الیاس (قسمت پنجم)
رفتم پاتوقمون تو کوهسنگی نشستم. پاهامو انداختم، داشتم فکر میکردم. انقدر خوابیده بودم که انگاری تازه متولد شدم ولی انگاری بدنم حس نداشت. نیم ساعتی نشسته بودم که یکی از پشت چشمامو گرفت . از ادامه مطلب
عکسهای یادگاری از مراسم عاشورای ۱۳۸۶
یادش بخیر دوران بچگی خودمون بچه های دوران دهه ۶۰ به نظر من پر جنب و جوش تر بودن نسبت به امروزیا توی مراسم همه بچه ها شوق داشتن توی مراسم نقش داشته باشن ولی ادامه مطلب