اعضاي قبلي 4334 روز پیش
بازدید 71 ۶ دیدگاه

گمار۳شبه

چهارشنبه  شب بود وبی بی به خانه ما زنگ زد و از مادرجانی
که اول صحبتش گفت فهمیدم حتما کار دارد که مانند تمام بی بی های رودمعجنی جان
میگفت.خلاصه بعداز احوالپرسی گرم به من گفت که علی یزدان برای گمار گله زنگ زده
است ومن در ذهنم شروع کردم به کشیدن نقشه برای نرفتن وگفت یک شب میخواهی برایمان
به گماربروی با محمد بالن.چون یک شب بود وهمگمارم هم سن وسال خودم بود قبول کردم
وقرار شد جمعه به گمار بروم.جمعه ساعت ۵صبح دوباره تلفن زنگ خوردوکسی نبود به جزبی
بی که میخواست مرابیدار کند  پاشدم
لباسهایم رابرتنم کرده وآماده گمار یک شبه با محمد بالون شدم.بی بی گفت هیچ چیز
لازم نیست برداری وفقط زود بیا به کال میرزاموسی کی معطل نرن .پوتینهای سربازی
واورکت سربازی وکلاه ولباس گرم وچوب جودنه رابرداشتم وراهی اوحدی اوو شدم.

در راه زن
بالن رادیدم که با بزغاله ای در دست به سمت کال میرفت وگفتم محمدتان کجاست؟گفت:برای
کارهای خدمتش به تربت رفته است.شصتم خبردارشدکه احتمالا سرم کلاه رفته است وباید
با یکی از پیران گله (چون۷۵درصدبندداران گله ی علی یزدان بالای۵۰یا۶۰سال هستند) شب
را سرکنم اماغافل از آنکه بی بی چه نقشه ای برایم کشیده است…..

به دنگا
که رسیدم بی بی به سمتم آمد وگفت بچه ی بالن به شهررفته وباید با (عباس
ذکریا
) به گماربروی!!!

ادامه
دارد…

نظرات کاربران

با نظرات خود، ما را در ادامه مسیر راهنما باشید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. دیشدوو گفت:

    مو چون عصلن بگله نرفتیوم هیچ نظر ندروم ولی فقط کی بتو اجازه دیه ایسمتر حیتا کنی حیتا ایسمی وبلاگ خواهشن نا نویسنده های محترم در قسمت صبت متالب از ایسمی واقعی خادشه استفاده کنن تا ماهوم بفهمم ای مطالب معمولن بدرد نخارر کی منویسه

  2. سلام دوستان
    چین به یک با د خز مرن!!
    من از فردا عازم یک سفر چند روزه قم هستم ، و تا آخر هفته نیستم.
    جون شما و جون حیتا.
    اینفدر مطلب و نظر زیاد بود که وقت نشد همش رو بخونم ، به زودی جبران میکنم.

  3. در ضمن ، لطفا به جای حیتا از نام دیگری استفاده کنید ، سبب ایهام می شود.

  4. منصف گفت:

    سلام جنابی که هر روز اسم جدایی دارید. نوشته شما یک خصوصیت جالب داشت و اونم لهجه نوشتار بود که بین رودمعجنی و تهرانی در نوسان بودو حتی کلمات رودمعجنی رو هم تهرانی نوشته بودید. مثلا کال میرزا موسی.برای شروع خوب بود.

  5. پندری کوچه ی حج علی تازه امیه.اگر تازه امیه خاش امیه
    محمد جان برو به هم قم مگر استغفار کنی چون پندری هنوز که هنوزه دستتر از تاس وقف بدر نیوردیی

  6. گمار رفتن با عباس ذکریا مصداق بارز الطاف خفیه ی الهی میباشد شماها کی ب گمار نرفتین خبر ندرن..
    وای کوچه ی حج علی کیه؟
    مگه تو محمد هنوز اعدام نرفتیی کی میی بری ب قم؟وووووووووع