یاد یاران سفر کرده
نگاهم به پدرم افتاد ، با خودم گفتم ” آب در کوزه وما……” یادم آمد پدرم تو خاطراتش گفته بود جزء اولین کسانی بود که به جبهه رفته بود سر صحبت با پدر را باز ادامه مطلب
الیاس (قسمت سوم)
بهار 1387- هتل بزرگی در تهران عاقد : برای بار سوم می پرسم ، دوشیزه مکرمه سرکار خانم عطیه سلطانیان آیا بنده وکیلم شما را به مهر معین شده –یک جلد کلام الله مجید ادامه مطلب