واژه نامه رودمهجنی (۴) حرف «ت»
تا وخته tā·vx·ta (تا وقتش) تا اون موقع (مو تا یک روبع دیگه میوم. تو تا وخته سیو نک زو) تاس tās کاسه ترخ t·ra·kh متراکم، پر و برآمده. شکم ترخ: شکم گنده ترشینه tr·ši·na ادامه مطلب
تا وخته tā·vx·ta (تا وقتش) تا اون موقع (مو تا یک روبع دیگه میوم. تو تا وخته سیو نک زو) تاس tās کاسه ترخ t·ra·kh متراکم، پر و برآمده. شکم ترخ: شکم گنده ترشینه tr·ši·na ادامه مطلب