الآن فرصت خوبیه که روی ادامه اونها بحث کنیم ، دستت درد نکنه که این بحث رو شروع کردی، منتظرش بودم.

    به دلیل حوادث پیش بینی نشده (!) متاسفانه با کمی تاخیر، من سه روز بعد جلسه سعی کردم چیزایی که یادم بود رو دسته بندی کنم و بنویسم.

    و قسمت بدترش اینکه بخش اهداف رو آخرین لحظه یادم اومد و قبل از اینکه ثبت مطلب رو بزنم اضافه کردم باسه همین عبارت هاش درست حسابی و فکر شده نیست و زیاد هم توضیح داده نشده. فکر کنم برای کسایی که تو جلسه نبودن باعث ابهام شده.
    ج۱ : ترویج فرهنگ و رسوم یعنی چی؟ یعنی اینکه در کل یه فرهنگ دیگه ای رو بیایم تو رودمعجن جا بندازیم؟
    منظور ما این بود که یه سری آداب و سنتهای قدیمی هست که داره فراموش میشه و خوبه که اینجا ثبت بشه و بصورت یه تاریخچه باسه آینده گان بمونه، به علاوه یه سری لغات و اصطلاحات قدیمی و …
    هدف ما ثبت و ضبط اونها بوده نه ترویج رسوم ( اونم غلط ) قدیمی.
    و در کل بند ب این بود که برای خودمون، نسلهای قبلی و بعدی رودمعجن کار کنیم.( که مبحث حل مشکلات روستا رو هم در بر میگرفت و تقصیر منه اگه نتونستم منظورو برسونم)
    نظر شخصی من اینه که اگه یه جوری بشه غنای فرهنگی خودمون رو حفظ کنیم ( یعنی ریشه خودمون نزنیم بالآخره مشخص باشه که رودمعجنی هستیم و رودمعجنی یعنی چی ) در کنارش برای حذف یکسری آداب و رسوم غلط هم تلاش کنیم فرمول مناسبی باشه.

  4. ج۳: بحث در باره ی مشکلات موجود و ارائه راه حل هم در جلسه بحث شد ( من فراموش کردم بنویسم ) و همه بر ضرورت افزایش بحثای جدی مثل مهاجرت که اوایل مدتی کار شد تاکید داشتن و قرار شد مطلب این تیپی بیشتر بنویسیم.
    ج۲: بند ج در مقابل بند ب بوده ، یعنی کارهای فرا روستایی بکنیم ، این بخش به توصیه دهدار رودمعجن که در جلسه حاضر بود و به نوعی نماینده مردم ساکن روستا بود و از نزدیک با مشکلات و دغدغه ها درگیر بود اضافه شد.
    و کلی بجث شد و مثالهای موفق براش آورده شد .
    دلیلت رو نمی فهمم که چرا نباید در جهت شناسوندن قابلیت ها و کمبود های روستا برای کسانی که از خارج روستا میخواین وارد یشن تلاش کنیم. از یه طرف میگی رسوم غلط قدیمی رو حذف کنیم و فرهنگ بهتری رو جایگزین فرهنگ رفتاری و حتی گفتاری رودمعجن بکنیم و از اون طرف میگی نباید دیگران طالب رودمعجن بشن و احتمالن منظورت جلوگیری از یک نوع تهاجم فرهنگیه.
    منظور ما این بود که با این ظرفیتهایی که رودمعجن داره ( چه از لحاظ گردشگری چه تاریخچه مذهبی و انفلابی روستا و چه … ) حیفه که از یکسری کمبودهای اولیه رنج میبره ، میشه اطلاع رسانی کرد ،از خارج روستا امکانات گرفت و …
    مثلا اینکه بهداری روستا فلان مشکل رو داره هر چه قدر هم که ما روش بحث کنیم ممکنه این مشکل حل نشه ، نیاز داره یک مسئول خارج از این جمع این مشکل رو حل کنه.
    البته ما هم موافق بودیم که این وبلاگ جای مناسبی برای این کار نیست و میشه این کارهارو در یک وب سایت جداگانه سازماندهی کرد.

    و در آخر اینکه منظور ما یک تقسیم بندی کلی بوده ، و به نظرم خوبه در هر بخش روی جزئیات بیشتر اهداف و راه های رسیدن به اون اهداف هم بحث بشه.
    و به نظرم اگه بند ب رو اصلاح کنیم ،( الآن نمیدونم چه عنوان کلی میشه باسش گذاشت ) اونوقت "نلاش برای حذف رسوم و فرهنگ های غلط و ترویج فرهنگ و رسوم درست" و "تلاش در جهت ارائه راه حل برای مشکلات روستا و روستاییان و در مرحله بعد تلاش برای رفع مشکل" میتونن زیرمجموعه های بند ب باشن و به نوعی اهداف ریزتر ما.
    و باز هم عذرخواهی میکنم از اینکه مشکل از طرف من بود که نتونستم جملات درستی رو بنویسم.

  5. مرادی گفت:

    با پیشنهاد اول (اصلاح بند ب) موافق نیستم . چون ما نمی دانیم که فرهنگ درست چیه و فرهنگ غلط چیست. اصلا فرهنگ غلط و درست نداره که ما بخواهیم اصلاحش کنیم . اگر چیز غلطی هم وجود داره عادت غلطه نه فرهنگ غلط مثل عادات غلط مصرف . که این نوع عادات غلط هم فکر نکنم در رودمعجن انقدر زیاد باشه که ما بخواهیم اصلاحش کنیم . . فرهنگ یعنی مجموعه آداب و رسوم که در هر زمانی و در نتیجه ورود تکنولوژی و پیشرفت جامعه دستخوش تغییر میشه . که این تغییر شامل فرهنگ رودمعجن نیز میشه . در ضمن ما نمی توانیم قضاوت کنیم که آیا فرهنگ گذشته رودمعجن خوب بوده که حالا فرهنگ غلط جایگزینش شده . فقط از آنجا که مردم هر زمانی آداب و رسوم خاص خود را دارند و از آنجا که ادمی تمایل به حفظ اداب و رسوم و ثبط و ضبط گذشته خود دارد . ما نیز این علاقه را در وجود خود داشته و دوست داریم گذشته خود و اداب و رسوم گذشته را حفظ کنیم بنابراین من فکر می کنم همان تلاش برای زنده نگهداشتن فرهنگ رودمعجن بسیار عالی است.
    در زمینه پیشنهاد دوم یعنی حذف بند ج نیز مخالفم . در این خصوص زیاد بحث نم کنم چون طولانی می شود. فقط همینقدر در نظر بگیرید که یک روستا مثل جمال اباد کالو در بوشهر که یک روستای بسیار دور افتاده و بدور از هرگونه امکانات بود . و حالا بعد از گذشت سه یا چهار سال تنها با وبلاگ یک سرباز معلم و معرفی این روستا در وبلاگ خودش به جایی رسیده که در اثر همین معرفی اینترنتی این روستا دارای اب . برق. گاز . اسفالت . مدرسه . کتابخانه و خیلی امکانات دیگر شده است .
    و اما در زمینه پیشنهاد سوم یعنی درج بند جدید ( بحث مشکلات روستا) بسیار موافقم . هر کار می تونید انجام بدهید. ضمن اینکه معرفی روستا و شناساندن ان به جامعه خود می تواند چاره ساز و یا زمینه ساز حل خیلی از مشکلات باشد.

  6. منصف گفت:

    از دوستانی که نظر دادند ممنون.همه رو مطالعه کردم و به دوستان دیگه هم توصیه می کنم مطالعه کنند. صبر میکنم تا اگه دیگر حیتاکاران هم نظری داشتند ابراز کنند بعدش به تحلیل نظرات میپردازیم.

  7. شرمنده که من دیر سر زدم یکی دو روزی بود که نتونستم به وب سر بزنم لذا دیر نظرم میدم کمی گمانم.
    ۱-در مورد زنده نگه داشتن اداب و رسوم یه کم باید واقع بین باشیم.ما چه بخواهیم و چه نخواهیم اداب و رسوم قدیمی رودمعجن(رودمعجن رو به مثابه ی یک واحد کوچک از تمام روستاهای ایران و یا تمام جوامع پیرامونی جهان هم میتونیم بگیریم و این قضیه رو تعمیم بدیم)همونجور که تا حالا کم کم منسوخ شدن و به فراموشی سپرده شدن منبعد هم همین بلا سرشون میاد و به کلی تحت هجوم فرهنگ غالب از بین میرن.این فرهنگ یا به قول جناب مرادی عادات چه خوب و چه بد از بین میرن و کار چندانی هم از دست ما ساخته نیست.مثلا همین رسم راه ندادن بچه ها به مسجد برای غذا خوردن ازوقتی منسوخ شد که ارتباط مردم ده با هیئتهای شهر بیشتر شد،تلویزیون به ده اومد و اطلاعات مردم از اطرافشون گسترش پیدا کرد و کم کم این رسم منسوخ شد و به بچه ها هم کم کم قدر بزرگترها احترام گذاشته شد.یا همون مراسم نامزدی و عقد و عملیاتهای چریکی برای دیدن همسر اینا همش کم کم بر اثر نفوذ فرهنگ غالب از بین رفت و یا اصلاح شد.عادات خوبی هم بود که این عادات هم از بین رفت یعنی تر و خشک با هم سوخت و منبعد هم مابقی تر و خشک میسوزه چون فرهنگ سنتی در مقابل فرهنگ جدید توان و ابزار ایستادگی نداره.منظورم از همه ی این افاضات این بود که اولا ما نه میخوایم و نه میتونیم عادات و رسوم و فرهنگ سنتی رودمعجن رو (چه عادات خوب چه عادات بد)زنده کنیم چون نه توانش رو داریم ونه ابزارش رو و نه در بعضی مواقع کار درستیه این کار.منظور از زنده کردن گمانم این باشه که فقط بدونیم که در قدیم اجداد ما چکار میکردن.یک جورایی زنده نگه داشتن خاطره ی گذشته است برای اینکه بدونیم ریشه ای داشتیم واحساس غربت و بی ریشگی نکنیم(ابیته این یک نظر شخصیه) والا کاراز دست ما بر نمیاد.این رو به حساب نا امیدی نذارید.کمی اگر واقع بین باشید میبینید که ما تقریبا خلع سلاحیم در مقابل نفوذ و هجوم فرهنگ غالب جدید.

  8. ۲-در مورد معرفی به غیر رودمعجنیها محمد هم اشاره کرد.توی اون جلسه دهدار ده هم بود و یک مثال خیلی خوب هم زده شد از یک وبلاگی که در مورد افتادن در مدرسه روی یک از دانش اموزا که منجر به فوتش شد و اون وبلاگ که وبلاگ شخصی بود چنان به وزیر اموزش و پرورش تاخته بود(هرچند مغرضانه و غیر منصفانه)که از وزرات اونقدر پیگیر کار شدن تا در مدرسه مثل"در قلعه ی خیبر"ساخته شد.منظور از معرفی وبلاگ به غیر رودمعجنیها این بود که حوزه ی نفوذ وبلاگ رو گسترش بدیم برای اینکار چند فایده مترتبه:
    ۱-اگر مشکلی توی رودمعجن اتفاق بیفته میتونیم با بحث کردن در مورد اون مشکل در وبلاگ اون مشکل رو به گوش مسئولین مربوطه برسونیم و از این راه کمکی به حل مشکل بکنیم
    ۲-با گسترش حوزه ی نفوذ ،وبلاگ خودش به یک مرجع برای رودمعجن تبدیل میشه که اگر کسی بخواد خبری یا نظری بده میتونه بهش مراجعه کنه.
    من دلیلت رو برای معرفی رودمعجن به غیر رودمعجنی ها نفهمیدم.هرچند من خودم شخصا سکوت ده رو و این که بکر بودنش حفظ بشه رو خیلی دوست دارم و لی اگر(تاکید میکنم اگر)توی بحث امدن مسافر درست کار بشه میتونه در روستایی که منبع درامد چندانی نداره خودش تبدیل به یک منبع درامد بشه.میدونم این کار کار سختیه و سخنرانی کردن در موردش اسون ولی اگر کسی بخاد میتونه از این راه درامد خوبی کسب کنه.دلیلت رو برای مخالفت با این کار اگه روشنتر بنویسی بهتره.باید کلیت قضیه رو در نظر گرفت و اینکه یک عده ای به خاطر یک سری مشکلات خاص که امدن مسافر(از لفظ گردشگر استفاده نمیکنم چون هنوز کسائیکه میان ده مسافرن نه گردشگر)برای ده ایجاد کرده باهاش مخالفن رو نباید مبنا قرار داد.
    اتفاقا در اون جلسه خود محمد هم اشاره ی کرد به اون وبلاگ سرباز معلم روستای کالو که جناب مرادی هم اینجا متذکر شد.این میتونه مثال خوبی باشه برای یک امکان برای بهتر شدن وضع یک روستا.

  9. ۳-در مورد بند ج گمون نمیکنم کسی مخالفتی داشته باش.بحث در مورد مشکلات و اگر شد(اینجا هم تاکید میکنم اگر)ارائه ی یک راه حل(حتی اگر در حد یک ارائه باشه و بس)خیلی خوبه.همه ی ما دلمون از تمام اون چیزهایی که دل تو رو به درد اورده به درد میاد.ما هم دوست داریم کاری بکنیم(حتی اگر در حد همین دوست داشتن باشه و کار عملی هم نکنیم) اما اتفاقا تلاش برای حل مشکلات روستا نه تنها با معرفی وبلاگ به دیگران و گسترش حوزه ی نفوذش منافات نداره بلکه این دوتا مکمل هم هستن.وقتی وبلاگ رو افراد بیشتری بخونن،و وبلاگ بتونه خودش رو نه به عنوان یه وب دورهم بودن بلکه به عنوان یک رسانه که میتونه برای روستا منشائ اثر باشه معرفی کنه( ومن دوست دارم جفت این دوتا با هم باشه) خوب قطعا میتونه در حل مشکلات ریز و درشت موفقتر عمل کنه.اگه خواسته باشم نتیجه گیری بکنم باید بگم.با بند اول نه مخالفم نه موافق چون کاری از دست ما بر نمیاد با بند دوم مخالفم و بند سومت رو به شدت استقبال میکنم.
    اخرش هم تشکرات خالصانه میکنم که به اینچیزا اهمیت میدی و براش وقت میذاری و یه پست بهش اختصاص میدی و در موردش بحث میکنی.جای تو هم توی عکس حسابی خالیه.زیاد زر زدم باز.

  10. دیشدوو گفت:

    شغال آبادی جان تو بجای نظر واز طومار نویشتی خاب یکدفعه یک مطلب ب بلندی قانون اساسی مگذاشتی همر راحت مکیردی

  11. پاییز گفت:

    با خسته نباشید به جناب منصف اختلاف بر سر این بحث هایی که مطرح میشه مثل همون قضیه عنب و انگوری هست که هرکدوم به زبانهای متفاوتی بیان میکردند ولی مقصود وهدف هموشون یک چیز مشترک بود.تو حیتا هم هدف و مقصود همه برطرف کردن مشکلات ومعضلات تاحدی که درتوان این وبلاگه میباشد .بند ب بیان نکرده که فرهنگ ورسوم غلط ترویج پیداکنه که بخواهیم اونو اصلاحش کنیم چون هیچ فردی راضی به ادامه عادات ورسوم یا فرهنگ غلط نیست بلکه فرهنگی ورسومی رو که همه اعتقاد به درستی اون دارن ترویج کنیم وباحذف بند ج هم موافق نیستم وبحث مطرح کردن مشکلات که ازقبلا هم عنوان شده بود ومن هم موافقم .باتشکر

  12. نوه زارع گفت:

    منصف جان به خاطراینکه مطالبزیاد نشه من با نظر شغال اباد و شرکا موافقم
    البته با نظراتت در مورد حل مشکلات روستا موافقم
    که از همین طریق اطلاع رسانی به مدیران توسط دهیار و اعضای شورا و بحثی که ما اینجا میکنیم میتونه موثر باشه
    به هر حال من خیلی دوست دارم حضوری ببینمت

  13. بالآخره چی شد ، باسه چی نتیجه بحث اعلام نشد؟؟
    منتطر قسمت دوم هستیم.