هم اتاقی با عقل سرخ (۱)
شش سالی با او هم اتاق بودم. لحظه لحظهاش اتفاقهای بزرگی بود که از یک روستازادۀ نوجوان دبیرستانی سر میزد. یک روز ظهر از مدرسه آمدم، خانهمان خیلی از مدرسه دور بود. دبیرستان غفاری در ادامه مطلب
شش سالی با او هم اتاق بودم. لحظه لحظهاش اتفاقهای بزرگی بود که از یک روستازادۀ نوجوان دبیرستانی سر میزد. یک روز ظهر از مدرسه آمدم، خانهمان خیلی از مدرسه دور بود. دبیرستان غفاری در ادامه مطلب