هر بار که میروی، رسیده ای
…پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی، می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته می خزید ،دشوار و کند ؛و دورها همیشه دور بود. لاک پشت تقدیرش را ادامه مطلب
…پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی، می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. آهسته آهسته می خزید ،دشوار و کند ؛و دورها همیشه دور بود. لاک پشت تقدیرش را ادامه مطلب