شعر نو
می روی تا ته ان کوچه ی تاریک وخفن کودکی می بینی که خل در اورده زجای می بچسباند به دیوار بلند گوش او می گیری می فشاری تو کمی جیغکی می کشد او جیغکی ادامه مطلب
ببیی های چقری
ببیی های چقری ببیی های چقری عادت دارن به مفت خوری عمرشونو بی هم نفس کز میکنن کنج چقری نمی دونن سوزه چیه اکی که مرزه کیه هر کی بریزه کاه دونه فکر میکنن خداشونه ادامه مطلب
تقدیم به حیتا
من فقط عاشق اینم کی د لو تروی بشینم قروت ور سنگ کشینار د کنار او ببینم من فقط عاشق اینم هیچ وقت ابولر نبینم بروم به باغای مون ده هر چه گیلاسه بچینم ادامه مطلب
دریای مهربان
ای جان جان جان جهانهای مختلف ایمان عاشقانه جان های مختلف رو سلام در تن هستی که زنده ای همواره در نسوج زبان های مختلف رویای دلنواز صدف های ساحلی دریای مهربان کران های مختلف ادامه مطلب
رودمعجن گرچه در آن ابتدا یک رود بود
رودمعجن گرچه در آن ابتدا یک رود بود لیک بهتر از دو سیصدشهر نشتارود بودمردهادر کار داس و بیل و شخم وگه درو زن به کار خانه همچون دار و تار و پود بوددر گذشته ادامه مطلب
ای کهن بوم وبر
ای کهن بوم و بر دوستت دارم حتی اگر چند وقتیست سال و ماه میرود و می اید و من دیگر مثل کودکی نمیتوانم تمام شادیهایم را در کوچه های تو هلهله کنم و تمام ادامه مطلب