چوپان تنها
من مرد تنهای شبم چپون گلیه طوهی ام ایکه به گله رفته ام بابا چی #وهه خورده ام ایکه و تنها، با سگ اله دنبال پوال گشته ام پیوال پیدا کرده ام گوسفندها را خوسبانده ادامه مطلب
دل نوشته های یک رودمعجنی
دهانم را بسته ام. چشم و گوشم در مقابل دنیای بی تو بسته باد. جلوی افکارم را چگونه بگیرم که نمیرود هجوم افکار با تو بودنم از خاطرو از یاد. نمیدانم که می توانم این ادامه مطلب